اشعار میلاد امام هادی(ع) 1
احسان خانواده تان از قدیم بود
آن قدر روی بام شما یاکریم بود
راه تو را نیاز به خدمت گذار نیست
پرده نگاه دار سرایت نسیم بود
ای آن که چوب دستی بازیِ کودکیت
مثل عصای معجزه های کلیم بود
بیراهه بود راه، بدون هدایتت
تنها صراط نور شما مستقیم بود
نام تو جلوه ای ست از اسماء پنج تن
هم گشته ای امام علی، هم ابالحسن
وقتش شده که باز به سجاده رو کنی
وقتش رسیده با خودتان گفت و گو کنید
وقتش رسیده است که در چنته ی قنوت
کار شفاعت همه را باز رو کنید
باید حصیر ساده ی بی آبروی را
جا زیر پای داده و با آبرو کنید
گیرم که آبِ سَرد نیاورد خادمت
باید به آب گرم بهشتی وضو کنید
باید که باز زخم و جراحات شیعه را
با دست مرحمت گر مرهم، رفو کنید
امشب دوباره سمت خدا ساده می روید
از جاده ی حصیریه سجاده می روید
==================================
گفت:« سُرّ من رَای»، ترجمان «سامرا»ست
من ولی دلم گرفت... این حرم چه آشناست
چون نجف، شکوهمند چون مدینه، راز دار
داستان آن ولی داستان کربلاست...
ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!
ذکر ما علی الدّوام، گریه های بی صداست
آن چه بر زبان ماست، نام مهربان توست
آن چه بر زبان توست، اسم اعظم خداست
از زمان کودکی، در پی ات دویده ایم
از همه شنیده ایم، گرد راه تو شفاست
باغ هایی از بهشت، گوشه ی عبای توست
این عبای مصطفی، این عبای مرتضی ست
مجلس شراب را چشم تو به هم زده ست
چشم تو هنوز هم، مستیِ مدام ماست
ما شهید می شویم، روسفید می شویم
روزگار، بی وفا... عاشق تو با وفاست
ای هدایت نجیب! آسمانی غریب!
مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست؟
===========================
نمی رسد به کمال تو فهم بال کسی
که مدح شأن تو گوید زبان لال کسی
به زیر سایه ی لطفت مقیم خواهد شد
اگر به دست کریم تو شد حواله کسی
به اوج می روی و پا به پات می آید
شبیه آن که بگردد کسی وبال کسی
"مقام نوکری" ما مقام سروری است
مدال حلقه به گوشی شده کمال کسی
تو "هادی" و همه ی خانواده ات "مهدی"
عجیب نیست بدون شما زوال کسی
=============================
الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی
تویی به ملک الهی امام حضرت هادی
وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی
حساب فضل تو بیرون بُود ز حد و شماره
ولادتت به جهان داد آبروی دوباره
سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره
کند به خاک درت سجده آفتاب هماره
اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره
فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی
تو جد مهدی و باب حسن، عزیز جوادی
ولیِ کل خلایق امام کل عبادی
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی
پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی
تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی
به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی
تو در نه یم نور یم دو گوهر نابی
علی چارمی و حافظ چهار کتابی
به باغ دین پدرانت همه گل و تو گلابی
حیات خلق بود آب و تو حیات به آبی
به ملک نور تو ماهی به شهر علم تو بابی
چو جد خویش علیه السلام حضرت هادی
============================
امشب فزوده اند صفاى مدینه را
نور خدا گرفته فضاى مدینه را
با جلوه هاى اشرقت الارض قدسیان
بستند چلچراغ سماى مدینه را
روح الامین بیاد بهار نزول وحى
گلبوسه مى زند سرو پاى مدینه را
بیت النبى و گنبد خضرا و مسجدش
بخشیده لطف صحن و سراى مدینه را
در وادى قبا به تماشا نشانده اند
آن نخل هاى سبز قباى مدینه را
آن گونه خرم است که گویى گشوده اند
بر هشت خلد پنجره هاى مدینه را
عطر و گلاب لاله بدین گونه دلپذیر
تغییر داده حال و هواى مدینه را
نور جمال حضرت هادى است که اینچنین
روشن چو روز کرده فضاى مدینه را
ماهى دگر به محور خورشید عشق تافت
تا روشنى دهد همه جاى مدینه را
=============================
آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما
با شما می شود به قرب رسید
اي وصال خدا وصال شما
گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن و سال شما
مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره هاي هاي کال شما
روزگاري ست در پی دلم آید
گر چه نا قابل است مال شما
بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید
هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند
کاشدر صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند
پر و بال کبوترانه ي من
در حریم تو میل دام کند
هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند
بر دلم واجب است بعد طواف
عرضدین محضر امام کند
نیمه ي ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید
اي مسیحاي سامرا هادي
آفتاب مسیر ما هادي
علی بن محمد بن علی
نوه ي اول رضا هادي
نیست جز دامن کرامت تو
پردهٔ خانهٔ خدا هادي
ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادي
به ملکهم نمی دهم هرگز
گریهٔ زائر تو را هادي
یک شبی را کنار ما ماندي
سر سجاده جامعه خواندي
تو دعا را معرفی کردي
مرتضی را معرفی کردي
با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردي
مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردي
نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردي
سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردي
با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناسشدیم
ریشه هاي محبت ما تو
مزرعه هاي سبز دنیا تو
خواهشسرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو
گاه ابلیسمی شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو
من نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیکمی شوم یا تو
چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات؟... آقا تو
تو مرا با ولایتم کردي
آمدي و هدایتم کردي
دل من در کفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود
گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود
شکر حق می کنم صداي بلند
حضرت هادي ام امیر بود
آبرو خرج می کنی بسکه
کرم سفره ات کثیر بود
شب میلاد تو به ذي الحجه
مطلع شوکت غدیر بود
ریشه ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی
دوست دارم گداي تو باشم
سائل دست هاي تو باشم
مثل بال و پر کبوترها
دائماً در هواي تو باشم
دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاك پاي تو باشم
نیمه شب هاي ماه ذي الحجه
زائر سامراي تو باشم
یا دعاي قنوت من باشی
یا قنوت دعاي تو باشم
ما فقیریم سفره اي وا کن
سامرایی حواله ي ما کن
با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند
پاي دل هاي شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند
با نگاه تو با محبت تو
ابن سکّیت ها بزرگ شدند
خوب شد بچه هاي هیئت ما
پاي درس شما بزرگ شدند
بچه هاي قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند
بی تو دل هاي ما بهار نداشت
مثل یک شاخه اي که بار نداشت
سروده ی علی اکبر لطیفیان
=======================
به یمن تو گدای اهل بیتم
گدای هل اتای اهل بیتم
به لطف آستان مستجابت
مسلمان دعای اهل بیتم
به نام تو پس از عمری غریبی
غلام آشنای اهل بیتم
زیارت جامعه خواندی و حالا
سگ کهف الورای اهل بیتم
به احسان هدایت کردنن توست
اگر تحت لوای اهل بیتم
اگر چه کربلایی هستم اما
گدای سامرای اهل بیتم
ولی کبریا جانم فدایت
امام سامرا جانم فدایت
منم از مبتلایت مبتلاتر
منم از آشنایت آشناتر
اگر لطف کریمان به نداری است
منم از بینواها بینواتر
تو حالا که هزاران فیض داری
دل من از گدایانت گداتر
تو راه باز توحیدی،هر آنکه
به تو نزدیک تر پس با خدا تر
برایت دشمنت هم نذر می کرد
تو هستی از همه مشگل گشا تر
علی هستی و جدت هم علی بود
تویی با این حساب ابن الرضاتر
تو هم مثل پدر زهرا نژادی
عزیز خانه ی باب المرادی
تو در یکتائی ات یکتا شناسی
تو در آقایی ات اقا شناسی
لباس بندگی بر تن گرفتی
تو الحق بنده مولا شناسی
تو هنگام کریمی از گداها
نمی پرسی غریبی یا شناسی
تو در سیر نزولت هم صعود است
تو در روی زمین بالا شناسی
امام غائبت را مدح کردی
تو در امروز هم فردا شناسی
زیارت جامعه در اصل این است
زیارت نامه ی زهرا شناسی
زیارت جامعه یعنی ولایت
زیارت جامعه یعنی هدایت
دلت سرمنشاء خلق عظیم است
تجلی گاه رحمان و رحیم است
اقامت کن میان دل که عمری
دلم در کوی دلدارش مقیم است
هدایت کن مرا باگوشه چشمی
صراط تو صراط مستقیم است
اسیر گریه ام، ری زاده هستم
که از عشاق تو عبدالعظیم است
بهشت شیعه باشد سامرایت
حریمت عرش جنات النعیم است
بیا و شیعه را دریاب، آقا
قرار ما دم سرداب، آقا
سروده ی احسان محسنی فر
***
یا امام هادی(ع)
خیزید و ببینید تجلاي خدا را
در بیت ولا مشعل انوار هدا را
آن عبد خدا وجهۀ معبود نما را
رخسار علی ابن جواد ابن رضا را
در نیمه ذیحجه ندا داد منادي
تبریک که آمد به جهان حضرت هادي
پیچیده در امواج فضا بوي محمد
گویند خلایق سخن از خوي محمد
بینید عیان طلعت دلجوي محمد
در آینۀ روي علی روي محمد
الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد
بر ابن رضا، ابن رضاي دگر آمد
دل خانه و چشم همه فرش قدم او
لبریز شده ظرف وجود از کرم او
آورده حرم سجده به خاك حرم او
صد حاتم طایی است گداي درم او
از پارة دل در قدمشگل بفشانید
عیدي ز رضا و ز جوادش بستانید
اي طلعت زیباي تو خورشید هدایت
اي گوهر رخشندة نُه بحر ولایت
ذات ازلی را ز ازل دست عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت
بودند امامان همه هادي ره نور
بین همه نام تو به هادي شده مشهور
هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو
با یاد خدا سال و مه و روز و شب تو
دلهاي محبان خدا در طلب تو
نام تو علی آمد و هادي لقب تو
چارم علی از آل رسول دو سرایی
قرآن روي دست جواد ابن رضایی
اي روح دعا از نفسگرم تو زنده
بر اشک دعاي تو اجابت زده خنده
تو عبد خداوندي و خلقی به تو بنده
صورت به روي پات نهد شیر درنده
جنت گل روییدهاي از فیضنگاهت
رضوان چو یکی سائل بنشسته به راهت
ما نور ولایت ز کلام تو گرفتیم
ما وحی خدا را ز پیام تو گرفتیم
ما کوثر توحید ز جام تو گرفتیم
ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم
تا صبح جزا رو به روي خاك تو داریم
ما جامعه را از نفسپاك تو داریم
تو گوهر نُه بحري و دریاي دو گوهر
سرتا به قدم حیدر و زهرا و پیمبر
بوسیده جوادت چو کتاب الله اکبر
هم یوسف زهرایی و هم بضعۀ حیدر
هم طاهري و هم نسب از طاهره داري
هم در دل هر دلشده یکسامره داري
عیسی دمی و فیضدمت باد مبارك
در دیدة هستی قدمت باد مبارك
هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارك
تجدید بناي حرمت باد مبارك
کردم چو به دیدار رواق حرمت سیر
دیدم که در این خانه عدو شد سبب خیر
زیبد که به پاي تو سر خویشببازیم
بر صحن تو و قبر و رواق تو بنازیم
در نار حسد خصم حسودت بگدازیم
این کعبۀ دل را همه چون کعبه بسازیم
تا کور شود دشمن و تا دوست شود شاد
گردید دوباره حرم پاك تو آباد
اي سامرهات کرب و بلاي دگر ما
بر خاك درت تا ابدالدهر سر ما
وصف تو دعاي شب و ذکر سحر ما
مهر تو به بازار قیامت ثمر ما
عالم به ولاي تو ننازد به چه نازد؟
به ثناي تو ننازد به چه نازد؟ « میثم »
سروده ی غلامرضا سازگار(میثم)
=============================
مى خواهم امشب بگويم، شعرى براى نگاهت
يك سوره رحمت بخوانم، از مُصحف روى ماهت
مى خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت
اِحرام عرفان ببندم، با زائران نگاهت
مى خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببينم
اى كهكشان هدايت، در پرتو مِهر و ماهت
اى هادى نسل آدم، اى وارث اسم اعظم
منظور هستى تو هستى، آيات قرآن گواهت
من عاشقى بى پناهم، شبگرد گم كرده راهم
مِهر دَهُم، هادى عشق! كو آفتاب پناهت؟
===================================
ای آفتاب عالمیان هادیا (ع) سلام
ای نور چشم هاشمیان هادیا (ع) سلام
ای چارمین علی (ع) خدا یا علی (ع) مدد
ای مقتدای فاطمیان هادیا (ع) سلام
از بس که دُر به وقت سخن ریزد از لبت
هستی خدای نطق و بیان هادیا (ع) سلام
هر سائلی ز کوی خشنود می شود
ای سفره داری تو عیان هادیا (ع) سلام
رخساری از خداست جمال خدایی ات
سلطانی است ای گل زهرا (س) گدایی ات
==============================
بسم الله النور: با عرض سلام خدمت دوستان خالصانه از همه دوستان و علاقمندان خواهشمندیم که مطالب و راهنماییها ونظرات خودراباما در میان بگذارید.