اعیاد رجبیه
ماه رجب از كرم سر آمد ، آمد
ميلاد چهار وصي احمد آمد
داغ دو امام و زينب و ابراهيم
هم عيد رسالت محمد (ص) آمد
------------------------------------
یا رب چه بسی جرم و گناهم دیدی
رسوائی من به رحمتت پوشیدی
امید من است و بخشش روز جزا
جز درگه تو نیست مرا امیدی
-------------------
امام باقر(ع)-مدح
برخیز نگارا که بهار طرب آمد
عید عجم و چشن نشاط عرب آمد
از کثرت انوار یکی روز و شب آمد
پایان جمادی شد و ماه رجب آمد
ماهی که شود ملک جهان خُلد مُخلد
از یمن قدوم دو علی و دو محمد
بر اهل ولا عید مویّد شده امشب
در جلوه رخ داور سرمد شده امشب
لبخند عیان برلب احمد شده امشب
میلاد همایون محمد شده امشب
در دامن خورشید ، عیام قرص قمر شد
فخر دو جهان سید سجاد پدر شد
امشب صدف بحر ولایت گهری زاد
یا دخت حسن فاطمه ، زیبا پسری زاد
در خانه ی خورشید ولایت قمری زاد
یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد
این است که دو فاطمه را نور دوعین است
پور دو علی باشد و نجل حسنین است
این گوهر یکدانه ی دریای عقول است
در مکتب دین دوستیش اصل اصول است
ماه دو علی مهر دل آرای رسول است
فرزند حسین است و عزیز دو بتول است
مولای همه عبد خداوند مقام است
تا حشر امام است امام است امام است
این محور دین اختر تابنده ی علم است
در قلب زمان نور فزاینده ی علم است
آرنده ی علم است و نماینده ی علم است
گوینده ی علم است و شکافنده علم است
در کنیه ابوجعفر و باقر شده نامش
پیغمبر اسلام فرستاده سلامش
ای سائل انوار رخت مهر جهانتاب
بی مهر تو طاعات ، چو نقش آمده بر آب
خاک قدم طفل دبستان تو اقطاب
ای گوهر شش بحرویم و هفت در ناب
فرزند پیمبر پدر هفت امامی
هم فرش مکان هستی و هم عرش مقامی
انوار دل از روی نکوتر زمه تو
جن و بشر و خیل ملائک سپه تو
جان همه خوبان جهان خاک ره تو
شد باعث بینائی جابر نگه تو
مارا زگنه نیست بجز روی سیاهی
ای چشم خدا وند ، کرم کن به نگاهی
از شوق تو چون مهر تو چون داغ به سینه
چشمم به بقیع است و دلم سوی مدینه
ای شمع دل پنج امین و دوامینه
ماغرق به دریای گناه و تو سفینه
غرقیم ولی چشم یه احسان تو داریم
با دست تهی دست به دامان تو داریم
مهر تو ثمر گشته بسی حاصل ما را
حب تو صفا داده بقیع دل ما را
وصف تو همی شور دهد محفل ما را
اینگونه سرشتند از اول گل ما را
تا حشر گـُل مهر تو روید ز گـِل ما
آوای تو پیوسته برآید ز دل ما
تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت
پیوسته ملک سائل زوّار بقیعت
جان و دل ما شمع شب تار بقیعت
تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت
این درد فراقی که به جان است دوا کن
بر ما زره لطف گذر نامه عطا کن
ای بوسه گه یوسف زهرا دهن تو
نقل دهن ما همه نَقل سخن تو
جان همه قربان تو و جان و تن تو
صد شکر که میثم شده مرغ چمن تو
غیر از گل مهر تو به گلزار نبوید
|
جز مدح تو و عترت اطهار نگوید ------- |
برخيز بده بوسه كه مهمان آمد
از مقدم او بر تن ما جان آمد
جان بر قدمش بريزم و ميگويم
صد شكر كه جانِ جانان آمد
-----------------------------------------------
|
سرود |
دسته گل محمدی یـا امـام بـاقر
خوش آمدی خوش آمدی یا امام باقر
امشب ز اشگ شوق خود لاله میفشانم
تبـارک الله احسن الخالـقین بخـوانم
گوهر مدحت همه دم ریـزد از دهانم
تو قبله دلم شدی یا امام باقر
دستهگل محمدی یا امام باقر
خوشآمدی خوشآمدی یاامام باقر
آینۀ جمال حق نـور حی سرمد
سلالـۀ دو فاطمه خَلَفِ محمّد
به نام و خلق و خوی تو صلوات احمد
محمّدی محمّدی یا امام باقر
خوشآمدی خوشآمدی یا امام باقر
همای عرشیان قدم به زمین نهادی
بر دل و چشم شیعیان همه جلوه دادی
بـاقـر نـور دیـده سیـدالعبادی
قدم به چشم ما زدی یا امام باقر
خوشآمدی خوشآمدی یاامام باقر
سلام ذات ذوالجلال به تو و جلالت
درود ختم الانبیا بـه مـه جمالت
آینـۀ حسن خدا رخ بی مثـالت
مؤّید و مؤّیدی یـا امام باقر
خوش آمدی خوشآمدی یا امام باقر
تو دومین محمّد و پنجمین امامی
نجل امام چارم و سیدالانـامی
در اول ماه رجب تو مه تمامی
یا سیدی یا سیدی یا امام باقر
خوش آمدی خوشآمدی یا امام باقر
------------------------
امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت
ای دهمین رهبر والا مقام
نجل محمد خلف نه امام
روح دعا، روح سجود و قیام
سایۀ لطفت به سر خاص و عام
مُهر تو امضای صلات و صیام
سیّدنا حضرت هادی سلام
آینة احمدی و مرتضی
واقف آینده ای و ما مضی
هادی راه قدری و قضا
نجل جواد استی و ابن الرضا
جدّ و پدر هر دو امام همام
سیّدنا حضرت هادی سلام
خازن جنت به سرایت فقیر
پیش جلالت متوكل حقیر
ملك دل اهل ولا را امیر
دل كه نباشد به ولایت اسیر
نور الهی است بر آن دل حرام
سیّدنا حضرت هادی سلام
ای ز كرامت شده غمخوار من
اشك تو در چشم گهربار من
نام تو و ذكر تو گفتار من
سامرۀ توست دل زار من
ای حرم دل ز تو بیت الحرام
سیّدنا حضرت هادی سلام
ای غمت از جور عدو بی حساب
ای جگر شیعه برایت كباب
دیده مدام از متوكل عذاب
از چه تو را برد به بزم شراب
خوب گرفتند ز تو احترام
سیّدنا حضرت هادی سلام
خون عوض اشك فشانم همه
نیست به سوز جگرم خاتمه
ناله شده بر لب من زمزمه
بزم شراب و پسر فاطمه
سوزد از این غم جگرم صبح و شام
سیّدنا حضرت هادی سلام
حیف كه ای بضعۀ پاك جواد
خصم ستم پیشه تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
دور تو كم بود و مصائب زیاد
عمر تو با خون جگر شد تمام
سیّدنا حضرت هادی سلام
سینه ز سوز مِحَن ات سوخت سوخت
|
شمع صفت جان و تنت سوخت سوخت |
شیعه به هر انجمنت سوخت سوخت
آه كه قلب حسنت سوخت سوخت
اشك فشاند ز فراقت مدام
سیّدنا حضرت هادی سلام
حیف كه شد صحن و سرایت خراب
زائر قبر تو شده آفتاب
غربت تو كرده دلم را كباب
خون چكد از دیده به جای گلاب
سوخت از این غم جگر خاص و عام
سیّدنا حضرت هادی سلام
--------
مولا همه جا به نامتان می نازم
به عطر خوش کلامتان می نازم
یا "حضرت هادی الائمه" حتی
بر نوکری غلامتان می نازم
-----
نوحۀ شهادت امام هادی
دهمین رکـن دین هـادی اهـلبیت
گشته مسموم کین هـادی اهـلبیت
یا امام زمان الامان الامان
ایهــا العسکــری یا حسن یا حسن
خیز و کن سیدی رخت ماتم به تن
یا امام زمان الامان الامان
زخم بغض عدو عاقبت چاره شد
هادی اهـلبیت جگرش پـاره شد
یا امام زمان الامان الامان
سامـره سامـره غرق ماتم شده
کربـلای دگــر کلِّ عالم شده
یا امام زمان الامان الامان
تیره از غم فضاست قتل ابن الرضاست
بلکـه صـاحب عـزا علــی مرتضاست
یا امام زمان الامان الامان
پیکــر پــاک او بـر روی شانهها
رأس جدش حسین کنــج ویرانـهها
یا امام زمان الامان الامان
هرچه با او شد از خصـم بـد اخترش
نشـد از تـن جدا لب عطشان سرش
یا امام زمان الامان الامان
جسم ابـن الرضا شد نهان زیر خاک
مثل جدش نشد پیکرش چاکچاک
یا امام زمان الامان الامان
===============
نوحۀ شهادت امام هادی
در سامـره بــر پــا شــده قیامت
یـا حضـرت زهـرا ســرت سلامت
حجةابن الحسن رخت غم کن به تن
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
داغ رضا تازه شده دوباره
امـام عسکری کند نظاره
جــواد الائمــه عزیـــز فاطمــه
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
سامـره کربلای دیگــر شده
عـزای فــرزند پیمبــر شده
میرسد این ندا واویـلا واویـلا
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
خون گشت از غم، جگر کبابش
بردنـد سـوی مجـلس شرابش
یـا امـام زمـان الامـان الامـان
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
خـون بـه دل حیـدرکرار شد
حضـرت فاطمـه عـزادار شـد
واویــلا آه آه با چه جرم و گناه
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
ای شیعیـان شـد وقت سوگواری
اشک حسن به دیده گشته جاری
دیده گریـان پسـر در عــزای پــدر
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
امام مـا شـد پاره پاره جگر
دیگر سرش جدا نشد زپیکر
وای از این جنایت ظلـم بـینهـایت
امام هادی شده مسموم در سامره جان داده مظلوم
---
غزل مصیبت
یک بی حیا و ظرف شراب و امام بود
اما به لعل لب، لب چوب تری نبود
یک شهر دشمن از همه جانب ولی دگر
چشم طمع که در پی انگشتری نبود
آنجا کشنده بود که در پیش دختران
می زد یزید چوب، وَ آب آوری نبود
ای کاش در مقابل چشمان خواهری
رأس بریده داخل طشت زری نبود
فریاد می کشید صدای گرفته ای
بابا محاسن تو که خاکستری نبود!
وای از غروب شام غریبان که ناقه بود
امّا میان جمع، علی اکبری نبود
دیگر زبان روضه ی من لال یک کلام
من فکر می کنم خبر از معجری نبود
-----------------------
امام هادی النقی(ع)-شهادت
آه ای زمانه با گل زهرا چه کرده ای؟!
ای زهر با امیر دل ما چه کرده ای؟!
آتش گرفته کل وجود امام عشق
قد جوان فاطمه شد تا، چه کرده ای؟!
زهرا برای غربت او گریه می کند
داغش نشسته بر دل مولا چه کرده ای؟!
سوزانده ای تمامی جسم مطهرَّش
حالا نشسته ای به تماشا چه کرده ای؟!
وای از نوای هادی و غم های عسگری
داند پسر که با دل بابا چه کرده ای؟!
مهدی برای جد غریبش عزا گرفت
واویلتا شده دم آقا چه کرده ای؟!
×××
بسم الله النور: با عرض سلام خدمت دوستان خالصانه از همه دوستان و علاقمندان خواهشمندیم که مطالب و راهنماییها ونظرات خودراباما در میان بگذارید.