دربخش پنجم کتاب حماسه حسینی که مربوط به یادداشت‌های شهید مطهری است، در واقع یادداشت‌ها و فیش‌های تحقیقاتی استاد بوده که قصد داشته بعدها درباره آنها تحقیق کند و هنوز در این مطالب به نتیجه قطعی نرسیده بود. این مسأله برای اهل تحقیق و پژوهش، کار رایجی است که گاهی مطلبی را در جایی یادداشت می‌کنند تا در فرصتی مناسب راجع به آن تحقیق کنند. اما مشکلی که در مورد شهید مطهری پیش آمده این است که ناشر محترم، به دلیل جایگاه ویژه استاد و با هدف انتشار آثار جدیدی از ایشان، یادداشت‌های خام ایشان را که هنوز در آنها تحقیق نشده بود، در کنار سخنرانی‌های ایشان که دیدگاه‌های پخته و نهایی او بود به چاپ رساند و آن همه سر و صدا به راه انداخت. این در حالی است که ناشر در مقدمه کتاب این تذکر را هم داده است ؛ در مجموع شاید شهید مطهری قصد داشته در این موضوع تحقیق کند و نظر نهایی خود را در این باره اظهار نکرده بود و نمی‌توان ادعا کرد که ایشان ماجرای شهادت دختر کوچک امام حسین در شام را قبول نداشته است.

عده‌ای از ارادتمندان به ساحت قدسی اهل بیت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌ای که در برخی محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقلید شیعه در این خصوص را با طرح 4 سؤال جویا شده‌اند

1صحت وجود دختری با مشخصاتی که ارباب مقاتل در مورد کیفیت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (درخرابه شام) چیست؟
2صحت انتساب چنین دختری به امام حسین‌(ع) چگونه می‌باشد؟
3صحت انتساب حرم موجود در نزدیک دمشق به دختری به نام حضرت رقیه‌(س) چگونه است؟
4با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌های حضرت عالی انجام نذر و ادای آن دارای چه حکمی است؟
متن کامل نظرات این دو مرجع تقلید تقدیم می‌گردد

پاسخ آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی
بسمه‌تعالی
شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌(ع) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر رقیه بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف این است که نامش رقیه است.
همیشه موفق باشید.

پاسخ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی
بسمه‌تعالی
در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را رقیه نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.

در ادامه تحقیقی را در مورد حضرت رقیه می آوریم که امید واریم مورد استفاده علاقمندان و اهل تحقیق و مطالعه قرار گیرد .

در ضمن اگر دوستان عزیز به مطالب جالبی در مورد تحقیق برخوردند یا مطالب قابل استفاده داشتند خوشحال می شویم برای ما به آدرس ایمیل ما بفرستند تا استفاده نماییم

ohod1416@yahoo.com             sadn1416@yahoo.com


آيا امام حسين(ع) دختري به نام «رقيّه» داشته است؟
? مورخان و مقتل‌نويسان هنگام بيان فرزندان امام حسين(ع) به ذکر دو دختر به نام‌هاي فاطمه و سکينه، بسنده کرده‌اند؛1 برخي نيز نام «زينب» را بدان‎ها افزوده‌اند؛2 اما در هيچ يک از منابع اوليه، نامي از دختري خردسال براي امام حسين(ع) که رقيه، فاطمه صغري و يا نام ديگري داشته باشد موجود نيست و نيز اين جريان که هنگام اقامت کاروان اسيران در شام دختري خردسال از امام حسين(ع) در فراق پدر و هنگام مواجهه با سر بريده پدر جان داده باشد، به چشم نمي‌خورد؛ ولي در برخي از کتاب‎هاي متأخر شرح حال اين دختر کوچک و قصه جان ‌سوز او در خرابه شام بيان شده است.3 بيشتر اين نويسندگان اين جريان را از کتاب «کامل بهايي» ـ نوشته قرن هفتم هجري ـ روايت کرده‌اند.

براي وجود چنين دختري دو شاهد مي‌توان آورد: شاهد اول: هنگامي که زينب(س) در کوفه با سر بريده امام حسين(ع) مواجه شد، اشعاري سرود که در ضمن آن آمده است: «اي برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزديک است قلبش تهي گردد.»4 که نشان از وجود چنين دختر خردسالي که در فراق پدر بي‌تاب بوده، دارد.
شاهد دوم: آورده‎اند که: امام حسين(ع) در آخرين لحظات حيات خويش، هنگام مواجهه با شمر، چنين فرمود:
الا يا زينب يا سکينه! ايا ولدي! من ذايکون لکم بعدي؛ الا يا رقيه! يا ام‌کلثوم! انتم وديعة ربي، اليوم قد قرب الوعد.5
که در اين‎جا امام حسين(ع) نام رقيه را آورده است.
قديمي‌ترين منبعي که درباره دختر امام حسين در شام، اظهار نظر کرده است، عمادالدين طبري در «کامل بهايي» است؛ وي مي‌نويسد: «دخترکي بود چهار ساله، شبي از خواب بيدار شد و گفت: پدر من حسين کجاست؟ اين ساعت او را به خواب ديدم سخت پريشان، زنان و کودکان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخواست.»6 يکي از منابعي که عمادالدين طبري جريان را از او نقل کرده است، کتاب «الهاوية» نوشته‌ي دانشمندي سني به نام محمد بن‎احمد مأموني است.
در مقاتل گفته شده که بعد از شهادت علي‌اصغر، امام حسين(ع) او را به پشت خيمه‌ها برد و دفن کرد و اکنون چنين معروف است که علي‌اصغر روي سينه امام حسين(ع) قرار دارد؟
اين قضيه که امام سجاد(ع) علي‌اصغر را بر روي سينه‌ي حضرت سيدالشهدا(ع) گذاشت و دفن کرد، واقعيت ندارد؛ زيرا اوّلا،ً جنازه را در قبر بر طرف راست مي‌خوابانند که رويش به طرف قبله باشد؛ اگر گفته شود: حضرت او را در مقابل سينه‌ي امام،(ع) در زمين به طرف قبله گذاشت، باز حرفي است، اگر چه مدرک ندارد و ثانياً، از جهت حکم شرعي، جنازه‌ي طفل را روي سينه گذاشتن و آن‌طور دفن کردن چه صورت دارد، آيا جايز است؟ آيا مي‌شود آن را نسبت به امام(ع) داد؟ و نقل اين موضوع، يعني گذاشتن جنازه‌ي حضرت علي‌اصغر(ع) بر روي سينه‌ي مبارک سيدالشهدا(ع) و نسبت آن به بعضي از بزرگان علما، اگر صحت داشته باشد از باب اين است که آن طفل صغير شهيد از بس قلب مبارک سيدالشهدا(ع) را با تير خوردنش سوزانيد مثل اين است که روي سينه‌ي امام(ع) دفن شده است و در حالي نقل کرده‎اند که تمامي شهداي بني‌هاشم در زير پاي امام(ع) مدفونند، حتي علي‌اصغر و نزديک‎ترين کسي از شهدا به آن حضرت، فرزندش حضرت علي اکبر(ع) است و بعد از بني‌هاشم سايرين مدفونند و در اين مطلب جاي شک نيست.7

«عبدالله» کدام يک از فرزندان امام حسين(ع) است؟
عبدالله نام طفل امام حسين(ع) است که در آخرين لحظات جنگ، در آغوش امام(ع) به شهادت رسيد؛ البته برخي به اشتباه او را علي‌اصغر مي‌نامند.
در بررسي تاريخ کربلا و وقايع روز عاشورا، به صحنه‌ جان ‌سوزي برمي‌خوريم که بسياري از بزرگان و مورخان آن را نقل کرده‌اند و گفته‌اند که در آخرين ساعات نبرد، طفلي از امام حسين(ع) که در آغوش ايشان بود، هدف تير دشمن قرار گرفته، به شهادت ‌رسيد. نام اين طفل را بسياري «عبدالله» 8 و برخي «علي» 9 و يا «علي‌اصغر»10 گفته‌اند. و بعضي ديگر نيز صرفاً به کلمه طفلي از حسين(ع) اکتفا کرده، از او نامي نبرده‎اند.11
البته در زيارت ناحيه مقدسه چنين آمده است: سلام بر «عبدالله» طفل شيرخوار تيرخورده، در خون خويش غلطيده که خونش به آسمان جهيد و در آغوش پدرش به تير دشمن ذبح گرديد.12
تمام منابع اتفاق دارند که تنها يک فرزند شيرخوار امام حسين(ع) با آن کيفيت به شهادت رسيده است و تنها اختلاف در نام اوست. مرحوم مجلسي مي‌گويد:
«نزد من صحيح اين است که امام حسين سه پسر به نام علي داشته است».13 «اما اختلاف درباره اسم او احتمالاً به جهت اين بوده که اين طفل را به دو نام مي‎خواندند، با توجه به اين که طبق روايتي، امام به خاطر علاقه زيادي که به پدرش داشت، بارها نام علي را بر فرزندانش گذاشته است.»14
آيا امام حسين(ع) دختري به نام فاطمه‌ي صغري داشته است که به هنگام شهادت ايشان در مدينه مانده باشد؟
در کتب معتبر تاريخ و مقاتل، نامي از فاطمه صغري ـ فرزند امام حسين(ع) ـ و ماندن وي در مدينه و عدم حضورش در کربلا، نيامده است.
در فهرست اسامي فرزندان امام حسين(ع) در کتب تاريخ و مقاتل، نام دو دختر15 و يا سه دختر16 به نام‌هاي سکينه، فاطمه و زينب، به ثبت رسيده است و نامي از دختري به نام فاطمه صغري موجود نيست و به اتفاق همه مورخان و مقتل‌نويسان، امام حسين(ع) هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه، تمام فرزندان خود، فرزندان امام حسن(ع) و اهل‌بيت خود را، به جز محمد بن‌حنفيه، به همراه داشتند.17
بنابراين، از امام حسين(ع) فرزندي به نام فاطمه صغري که در مدينه مانده باشد و در صحنه کربلا حضور نداشته باشد، در تاريخ ثبت نشده است.
آيا مادر علي‌اکبر زودتر از مادر امام سجاد با امام حسين(ع) ازدواج کرد که نام علي‌اکبر بر، ايشان نهاده شده است و علي ‌اوسط و علي ‌اصغر کدامند؟ و سن حضرت علي‌اکبر چقدر بوده است؟
بسياري از مورّخان بر اين باورند که امام حسين(ع) دو پسر به نام «علي» داشته‌ است که به «علي‌اکبر» و «علي‌اصغر» معروف بودند.18 برخي نيز از سه فرزند به نام‎هاي «علي‌اکبر»، «علي‌اوسط» و «علي‌اصغر»ياد کرده‎اند.19 اما اين که امام سجاد(ع) و علي ‌بن الحسين شهيد جوان ـ کدام يک از اين‎ها مي‎باشند، سه نظريه وجود دارد:
الف ـ امام سجاد(ع) علي‌اصغر و شهيد جوان کربلا علي‌اکبر بوده است؛20
ب ـ عکس نظريه اول، يعني امام سجاد(ع) علي‌اکبر بوده و شهيد کربلا علي اصغر؛21
ج ـ شهيد کربلا علي‌اکبر، امام سجاد(ع) علي‌اوسط و فرزند خردسالي از امام حسين(ع) علي اصغر بوده‎اند.22
به عنوان شاهدي براي نظريه، اول به اين کلام امام سجاد(ع) تمسک جسته‎اند که در جواب عبيدالله بن‌ زياد وقتي که گفت: «آيا خدا علي را نکشت؟» فرمود: «من برادري داشتم که علي نام داشت و از من بزرگ‎تر بود و مردم او را کشتند.»23 البته برخي ديگر هنگام نقل اين عبارت، جمله «از من بزرگ‎تر بود» را نياورده‌اند،24 اما اين‎که چرا نام يکي «علي‌اکبر» و ديگري «علي‌اصغر» نهاده شده، براي تمييز و عدم اشتباه بوده است.
اما درباره تاريخ ازدواج امام حسين(ع) با مادران آن دو، هيچ مطلب مستندي نداريم. نام مادر جوان شهيد کربلا «ليلي دختر ابي‌مرة بن ‌عروه بن‌ مسعود الثقفيه» مي‌باشد25 و برخي نامش را «آمنه» گفته‌اند.26 درباره سن ايشان نيز بسياري متعرض آن نشده‌اند و برخي که آن را بيان کردند، تاريخ‌هاي متفاوتي گفته‌اند: 18 ساله، 25 ساله، (27) 12 ساله، (28) 17 ساله،(29) و تولد در دوران حکمراني عثمان.30 از اين رو تاريخ دقيقي به دست نمي‎دهد.
در پايان شيخ مفيد که از علماي برجسته‎ي شيعي و مورد اعتماد مي‎باشد، امام سجاد(ع) را علي اکبر و شهيد کربلا را علي اصغر معرفي کرده است؛31 همچنين ايشان در نقل فرمايش امام سجاد(ع) در مجلس ابن زياد، فقط به اين فرمايش امام اکتفا کرده که من برادري به نام علي داشتم، و مردم او را کشتند، و اين مطلب که او از امام سجاد(ع) بزرگ‎تر بوده را نقل نکرده است.32
آيا امام حسين(ع) دختري به نام سکينه داشته‌ است و اگر چنين بوده، آيا در کربلا ازدواج کرده است يا پيش از آن؟ او در کربلا چقدر سن داشته و شوهر او چه کسي است؟ آيا اين مطلب صحت دارد که همسر ايشان «مصعب بن ‌زبير» ـ برادر عبدالله بن ‌زبير ـ و قاتل مختار ثقفي بوده است و بر فرض صحت، چگونه توجيه مي‎شود؟
با دقت و تحقيق در کتب تاريخي و مقاتل درمي‌يابيم که، تاريخ‌ نويسان شيعي و سنّي وجود دختري به نام سکينه را براي امام حسين(ع) ثبت کرده‎اند: شيخ مفيد مي‎نويسد: سکينه از جمله دختران امام حسين(ع) و نام مادرش «رباب» است.33 مرحوم طبرسي نيز با ذکر اين مطلب، مي‌فرمايد: امام حسين(ع) وي را به عقد عبدالله بن‌الحسن، ـ برادر زاده‌اش ـ درآورد که در روز عاشورا به شهادت رسيد،34 و در کتاب «مقتل‎الحسين» آمده است: ايشان با پسر عمويش ـ عبدالله بن‌الحسن ـ ازدواج کرد که در روز عاشورا، قبل از اين که بين آن‎ها وصلتي صورت بگيرد، به شهادت رسيد و هيچ بچه‌اي از ازدواج آن‎ها به دنيا نيامد.35 همچنين مرحوم طبرسي نقل مي‌کند: سکينه بنت الحسين(ع)، در روز عاشورا ده ساله بوده است.36
ذهبي نيز در کتاب «تاريخ الاسلام»، سکينه را دختر امام حسين(ع) مي‌داند و فهرستي از کتبي را که از سکينه ـ بنت الحسين(ع) ـ نام آورده‌اند، ذکر مي‌کند37 که حدود بيست کتاب است؛
بنابراين، کتب بسياري از سکينه ـ دختر امام حسين(ع) ـ ياد کرده‎اند، که نام برخي از آن‎ها را، افزون بر آن‎چه در متن آمده، در پي‌نوشت آورده‎ايم!38
امّا درباره‎ي سنّ آن بزرگوار، سخن روشني وجود ندارد و از مجموع اقوال مورّخان استفاده مي‌شود که ايشان در جريان کربلا ازدواج کرده، يا حداقل در سنّ ازدواج بوده است.
مرحوم شيخ مفيد در اين باره مي‎فرمايد: روايت شده که حسن‌ بن ‌حسن يکي از دو دختر امام، حسين(ع) ـ عمويش ـ را براي خويش خواستگاري کرد. امام حسين(ع) به او فرمود: فرزندم، هر دخترم را که بيشتر دوست داري، خود اختيار کن، تا او را به همسري تو درآورم. حسن حيا کرده پاسخي نداد؛ پس امام حسين(ع) فرمود: من دخترم فاطمه را براي تو اختيار کردم؛ زيرا او شباهت بيشتري به مادرم فاطمه(س) ـ دختر رسول خدا(ص)ـ دارد.39
از اين روايت استفاده مي‌شود که دختر ديگر امام حسين(ع) (سکينه) است که در آن زمان ـ قبل از جريان کربلا ـ به سن ازدواج رسيده بوده که امام حسين(ع) حسن ‌بن‌ حسن را براي انتخاب يکي ازآن، دو آزاد گذاشت. ذهبي مورخ بزرگ اهل سنت نيز در کتاب «تاريخ الاسلام» مي‌گويد:
«سکينه بنت الحسين(ع) با چند نفر ازدواج کرد که اولشان عبدالله بن حسن بوده است و بعد از او مصعب بن زبير، عبدالله بن عثمان حزامي، زيد بن عمرو، عبدالعزيز بن مروان، و ابراهيم بن عبدالرحمن بن عوف ازدواج کرده است»40
اما اين که آيا حضرت سکينه بعد از عبدالله بن ‌حسن، با کس ديگري ازدواج کرده يا خير، اقوال مختلفي وجود دارد؛ ذهبي در تاريخ اسلام مي‌گويد: «پس مصعب با سکينه ازدواج کرد و پيش از اين که به هم برسند مصعب کشته شد و بعد از او نيز چند نفر با سکينه ازدواج کردند.» ابي الفرج اصفهاني نيز در کتاب «الاغاني» چنين مي‌گويد:
علي محمد علي دخيل در کتاب «سکينة بنت الحسين» بعد از نقل تمام اقوال از کتب مختلف، چنين نتيجه‌گيري مي‌کند: «اين اسامي و شوهران حضرت سکينه به شکل عجيبي، بلکه به صورت نادر مخلوط شده‌اند، تا جايي که يک اسم به دو نيم شده و از هر نيمي به تنهائي شوهري بيرون مي‌آيد و براي سکينه دو همسر پيدا مي‌شود.»41 نيز در جاي ديگري مي‌گويد: «اين اقوال گوناگون درباره‎ي همسران حضرت سکينه، از روايات مختلفي که در اين زمينه وجود دارد، ناشي شده است که گاه با يکديگر اختلاف يا تناقض دارند؛ مثلاً در يک صفحه از کتاب «الاغاني» چهار روايت ديده مي‌شود که همه آن‎ها با يکديگر تناقض دارند؛»42 باز در چند صفحه بعد، بحث را چنين جمع‌بندي مي‌کند: «اين گونه روايات قابل اعتماد و اطمينان نيست و از جمله اقوال و رواياتي که در اين باره وجود دارد، آنچه که نزد شيعه پذيرفتني است، اين است که حضرت سکينه جز با پسر عمويش عبدالله بن‌الحسن ازدواج نکرد.»43
علماي اهل سنت نيز در کتب خود، اين اعتقاد شيعه را نقل و با آن موافقت کرده‎اند.

کتب ذيل از جمله‎ي کتب شيعه و سني است که اين موضوع را روايت کرده‌اند:
1. اسعاف الراغبين، ص 210؛
2. رياض الجنان، ص 51؛
3. اعلام الوري، ص 127؛
4. سفينه البحار، ص 638 ؛44
5. مقتل الحسين، اثر مقرم، ص 330؛
6. سکينه بنت الحسين، اثر مقرم، ص 72؛
7. ادب الطف، ج 1، ص 162.


اسارت اهل‌بيت(ع) چه مدت طول کشيد؟
در حادثه‎ي کربلا پس از پايان نبرد، اهل‌بيت امام حسين(ع) را اسير گرفته، شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمايش گذاشتند. اين فاجعه، نقض آشکار قوانين اسلام بود؛ چرا که اسير گرفتن زن و مرد مسلمان از نظر اسلام مردود؛ است همان گونه که علي(ع) نيز در جنگ جمل اسير کردن زنان را روا نشمرد و عايشه را به همراهي تعدادي از زنان به شهر خودش باز گرداند؛ اما متجاوزان اموي بازماندگان و فرزندان پيامبر(ص) را به اسارت گرفته، مثل اسيران کافر، از کوفه به شام فرستادند، چهره‎ي زنان اسير را بر اهالي شهرها و روستاهايي که بر سر راه بود، نشان دادند45 و با آن‎ها در نهايت سنگدلي و خشونت مانند کنيزان و غلاماني که از بيگانه گرفته باشند، رفتار کردند.46
حضرت زينب(س) هنگام عبور از کنار جسد شهدا، در اعتراض به اين اسارت فرمود: اي محمد(ص)! اينان دختران تو هستند که به اسارت مي‌روند…47
روز دوازدهم محرّم، به فرمان عمر بن سعد، سپاه به سوي کوفه به راه افتاد. ابن سعد بازماندگان امام(ع) را که خاندان پيامبر(ص)بودند، با شيوه‌اي درد آور به صورت اسير به کوفه آورد و مردم کوفه نيز براي ديدن اسيران، از شهر خارج شده، در کنار راه ايستاده بودند.
اسيران اهل‌بيت(ع) به مدت نامعلومي در زندان ابن‌زياد ماندند و پس از کسب اطلاع ابن زياد از يزيد، به سوي شام رهسپار شد و روز اول ماه صفر 61 هـ ق به دمشق رسيدند. و با توجه به نقل صحيحي که اسيران اهل بيت در روز بيستم ماه صفر سال 61 هجري مطابق با اولين اربعين شهادت امام حسين(ع) به کربلا رسيده باشند بايد بيش از چند روز در دمشق نمانده باشند که شهيد قاضي طباطبايي در کتاب گرانسنگ «تحقيق در اولين اربعين سيدالشهدا‌(ع)» اين قول را تقويت کرده است، بنابراين مي‎توان گفت مدت اسارت اهل بيت حدود يک ماه بوده است.
«علي بن‎الحسين» در زيارت عاشورا کدام يک از فرزندان امام است؟
منظور از علي بن الحسين(ع) در زيارت عاشورا که گفته مي‎شود:
السلام علي علي بن الحسين.
علي اکبر است؛ زيرا ما در زيارت عاشورا بر شهداي کربلا سلام مي‎فرستيم و از اولاد امام حسين(ع) تنها علي اکبر در کربلا به شهادت رسيد و اگر گفته شود که علي اصغر هم در کربلا به شهادت رسيد، در جواب مي‎گوييم: از علي اصغر در مقاتل به عبدالله رضيع ياد شده است، نه علي اصغر.48
همچنين وقتي ابن زياد در دارالاماره چشمش به امام سجاد(ع) افتاد، پرسيد چه نام داري؟ پاسخ داد علي بن الحسين. ابن زياد گفت: مگر خدا علي بن الحسين را نکشت امام سجاد فرمود:
کان لي اخ اکبر مني يسمي علياً قتله الناس.
برادر بزرگ‎تري داشتم که اسم او علي بود و مردم او را کشتند.49 اين خود قرينه‎اي است بر اين که منظور از «علي بن الحسين»(ع) در زيارت عاشورا علي اکبر است نه امام سجاد. البته شيخ مفيد امام سجاد(ع) را علي اکبر مي‎داند و علي، ـ جوان شهيد کربلا ـ را علي اصغر50. در نهايت منظور از علي بن الحسين در زيارت عاشورا علي جوان و شهيد در صحراي کربلا مي‎باشد.

تعداد فرزندان امام حسين(ع) و حضور آن‌ها در واقعه‌ي کربلا چگونه بود؟
طبق نقل شيخ مفيد، امام حسين(ع) شش فرزند داشت به نام‎هاي:
1. علي بن الحسين الاکبر يا امام سجاد(ع) که کنيه‎اش ابومحمد و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر يزدگرد پادشاه ساساني ـ مي‎باشد؛51
2. علي بن الحسين الاصغر، مادرش ليلا ـ دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي ـ است. او براساس گفته‎ي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ ق، متولد شد و اولين فرد از بني‎هاشم بود که به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانه‎اي به او کرد و اشکش سرازير شد و گريست و فرمود:52 «خدايا! گواه باش جواني را به ميدان مي‎فرستم که شبيه‎ترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت مي‎شديم، به روي او نگاه مي‎کرديم.»53
3. جعفر، مادر او قضاعية بود. جعفر در حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفت.
4. عبدالله، در مدينه متولد شده است و مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ مي‎باشد. امرء القيس در مدينه سه دخترش را به ازدواج اميرالمؤمنين(ع) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) درآورد که داستانش مشهور است. رباب به همسري امام حسين(ع) درآمد و سکينه و عبدالله، فرزندان حسين(ع) از رباب مي‎باشند.
5. سکينه، مادر او نيز رباب است. سکينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ وفات کرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.54
6. فاطمه: مادرش ام‎اسحاق بوده است.
علي بن عيسي الاربلي در «کشف الغمة» گفته: اولاد حسين(ع) ده تن بودند؛ شش پسر و چهار دختر. سه تن از پسران وي علي نام داشته‎اند و محمد و عبدالله و جعفر. علي اکبر در کربلا در برابر پدر جنگيد و شهيد شد و علي اصغر صغير را تير زدند؛ همچنين گفته‎اند که عبدالله نيز با پدر کشته شد. دختران او زينب و سکينه و فاطمه بودند. نسل امام حسين(ع) از علي اوسط، يعني زين العابدين(ع) است؛55 البته قول قوي و قريب به صحت و نظر شيخ مفيد است. پس در خاتمه مي‌توان گفت غير از امام سجّاد‌(ع) و جعفر بن الحسين‌(ع) تمام فرزندان ذکور امام حسين(ع) در کربلا به شهادت رسيدند.

پي نوشتها :

1-. الارشاد، سلسلة مؤلفات شيخ مفيد، ج 2، ص 135، دارالمفيد، بيروت، 1414 هـ.مناقب آل ابي‌طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 77، موسسه انتشارات علامه، چاپ علميه قم.اعلام الوري، طبرسي، ج 1، ص 478، موسسه آل‌بيت، چاپ اول، 1417 هـ.نسب قريش، مصعب الزبيري، ص 59، دارالمعارف، قاهره چاپ سوم.انساب الاشراف، بلاذري، ج 3، ص 1288، دارالفکر، بيروت، چاپ اول 1417 هـ.تذکرة الخواص، سبط‌ بن جوزي، ص 249، موسسه اهل البيت، بيروت، چاپ اول، 1401 هـ.
2. کشف الغمة في معرفة الائمة، الاربلي، ج 2، ص 38، تحقيق رسولي، تبريز، سوق مسجد الجامع.
3. نفس الهموم، شيخ عباس قمي، ص 415 و 416، انتشارات مکتبه الحيدريه، چاپ اول، 1379 ش.الايقاد، شاه عبدالعظيمي، ص 179، تحقيق رضوي، منشورات فيروزآبادي، چاپ اول، 1411 هـ.معالي السبطين، حائري، ج 2، ص 170، موسسه النعمان، بيروت، 1412 هـ.
منتهي الآمال، قمي، ج 1، ص 807، موسسه انتشارات هجرت، چاپ چهارم، 1411 هـ.کامل بهائي، عمادالدين طبري، ج 2، ص 179، مکتبه المصطفوي.
4. بحارالانوار، ج 45، ص 115، « …يا اخي فاطم الصغيرة کلمّا فقد کاد قلبها ان يذوبا» القندوزي، ينابيع المودة، ج 2، ص 421، انتشارات الشريف الرضي، چاپ اول 1371 ش.
5. موسوعة کلمات الامام الحسين، معهد تحقيقات باقرالعلوم، ص 511، دارالمعروف، قم، 1415 هـ، چاپ اول؛ ينابيع المودة، ج 2، ص 416.
6. کامل بهايي، همان.
7. تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا، ر.ک: سيد محمد، قاضي طباطبايي، چاپ سوم، قم، بنياد علمي فرهنگي شهيد آيت‌الله قاضي طباطبايي، 1368، ص 174.
8. نسب قريش، مصعب الزبيري، ص 59، دارالمعارف، قاهره، چاپ سوم؛مقاتل الطالبين، ابوالفرج اصفهاني، ص 89، تحقيق صقر، بيروت، دارالمعرفة؛الارشاد، سلسلة المولفات، شيخ مفيد، ج 2، ص 135، دارالمفيد، بيروت، 1414 هـ؛اعلام الوري، طبرسي، ج 1، ص 478، موسسه آ ل البيت، چاپ اول 1417؛مناقب آل ابي‌طالب، ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 77، موسسه انتشارات علامه، چاپ علميه قم؛الاحتجاج، طبرسي، ج 2، ص 25، تحقيق خرسان، منشورات دارالنعمان، 1966 م؛کشف الغمة، الاربلي،ج 2، ص 214، تحقيق رسولي، تبريز، سوق مسجد الجامع؛تذکرة الخواص، سبط بن‌‎جوزي، ص 249، موسسه اهل بيت، بيروت، 1401.
9. بحارالانوار، ج 45، ص 46.
10. کشف الغمة، همان.
11. الملهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاوس، تحقيق فارس تبريزيان، ص 168، دارالاسوة، 1375 ش؛ تاريخ يعقوبي، يعقوبي، ج 2، ص 245، دارصادر بيروت، چاپ ششم، 1995.
12. اقبال الاعمال، سيد بن‌طاوس، ج 3، ص 74، تحقيق جواد قيومي، الاعلام الاسلامي، چاپ اول، 1416 هـ. .
13. بحارالانوار، ج 45، ص 232.
14. بحارالانوار، ج 45، ص 329.
15. نسب قريشي، مصعب الزبيري، ص 59، دارالمعارف قاهره، چاپ سوم؛انساب الاشراف، بلاذري، ج 3، ص 1288، دارالفکر، بيروت، چاپ اول، 1417 هـ؛سلسة المؤلفات، الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 135، دارالمفيد، بيروت، 1414 هـ؛اعلام الوري، طبرسي، ج 1، ص 478، موسسة آل‌البيت، چاپ اول، 1417 هـ؛مناقب‌ آل ابي‌طالب، ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 77، موسسة انتشارات علامه، چاپ علميه قم؛تذکرة الخواص، سبط بن جوزي، ص 249، موسسه اهل‎البيت، بيروت، 1401 هـ؛
16. کشف الغمه في معرفة الائمه، الاربلي، ج 2، ص 38، تحقيق رسولي، تبريز سوق مسجد الجامع.
17.تاريخ الامم و الملوک، طبري، ج 4، ص 256، بيروت، موسسه الاعلمي و الارشاد، ج 2، ص 33؛ مقتل ابي‌مخنف، لوط‌بن‌يحيي، ص 7، تحقيق غفاري، چاپ علميه قم، 1398 هـ؛العوالم، بحراني، 157، چاپ امير قم، تحقيق مدرسه امام مهدي(عج) چاپ اول، مقتل الحسين(ع)، خوارزمي، ص 273، نشر نورالهدي، چاپ اول، 1418 هـ؛مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص 157، مکتبة بصيرتي، چاپ پنجم، 1394 هـ.؛
18. الطبقات الکبري، محمد بن‌ سعد، ج 5، ص 211، دارصادر؛نسب قريش، مصعب الزبيري، ص 57، 58، دارالمعارف، قاهره، چاپ سوم؛انساب الاشراف، بلاذري، ج 3، ص 1287، دارالفکر، بيروت، 1417 هـ، چاپ اول؛سلسلة المولفات، الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 135، دارالمفيد، بيروت، 1414؛تذکرة الخواص، سبط بن‌ جوزي، ص 249، موسسه اهل‌البيت، بيروت، 1401؛اعلام الوري، طبرسي، ج 1، ص 478، موسسه آل ‌البيت، 1417، چاپ اول؛
19. مناقب آل ابي‌طالب، ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 77، موسسه انتشارات علامه، مطبعة علميه قم؛کشف الغمة في معرفة الائمة، الاربلي، ج 2، ص 38، تحقيق سيد هاشم رسولي، تبريز سوق المسجد الجامع؛
20. الطبقات الکبري، همان و نسب قريش، همان و انساب الاشراف، همان و تذکرة الخواص، همان؛تاريخ الامم و الملوک، طبري، ج 4، ص 340، موسسه الاعلمي بيروت؛ينابيع المودة، القندوزي، انتشارات الشريف الرضي، قم، 1371 ش، چاپ اول؛نصوص من تاريخ ابي‌مخنف، ج 1، ص 483 و 492، تحقيق کامل سلمان جبوري، دارالمحجة البيضاء، بيروت، 1419 هـ.
21. شيخ مفيد، همان، و طبرسي، همان، وابن شهرآشوب، همان.
22. اربلي، همان و ابن شهرآشوب، همان.
23. نسب قريش، ص 58 و الطبقات الکبري، ج 5، ص 212.
24. الملهوف علي قتلي الطفوف، سيدبن‎طاوس، ص212، تحقيق فارس تبريزيان، ‌دارالاسوة.
25. نسب قريش، ص 57 و الارشاد، همان و مناقب ابن شهرآشوب، و طبرسي، همان.مقاتل الطالبين، ابوالفرج اصفهاني، ص 80، تحقيق سيد احمد صقر، بيروت دارالمعرفة.
26. سبط ابن الجوزي، همان.
27. مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 109.
28. همان، ج 4، ص 77.
29. ينابيع المودة، القندوزي، ج 2، ص 415.
30. مقاتل الطالبين، ابوالفرج الاصفهاني، ص 80.
31. الارشاد، شيخ مفيد ،ج 2، ص 135.
32. همان، ص 116.
33. الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 37، انتشارات علميه اسلاميه.
34. اعلام الوري، طبرسي، ج 1، ص 418، نشر آل‌البيت، و الارشاد مفيد، ص 25، و کشف الغمة اربلي، ص 157.
35. مقتل الحسين(ع)، عبدالرزاق موسوي، ص 397، منشورات بصيرتي.
36. همان.
37. تاريخ الاسلام، الذهبي، ج 7، ص 371. دارالکتاب العربي، بيروت، لبنان.
38. مقاتل الطالبين، ابوالفرج الاصفهاني، ص 94، 119، 133، 167.ـ انساب الاشراف، البلاذري، ج 3، ص 362.ـ الثقات، ابن حنان، ج 4، ص 351، مؤسسة الکتب الثقافه.ـ التاريخ الصغير، البخاري، ج 1، ص 273، دار المعرفه، لبنان، بيروت. ـ تاريخ خليفة بن خياط، العصفري، ص 274، دار الفکر، بيروت.ـ الطبقات الکبري، محمد بن سعد، ج 8، ص 475، بيروت.ـ تهذيب الکمال، المزني، ج 6، ص 397، مؤسسة الرساله.ـ تاريخ المدينة، ابن عامر، ج 2، ص 52، و ج 29، ص 69 در صفحات مختلف، دمشق دار الفکر.ـ اکمال الکمال، ابن ماکولا، ج 4، ص 316، و ج 7، ص 107، دارالکتاب الاسلامي، القاهره.ـ بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 45، ص 169، ص 47، بيروت.ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج 1، ص 547، مطبوعات حسيني.
39. الارشاد، شيخ المفيد، ج 2، ص 22، ترجمه، رسولي محلاتي، انتشارات علميه اسلاميه.
40. تاريخ الاسلام، الذهبي، ج 7، ص 371، دارالکتاب العربي، لبنان، بيروت.
41. سکينه دختر امام حسين، ص 20. علي‌محمدعلي دخيل، مترجم دکتر فيروز حريرچي، انتشارات اميرکبير.
42. همان، ص 20 ـ 22.
43. همان، ص 20 ¬ـ 22.
44. همان، ص 20، تا 22.
45. اللهوف، سيد بن‌طاوس ص 152، ترجمه، محمد جواد مولوي‌نيا، چاپ دوم، قم، انتشارات سرور، 1379.
46. همان، ص 126.
47. همان ، ص 170.
48. الارشاد، شيخ مفيد، ص 253، چاپ سوم، بيروت، موسسة الاعلمي للمطبوعات، 1399 ق.نفس المهموم، شيخ عباس قمي، ص 524 ، قم، مکتبة بصيرتي، 1405 ق.
49. مقتل الحسين(ع) مقرّم، عبدالرزاق، ص 325، چاپ پنجم، بيروت، دارالکتاب الاسلامي، 1399 ق.جذوه‎اي از شرارة عشق حسين(ع)، حاج عباس راسخي نجفي، ص 80، چاپ اول، بي‎تا، 1369 ش.
50. الارشاد، ج 3، ص 135.
51. بحارالانوار، ج 45، ص 329.- الارشاد، ص 253.- نفس المهموم، قم، ص 524، کشف الغمة في معرفة الائمه، ص 214.
52. «اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولک، و کنّا اذا اشتقنا الي نبيّک نظرنا اليه».
53. نفس المهموم، ص 308.
54. نفس المهموم، ص 530.
55. کشف الغمة، ص 214، بحارالانوار، ج 45، ص 331.

منبع:تحقيقي در نهضت عاشورا