اشعار شهادت امام حسن(ع) بهمراه سبک2
ازطعنه هامن خسته ام بارسفررابسته ام
گشته خزان بهارم (2)
زينب ببين خون ريزدازچشم ترم زينب ببين مي سوزدازپاتاسرم
شمع وجودمن شده سوسوزنان زينب ببين شدلحظه هاي آخرم
واويلتا واويلتا واويلتا
**********
شام فرا قم شدسحر من ماندم وخون جگر
واشدگره زکارم (2)
زهرجفاغرق نواکردي مرا زهرجفاازغم رهاکردي مرا
هستم غريب وتوبه من هستي طبيب زهرجفاحاجت رواکردي مرا
واويلتا واويلتا واويلتا
**********
آتش گرفته حاصلم شدهمسرمن قاتلم
تنهاوبي قرارم (2)
تنهاي تنهايم ندارم يک حبيب باشداجل امشب به دردمن طبيب
من که ندارم اي اجل غيرازتوکس
درخانه خودهم غريبم من غريب
واويلتا واويلتا واويلتا
**********
دارم دوزانودربغل من گفتم امشب بااجل
غمهاي بي شماره (2)
من ديده ام شمع وگل وپروانه را باچشم خودديدم درآتش لانه را
مردم چوديدم درميان کوچه ها گم کرده صاحب خانه راه خانه را
واويلتا واويلتا واويلتا
**********
مادرکجاهستي کجا اي مانده بين کوچه ها
بيادرانتظارم (2)
مادربيادردآشنايت راببين مادربياومجتبايت راببين
اي من به قربان تو و ره رفتنت مادربياامشب عصايت راببين
واويلتا واويلتا واويلتا
سید محسن حسینی
سبک
=============================
شدزهرجفایارمن امشب شدشمع شب تارمن امشب
بااین لب پرزخون بخندم واشدگره ازکارمن امشب
ای زهرجفامن مدیون توهستم
تاروزابدمن ممنون توهستم
بردی توزدل شکیبم ای زهر امشب توشدی طبیبم ای زهر
برخانه آتش زده سوگند درخانه خودغریبم ای زهر
****************
من ماندم وزهرظلم وکینه من ماندم وآه کنج سینه
راحت شده ام زبعدعمری ازدیدن کوچه مدینه
آنجاکه گل یاس ازشاخه جداشد
مادرجوانم محتاج عصاشد
من بودم آن مظهرپاکی من بودم وآن صورت حاکی
من بودم وکوچه مدینه من بودم وآن چادرخاکی
****************
من لاله میان را ه دیدم من خانه پرزآه دیدم
من بودم وکوچه مدینه درکوچه خسوف ماه دیدم
درکوچه گرفتم دست مادرم را
ره رفتن اورابودم به تماشا
دیدم که قدش خمیده می شد ا شک غم اوچکیده می شد
دستش به میان دست من بود پایش به زمین کشیده می شد
****************
زینب توبیا وکن نظاره غم کرده دگرزمن کناره
زینب توببین که همسرمن برجان ودلم زده شراره
بوی مادرمن آید به مشامم
آفتاب عمرم آمدروی بامم
امشب توبیانظربه من کن خودگریه به غربت حسن کن
باحسین من بگو که امشب بادست خودت مراکفن کن
سید محسن حسینی
سبک
========================================
ای مدینه ببین با دل بشکسته ام
همچو شمع سحر بار سفر بسته ام
حسن مجتبی شده حاجت روا
افتاده ام از پا واویلا واویلا
*****
من که می سوزم و رسیده جان بر لبم
به تماشای من بیا بیا زینبم
از برای حسن شد مهیا کفن
افتاده ام از پا واویلا واویلا
*****
همره مادرم به غیر من کس نبود
پیش چشمان من یاس علی شد کبود
مادر قد کمان مثل گل شد خزان
افتاده ام از پا واویلا واویلا
*****
بسته بار سفر خاتم پیغمبران
چشم زهرا شده ز داغ او خونفشان
عمر ختم رسل شد خزان مثل گل
افتاده ام از پا واویلا واویلا
سید محسن حسینی
سبک
=================================
بسم الله النور: با عرض سلام خدمت دوستان خالصانه از همه دوستان و علاقمندان خواهشمندیم که مطالب و راهنماییها ونظرات خودراباما در میان بگذارید.