اشعار عید غدیر خم شماره3
در فصل خطر امیر را گم نکنید
آن وسعت بی نظیر را گم نکنید
تنها ره ِ جنت از علی می گذرد
ای همسفران غــدیر را گم نکنید
...............
بانام علــــــی بهــار آذین کردند
هم مرکب روزگار را زین کردند
با عشق علــی واهل بیتش...فردا
میزان عمل به حشر تعیین کردند
===============
در وصف علی حق ُدر نا سفته ندارد
زیبا تر ازین گفته نبی گفته ندارد
این ضعف بود امت ودر جای دگر نه
زیرا که علی پاک بود نقطه ندارد
*******
امروز که روز رحمت داوری است
عیداست وغدیرونعمت رهبری است
برتر زعلی نیست که فرمود احمد
کس رابه علی مثل زدن کافری است
*****
در هجده ذی حجّه که حج معنا شد
پروندۀ راز آفرینش واشد
ابلاغ ولایت شد وبا نصب علی
تبلیغ رسولان خدا امضا شد
*******
نماز پایه دین از فروع محصول است
کسی که خردشماردنمازمسئول است
نمازجزوفروع وعلی است جزو اصول
که با قبول ولایت نماز مقبول است
******
شيعه همه جا رهبر و مولاش علي است
دنياش علي بوده و عقباش علي است
بيمهر علي زهد ابوذر همه هيچ
سلمان كه محمدي است آقاش علي است
********
یا علی ذاتت ثبوت قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
نام تو نقش نگین امر اللَّهُ الصَّمَدُ
لَمْ يَلِدْ از مادر گیتی وَلَمْ يُولَدْ چو تو
لَمْ يَكُنْ بعد از نبی مثلت لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
============
کسي که ثاني او حق نيافريد علي است
کسيکه ذات خداي نديده، ديد علي است
همين بس است به وصفش که گفت پيغمبر
به قفلهاي بهشت خدا کليد علي است
=======================
از ساقي خم بي خبرم نگذاريد
وز حبّ علي بي ثمرم نگذاريد
تا عمر بود لعنت خصمش گويم
من حيدريم سر به سرم نگذاريد
==================
از حضرت صادق اين بيان مي باشد
ارزنده چنان درّ گران مي باشد
بزمي که در آن مدح علي خوانده شود
فرشش ز پَرِ فرشتگان مي باشد
=====================
بر عرش خداست قائمه مهر علي
پيوسته به مهر فاطمه مهر علي
بنوشته به ياس سبز با خط سفيد
واجب ز خداست بر همه مهر علي
==============
در خمّ غدير کز خداي ازلي
رفت آن همه تأکيد به تعيين ولي
داني چه نتيجه کشف شد از اسلام؟
مقصود علي بود و تولاي علي
====================
تاراج دل به تيغ دو ابروي حيدر است
مستي قلب عاشقم از جام کوثر است
بر دفتر قضا و قدر حک شده چنين
بختش بلند هر که گرفتار حيدر است
========================
علي در عرش اعلي بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نويسم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است
سلطان سریر در غدیر است علی
هم جان رسول و هم وزیر است علی
تنها نه به کائنات مولاست علی
بر خاتم انبیا امیر است علی
*************
آیات خدا سینجلی می گویند
اسرا خدا ذکر جلی می گویند
احمد به شعف آید و زهرا به سرور
وقتی شهدا علی علی می گویند
*************
هر صبح که با نام تو آغاز شود
در سینه نزول رحمت احراز شود
یا رب تو گواهی که ز یک بسم الله
صد ره به محمد علی باز شود
*************
من اسم را بدون تو انشا نمی کنم
ذکری به غیر نام تو مولا نمی کنم
ذکر خدای عزوجل ذکر حیدر است
این یاد را بدون تو معنا نمی کنم
هرکس که خواند نام رفیعت مجاب شد
پس بی اجابت تو تمنا نمی کنم
وقتی نظر به وسعت ارض و سما کنم
ایجاد را بدون تو پیدا نمی کنم
با هر نفس مُمِِدّ حیاتم تویی علی
بی یا علی تنفس بیجا نمی کنم
انگار که زقبل تولد تو بامنی
بی تو علی تلفظ بابا نمی کنم
با تو بیایم و نروم بی تو از جهان
من بی علی ممات وَ محیا نمی کنم
دل را«فَمَن یَمُت یَرَنی» زنده می کند
مارا تب علی ارنی زنده می کند
ما امتحان شده به تولای حیدریم
دل می دهد گواه که از نسل کوثریم
وقتی امیر بر روی دست پیمبر است
ما خاک زیر پای علی و پیمبریم
درد آشنای حیدر کرار، جان ماست
در یاری رسول، علی مکرریم
هرگز به ترک دین علی تن نمی دهیم
ما ، ای غدیر خم، ز ازل شیعه پروریم
بیعت کنیم با علی و آل مصطفی
ما آب و گل سرشته این عید اکبریم
راهی به جز مسیر ولایت نمی رویم
ما دولت کریمه و انصار رهبریم
با هرکه دشمنی بکند حرب می کنیم
با هرکه دوستی بکند ما برادریم
اسلام آل فاطمه اسلام ناب ماست
لبیک بر ندا ولایت جواب ماست
ما را فقط معلم دین خدا علیست
زیرا که باب مدرسه مصطفی علیست
دریای علم اول و آخر به نزد اوست
اسرار علی ، حدید علی ، هل اتی علیست
قرآن ، کتاب مدح علی ، ذمِّ دشمن است
شایسته اطاعت و مدح و ثنا علیست
اول کسی که مؤمن دین خدا شده
مولای ما مُهَیمِن ما مرتضی علیست
از آدم ابوالبشر و انبیای بعد
تا خاتم النبی همه مشکل گشا علیست
فرمود مصطفی به هرآنکس که رهبرم
فرمانروای مقتدر و مقتدا علیست
فرمان او مطاع چو فرمان خالق است
بعد از نبی برای همه پیشوا علیست
احمد چو خواست حکم خدا را کند جلی
بی شک ز عمق هستی خود گفت یاعلی
وقتی فرشتگان خدا سجده می کنند
بر آدم است؟ یا به کجا سجده می کنند؟
در صُلب آدم است علی نور کردگار
یعنی به نور شیر خدا سجده می کنند
از انبیا گرفته به وقت نماز عشق
تا اولیا به سَرور ما سجده می کنند
گِرد علی طواف کند حاجی حرم
حُجاج ما به کعبه کجا سجده می کنند؟!
لیل و نهار چون به علی دایر است و بس
ارض و سما به آل عبا سجده می کنند
هستی تمام، سلطنت مرتضی علیست
عالم بر او زشاه و گدا سجده می کنند
وقتی فرشتگان مقرب دعا کنند
بر ذات او به وقت دعا سجده می کنند
اول کسی که مخلص پروردگار شد
مولای ما علی پدر روزگار شد
رفتم طواف بیت و ندیدم به جز علی
از گلشن مَطاف نچیدم به جز علی
هرچه صدا زدم: که مرا میشود مجیب؟
از کعبه پاسخی نشنیدم به جز علی
گرچه صدای شُرشُر زمزم به گوش بود
حقّا که باده ای نچشیدم به جز علی
سعی و صفا و مروه مرا در تلاش برد
از این تلاش دل نرسیدم به جز علی
تقصیر عشق کردم و خوردم گره به زلف
از قید هرچه زلف بریدم به جز علی
وقتی دلم به رکن یمانی نماز کرد
وجه خدای کعبه ندیدم به جز علی
مقصود ما نه کعبه و بتخانه و کِنِشت
راه بهشت برنگزیدم به جز علی
قرآن و عترتند گواه کلام من
من عبد مرتضایم و مولا امام من
آنکس که از امام تَمَرُّد نمی کند
خود را بری ز بار تعهد نمی کند
آن سالخورده ای که علی را رها کند
یاد از علی ز بدو تولد نمی کند
آنکس که قصد یاری رهبر به دل نداشت
تمکین از او ز روی تَعَمُّد نمی کند
گه با علیست گه سرِ خوان معاویه
بیهوده ادعای تَجَدُّد نمی کند
هر کس کنار سفره بیگانگان نشست
دیگر به امر یار تَعَبُّد نمی کند
یا نطفه اش خراب وَ یا لقمه اش حرام
ورنه حلال زاده تَمَرُّد نمی کند
آنکس که شاکر است به خوان نعیم دوست
در خارج از حریم تَرَدُّد نمی کند
با دین ستیز پست نمکدان شکن بگو
حقِّ نمک ادا نکند پیرُوِ عدو
تا تیغ ذوالفقار به دستان حیدر است
شیعه مجاب و پیرو صبر پیمبر است
روزی که تیغ رسته شود از غلاف صبر
خط نفاق و کینه از این تیغ، بی سر است
حزب خدا که حزب علی ، حزب فاطمه است
آماده جهاد به فتوای هبر است
شیعه کُشی به دست مسلمان مباح شد!
این هم برای شیعه معمای دیگر است
کاخ ستم به تیغ عدالت شود خراب
این امر در کتاب الهی مقدر است
صمصام منتقم چو زند پرده را کنار
شیعه کنار مهدی آل پیمبر است
ما انتقام فاطمه را جستجو کنیم
اسلام ، قرن هاست عزادار کوثر است
خم غدیر صحنه هم عهدی است و بس
اصل غدیر بیعت با مهدی است و بس
*** محمود ژولیده ***
ما از قدیم شهره افلاک گشته ایم
زمزم نخورده ایم ولی پاک گشته ایم
قالو بلی نگفته اسیر کسی شدیم
آری به پای مقدم او خاک گشته ایم
ما را درون ظرف ولا نرم کرده اند
آنجا جدا ز هر خس وخاشاک گشته ایم
ما خاک بوده ایم ومبدل به گل شدیم
با قطره های کوثر نمناک گشته ایم
با نام او خدا به گل ما دمیده است
قدریم و برتر از همه ادراک گشته ایم
با لطف حق ز عالمیان سر شدیم ما
از شیعیان حضرت حیدر شدیم ما
اول تو نوربودی وشمس الضحی شدی
با نام خویش زینت عرش خدا شدی
میخواست تاکه مثل خودش درزمین نهد
تو آمدی و آینه کبریا شدی
پای تو حیف بود که روی زمین رسد
کعبه شکاف خورد و درآن پاگشا شدی
جنگیدی و خدا به تو لاسیف گفته است
یعنی که تو برای خدا لافتی شدی
بلغ رسول آمد و اکمال دین نمود
تو جانشین شدی وصی مصطفی شدی
بعد از نبی امیر همه مؤمنین شدی
اما غریب گشتی و خانه نشین شدی
بی تو قلم به صفحه انشا نمی رود
هر قطره چکیده به دریا نمی رود
تنها فقط نه ماه و ستاره در آسمان
خورشید هم میان ثریا نمی رود
مجنون اگر که نام تو یک بار بشنود
باا… قسم که در پی لیلا نمی رود
هرکس که نیست دردل اوبغض دشمنت
نامش میان نام احبا نمی رود
احمد گرفت دست تورا آسمان وگفت
دستی به روی دست تو بالا نمی رود
این باعث قبولی امر رسالت است
مرز میان مؤمن و کافر ولایت است
دستی که پیش خانه مولا دراز نیست
در شرع بر جنازه آنکس نماز نیست
حتی میان خیل محبین نمی رود
هرکس که درمسیر ولایت بساز نیست
این معنی درست و ظریف ولایت است
یعنی که روی حرف ولی اعتراض نیست
هرکس که بغض دشمن مولا نداشته
جایی به غیر دوزخش او را مجاز نیست
از این طرف هم هر کسی افراط میکند
فرمود امام صادق ، او اهل راز نیست
امری که از سریر ولایت نزول کرد
باید بدون چون و چرایی قبول کرد
یادت به قلب مرده من جان شود علی
در این کویر تشنه چو باران شود علی
تنها به گوشه چشم ابوفاضلت ببین
عالم همه ابوذر و سلمان شود علی
عدل توعین عدل خداعدل محشر است
چون ذوالفقار دست تو میزان شود علی
قرآن روی نیزه صفین باطل است
تو آیتی و حرف تو قرآن شود علی
دشمن ترین دشمن تو وقت احتضار
بر محضر تو دست به دامان شود علی
وقت رکوعت آمده ام پس شعف بده
امشب برات کرب و بلا و نجف بده
*** محمد بیابانی ***
از عالم بالاست بنیانی که من دارم
یعنی همین روح مسلمانی که من دارم
گر سجده بر تولیت آدم نمیکردم
آدم نمیشد خاک انسانی که من دارم
شیر حلال مادران این قبیلههاست
در سینهام مهر فراوانی که من دارم
نابرده رنجی گنجهایی را به ما دادند
از سفرهٴ مولاست این نانی که من دارم
این کیست که از مقدمش خورشید میریزد
آتش پرست اوست سلمانی که من دارم
در کشمکشهای بلند ذوالفقاریاش
مانده است گیسوی پریشانی که من دارم
در خانهٴ ما سفرهٴ گندم مَیَندازید
دنبال نان جوست مهمانی که من دارم
با ما نشستن آنقدر چیز بعیدی نیست
با هر گدایی هست سلطانی که من دارم
ما را به جرم عشق در بازار بفروشید
ما را به پای جیدر کرار بفروشید
نه میل پروازی و نه اصلا نه بالی بود
نه حرفی از بالا نه حرفی از کمالی بود
باران نمیآمد زمین نم پس نمیداد و …
سر تا سر شبه جزیره خشکسالی بود
ماها نبودیم و ندیدیم آن زمانها را
یعنی نمیفهمیم که دنیا چه حالی بود
محرابها ، سجادهها بی راهه میرفتند
اصلاً تمام جادهها سمت خیالی بود
آن روزها کعبه فقط بتخانهای بود و
بتها خدا و ، جای ابراهیم خالی بود
آیا خدای بی علی اصلا جلالی داشت
روی زمینِ بی علی آیا جمالی بود
آن روزگاران حرفی از یارب نبود اما
در پشت کعبه صحبت موالی الموالی بود
اینها نبودند و ولی مولا حکومت داشت
قبل از شروع خلقت دنیا حکومت داشت
از این به بعد و بعد از این دنیا علی دارد
دنیا علی دارد نه ، دنیاها علی دارد
هم آسمان اول خاکی نشین ما
هم آسمان هفتم بالا علی دارد
رو کرد پیغمبر به سمت مردم و فرمود
ای اهل عالم مصطفی حالا علی دارد
عشاق محتاجند اینکه مال هم باشند
آقام زهرا دارد و زهرا علی دارد
آتش نمیگیرد گلستان وجودش را
هر آن کسی که یا علی و یا علی دارد
غیر از دلم من هیچ چیزی را نمیخواهم
گر چه ندارد هیچ چیز اما علی دارد
سوگند بر نام علی که شیعه در محشر
هرگز گرفتاری ندارد تا علی دارد
در هر زمان پیغمبری که بین راه افتاد
مهر علی ابن ابیطالب نجاتش داد
این کیست که دارد پُر از پَر میکند ما را
در صحن ایوانش کبوتر میکند ما را
این کیست که مهرش حلال نطفههای ماست
با مهر خود پاک و مطهر میکند ما را
این کیست که در مسجد هر جمعهٴ کوفه
دارد برای خویش منبر میکند ما را
نهج البلاغه میشود بالای منبرها
پایین منبرهاش دفتر میکند ما را
این کیست که با حرفهای آسمانیاش
مقداد و سلمان و ابوذر میکند ما را
یک روز میآید که با چشمان دلتنگش
همسایهٴ زهرای اطهر میکند ما را
دورش نمیاندازد آنرا که مقیمش شد
خواجه اگر مولاست ، قنبر میکند ما را
ما شیعهٴ دور و بر مرد نجف هستیم
ما خاک پای قنبر مرد نجف هستیم
با نام تو در ناتوانیام توانی هست
در پیریام با مهر تو میل جوانی هست
روح تنزّل کردهات اینقدر بالا بود
آیا برای اوج تو اصلا مکانی هست
در کعبه و در خانهٴ پیغمبر و در عرش
هر جا که رفتم دیدم از بالت نشانی هست
بالا و پایین رفتن تیغت شهیدم کرد
ابروی تو هر جا که باشد کشتگانی هست
میل یتیم کوفه بودم میکنم امشب
هر جا یتیمی هست دست مهربانی هست
ای پیر نخلستان نشینم ، همنشینم باش
یک شب بیا در خانهام یک تکه نانی هست
هر جا که تو قاری قرآن میشوی آقا
نذر لب تو بوسههای دوستانی هست
هر جا که قاری همین قرآن حسین توست
بی احترامیهای چوب خیزانی هست
طشت طلایی بود و آه و قاری قرآن
وای از حضور خیزران ، وای از لب و دندان
*** علی اکبر لطیفیان ***
شیعیان مژده که عید با صفای غدیره
مرتضی علی برای اهل عالم امیره
روز غدیر آمد چه بی نظیرآمد
علی به امر حق بما امیرآمد
عید پیغمبر امجد است عید خشنودی احمد است
عید آل الله سرمد است شوق وشادی ما بی حداست
عید والا وسر آمد است حب مولا علی ممتد است
بی ولایش چه زشت وبداست همه طاعات انسان رد است
حیدر حیدر، حیدر حیدر ،حیدر یا علی مدد(2)
تا وصی مصطفی پادشه نجف شده
ظرف دلهای همه لبریز از شعف شده
دلاور خندق معنی جاء الحق
وصی پیغمبر علی بود بر حق
یا علی مظهر داوری بر همه سید وسروری
تو که داماد پیغمبری بعد از او از همه برتری
تا ابد ساقی کوثری شافع ما تو در محشری
تو یل عرصۀ خیبری مرتضا هستی وحیدری
حیدر حیدر، حیدر حیدر ،حیدر یا علی مدد(2)
دل ما منور از تجلّی روی علی است
همسر فاطمه از جانب حق به ما ولی است
مظهر عدل وداد دشمن استبداد
نیست کسی چون او در عالم ایجاد
بندۀ خاصّ پروردگار مظهر قدرت کردگار
هست اوصاف او بیشمار پای تا سر همه اقتدار
ضعفا را علی بوده یار قهر مان صف کارزار
بوده پیوسته شب زنده دار شیعه را مایۀ افتخار
حیدر حیدر، حیدر حیدر ،حیدر یا علی مدد(2)
یا امام زمان مبارک است عید غدیر
که علی پس از محمد شده بر خلق امیر
امت بیداریم هماره هشیاریم
به سینه های خود مهر علی داریم
وصی خاتم المرسلین در امامت بود اوّلین
در عدالت بود بی قرین پیشوای همه متقین
سرور و رهبر مؤمنین حُبّ او رکن والای دین
دوستش در بهشت برین دشمنش در جهنّم مکین
حیدر حیدر، حیدر حیدر ،حیدر یا علی مدد(2)
هفتۀ بسیج با عید غدیر عجین شده
هرکی بوده دشمن بسیجیان غمین شده
بسیجی آماده ست دل به علی داده ست
به عهد و پیمانش همیشه ایستاده ست
بشنو ای دشمن خیره سر آبروی خود اینسان مبر
از بسیجی تو داری خبر که درهنگام خوف وخطر
نگذارد برایت مفرّ می زند بر وجودت شرر
روزت از شب کند تیره تر می فرستد تورا در سقر
بسیجی آماده ست دل به علی داده ست
به عهد و پیمانش همیشه ایستاده است
حیدر حیدر، حیدر حیدر ،حیدر یا علی مدد(2)
مرا غدیر نه برکه که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر که فاتح دلهاست
مرا غدیر نه برکه که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر که کوثر عظماست
مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر که محشر کبراست
مرا غدیر حریم وصال محبوب است
علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست
مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین
علی نه کاتب قرآ« که آیت عظماست
مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ
که جان پناه همه رهروان راه خداست
مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن
که همچو چشم مبعث زلال وحدت زاست
مرا غدیر ندای بلند آزادی است
علی نه حامی بوذر که روح صوق و صفاست
مرا علی علی نبود خلقتی خدا گونه
چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست
اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید
ستایمش که علی عالی و علی اعلاست
بخوان ز سوره انعام علت درجات
علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست
مگوکه مولد او کعبه شد که می گویم
به هرمکان که علی هست کعبه خود آنجاست
هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا
علی صفت اگرش نیست،کار غرق خطاست
بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر
که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست
ببین که در دل آن رادمرد بی همتا
به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست
بکوش رنگ علی گیری و صفات علی
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
به سالروز امامت به جشن عید غدیر
که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست
گل (امید) به لب ها نشاندم و گفتم
خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست
خلق عالم را ندای یا امیرالمؤمنین است
ایـن صدای دلربای رحمۀ للعالمین است
شده مولا علی امیرالمؤمنین
مبارک مسلمین مبارک مسلمین
علی مولا مدد علی مولا مدد
اهل عالم اهل عالم عید ما عید غدیر است
هر کسی دارد امیریبهر ما حیدر امیر است
تولای علی کمال دین ماست
اطاعت از علی همه آیین ماست
علی مولا مدد علی مولا مدد
مـا طرفـدار ولایت حـامی قـرآن و دینیـم
هر چه پیش آید خوش آیدبا امیرالمؤمنینیم
علیعقبای ماست علی دنیای ماست
علیمولای ماست علیآقای ماست
علی مولا مدد علی مولا مدد
اهل عالم اهل عالم در غدیر خم بیایید
تـا بـه فرمان محمّد با علی بیعت نمایید
امیرالمؤمنین کتاب محکم است
امیرالمؤمنین امام عالم است
علی مولا مدد علی مولا مدد
این علی حبل المتین است این علی حق الیقین است
این علی هم جان قرآن این علی هم روح دین است
هم از قول خدا هم از قول رسول
عبادت بی علی نمیگردد قبول
علی مولا مدد علی مولا مدد
ذکر و تسبیح و عبادت بی علی معنا ندارد
عشق و ایثار و شهادت بی علی معنا ندارد
تمام انبیا دعاشان یا علی است
علی با احمدومحمّد با علی است
علی مولا مدد علی مولا مدد
یـا علی مولا علی جان ای تمام بـود و هستم
هر که بودم هر که هستم من فقط دل بر تو بستم
تو توحید منی تو ایمان منی
تو اسلام منی تو قرآن منی
علی مولا مدد علی مولا مدد
ما عاشقیم و جلوه گه عشق ما علی است
زیرا که جلوه گاه صفات خدا علی است
در هر کجا که می نگرم جلوه ای از اوست
خوش گفت آن که گفت که درهرکجا علی است
بعد از رسول کس به مقام علی نبود
از این سبب وصی رسول خدا علی است
خواهی مس وجود تو صافی چو زر شود؟
در دستاه کون و مکان کیمیا علی است
بشناسی از علی گه گفتار و از سخن
بینی کسی که هست مصون از خطا علی است
با این که اوست در دو جهان میر اولیا
خای ز عجب و نخوت و رنگ و ریا علی است
هم مظهر صفات خدا و پیمبر است
هم معنی مروت و صدق و صفا علی است
چشم زمانه همچو علی بی ریا ندید
آن کس که خفت بر زبر بوریا علی است
هر دم که دین حق خطری دید پیش پا
آ« کس که کرد یاری دین خدا علی است
هم پهلوان خیبر در روز کارزار
هم قهرمان خندق روز غزا علی است
بنیان عشق را به جهان چون علی نهاد
از بهر هر یک از شهدا خون بها علی است
هر کس که داشت مهر علی رستگار شد
زیرا شفیع محشر و روز جزا علی است
در مکتب علی نبری رنج روزگار
در زندگی به هر غم و دردی دوا علی است
هنگامه غدیر از این روی شد به پا
محبوب خاص بارگه کبریا علی است
من از غدیر خم چه بگویم خدا چه گفت؟
جان گواه صدق بر این مدعا علی است
با مهر او به ساحل امید می رسی
چون کشتی نجات تو را نا خدا علی است
تا روزگار گردد و این توده خاک هست
بر توده های خلق جهان پیشوا علی است
پرسیدی از چه رو به سرت سایه هماست
ورد زبان من به همه حال یا علی است
بر آن که رهرو ره باطل بود بگو
حقی به روزگار اگر هست با علی است
من بنده ای به درگه شاه ولایتم
درویش را به دهر غمی نیست تا علی است
(مهران )به مدح ساقی کوثر گرفته خو
او راهمیشه پیشرو و مقتدا علی است
باده بده ساقيا ، ولى ز خُم غدير
چنگ بزن مطربا ، ولى به ياد امير
تو نيز اى چرخ پير ، بيا ز بالا به زير
داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگير
بلبل نطقم چنان ، قافيه پرداز شد
كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد
محيط كون و مكان ، دايره ساز شد
سرور روحانيون هو العلى الكبير
نسيم رحمت وزيد ، دهر كهن شد جوان
نهال حكمت دميد ، پر ز گل و ارغوان
مسند حشمت رسيد ، به خسرو خسروان
حجاب ظلمت دريد ، ز آفتاب منير
فاتح اقليم جود ، به جاى خاتم نشست
يا به سپهر وجود ، نير اعظم نشست
يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست
روى حسود عنود ، سياه شد مثل قير
صاحب ديوان عشق ،زيب وشرافت گرفت
گلشن خندان عشق ، حُسن ولطافت گرفت
نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثير
به هر كه مولا منم ، على است مولاى او
نسخه اسما منم ، على ست طغراى او
يوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست
خضر بيابان عشق ، تشنه گفتار اوست
كيست سليمان عشق ، بردر جاهش فقير
اى به فروغ جمال ، آينه ذو الجلال
مفتقر»خوش مقال ، مانده به وصف تو لال
گر چه بُراق خيال ، در تو ندارد مجال
منت بنهاد ايزد امروز به مردم
كامد به نبى آيت اتممت عليكم
آورد سزاوار سزا را به كف امروز
گشتند رها خلق ز هر سوء تفاهم
آن شاه كه بدلايق ديهيم ولايت
بنشست به اورنك خلافت به ترنم
شد امر ز حق بلغ ما انزل اليك
كاى ختم رسل هادى كل بحر تنعم
تا چند پس ابر بود نير اعظم
تا كى در مقصود ز انظار بود گم
بردار دگر پرده ز اسرار رسالت
آن راز دگر فاش نما در بر مردم
بر تخت خلافت بنشان آن كه به هر عصر
برهاند رسولان را از رنج و تالم
يعنى كه على را بنشان جاى خود امروز
آن شاه كه دارد به همه خلق تقدم
جز او كه بود لايق اين رتبه عالى ؟
آن جا كه بود آب چه آيد ز تيمم !
گر شهر علومى تو, على هست در آن
در شهر ز در هر كه نگرديد شود گم
گر علم بجويند پس از تو ز كه جويند
چون بوى خوش از عود برآيد نه ز هيزم
ازيم گهر آرند برون نزدل مرداب
از نى شكر آرند به كف نزدم كژدم
اجرا نشود گر كه چنين امر در امروز
فرمان رسالت نگرفتست تخاتم
فرمان توقف ز نبى پس شده صادر
آنان كه فتادند چو دريا به تلاطم
پس امر بفرمود جهاز شتران را
چون منبرى آرند بسويى به تراكم
پس گشت بدان منبر آن مهبط تنزيل
چون عيسى جان بخش كه در چرخ چهارم
بگرفت روى دست پس آن گاه على را
بگشود چو غنچه دو لب از بهر تكلم
فرمود به هر كس كه منم سرور و مولا
او راست على سرور و مولا ز تقدم
از طاعت او هر كه به پيچد سر تسليم
در روز جزا مى گزد انگشت تندم
يار است مرا هر كه بدو جست تولا
خصم است مرا هر كه بدو يافت تخاصم
اى ذات تو بر شخص نبى ياور اول
وى شخص تو بر ذات خدا مظهر دوم
تو كرده يى از جود جهان را سه طلاقه
نگذشت اگر آدم خاكى ز دو گندم
بر خاطر فرمان جناب تو بود گر
افلاك زند دور, درخشند گر, انجم
شاها منم آن طائى معزول ثناگو
كز مدح تو بر سنگ دهم شور و ترنم
با جان مگر از دل برود شوق ثنايت
آن سان كه مرا هست به مدح تو تصمم
امروز چه روزی است که بی مثل ونظیر است؟
روز برکات ونعم وخیر کثیر است!
امروز بود عید خداوند تعالی
این عید بود فاخر وارزنده ووالا
امروز شده دین نبی بالغ وکامل
از سوی خداوند رضایت شده حاصل
امروز بود روز امامت و ولایت
پرچم به علی داده شد از بهر هدایت
اکملت لکم دینکم امروز بیان شد
انوار خدائی همه امروز عیان شد
امروز بود روز تولا و ولایت
تکمیل شد اسلام به سر حد نهایت
شد تامّۀ نعمت حق نازل وواصل
روشن شده از نور ولای علوی دل
صحرای غدیر است وعلی هست ومحمد
گرمای هوا بی حد وجمعیت بی حد
امری است مؤکّد زسوی خالق منان
جبریل رسانیده بَرِ ختم رسولان
پس آیۀ بلّغ به پیمبر شده نازل
تهدید شد احمد زسوی خالق عادل
فرمود بجا ی آور این حکم جلی را
اعلام نما بر همگان نام علی را
اعلام نما هست علی حجت داور
بعداز تو بودبرهمگان هادی ورهبر
بالله که علی بر همۀ خلق امیر است
بر خلق امیر است وتورا یار ووزیر است
اعلام نما اینکه علی حبل متین است
هم جای نشین تووهم رهبر دین است
اعلام نما تا که ورا قدر شناسند
این راه فلاح است اگر اهل سپاسند
اعلام نما بر همه از جاه ومقامش
تا خلق شود بهره ور از نصّ کلامش
اعلام نما منزلت حبّ علی را
تا آنکه بدانند مقامات ولی را
بی حب علی طاعت کونین شود رد
چون حب علی هست خورد مهر سر آمد
آنروز نبی رفت چو بر عرشۀ منبر
حکم ازلی را به همه گفت پیمبر
فرمود بدانید علی هست وزیرم
مولای شما هست وبود یار ومشیرم
او هست وصی من واین امر خدائی است
فرمانبری از حیدر کرار ولائی است
دانید چه کردند در آن روز معظّم
بیعت بنمودند زن ومرد منظّم
تبریک بگفتند همه نور جلی را
بخٍّ لکَ گفتند در آن روز علی را
زآن بعد شنیدیدچه کردند وچه گفتند
خواندید زتاریخ علویون چه شنفتند
جز اهل بصیرت همه از نور عدالت
گشتند گریزان به سوی چاه ضلالت
بردند زخاطر همه فرمان نبی را
هم غصب نمودند همه حق علی را
پس کجروی از دین پیمبر شده آغاز
ُخبث وحسد وکینۀ دشمن شده ابراز
با پرچم دین دین را در خانه نشاندند
دستان علی بستند ، درکوچه کشاندند
جزاهل بصیرت همه رارنگ عوض کرد
هرآنچه که بنمود عدوروی غرض کرد
هشدارکه امروزهمان روزخطیر است
بر اهل بصیرت همه ایام غدیر است
این عید غدیر است ایا اهل بصیرت
باید که غدیری شد درصورت وصیرت
باید که بخوانیم وبفهمیم وبدانیم
کز قافلۀ اهل ولا دور نمانیم
ای اهل ولا روز غدیر است کجائیم
باید که سرودی زولایت بسرائیم
امروز بود روز تبری وتولا
در خط علی باشیم پشت سر مولا
هشدار که تنها نگذاریم علی را
آزرده نسازیم زخود نور جلی را
مغرور نگردیم وبه طاعات ننازیم
بی مهر ولایش به عبا دات ننازیم
باید بشناسیم علی را به ولایش
جان را بفشانیم زاخلاص به پایش
باید که چو سلمان وابوذر شد ومقداد
باید که شود حنجره هامان همه فریاد
باید همگان پشت سر حیدر کرار
دیده به لب رهبر، با گوش شنودار
باشیم همه گوش بفرمان ولایت
در ولایت همه یابیم هدایت
تا خصم بداند که فدائی امیریم
نه عهد شکن هستیم ، نه رنگ پذیریم
هر کس چو زبیر است ویا طلحۀ دیگر
دوراست زاهداف خداوند وّ پیمبر
در رگ رگ ما خون غدیر است بدانید
در ناصیه مان مُهر ولا هست بخوانید
ای اهل جهان ما همه از اهل غدیریم
ما پیرو آن خسرو بی مثل ونظیریم
مائیم همه بهر علی میثم تمار
ما دار به دوشیم نترسیم زانذار
مهر علی وآل چو خون در بدن ماست
پیراهن ما بر تن ما چون کفن ماست
در خط علی بوده وهستیم وبمانیم
ما گوش به فرمان همه آماده به جانیم
رخصت ندهیم اینکه دگر بار زکینه
تکرار شود واقعۀ تلخ مدینه
تنها نگذاریم به یک لحظه علی را
هستیم فدائی همه این نور جلی را
سو گند به اجلال خداوند جهاندار
سو گند به پیغمبر و آل الله اطهار
سوگند به جان علی وروز غدیرش
سوگند به آن عزّت بی مثل ونظیرش
جان حسنین وشرف وغیرت عباس
هر گز نگذاریم که غربت کنداحساس
یک لحظه زاهداف علی دور نگردیم
بر جامۀ او وصلۀ ناجور نگردیم
ای محسنی امروز کلام همه این است
سید علی خامنه ای رهبر دین است
بسم الله النور: با عرض سلام خدمت دوستان خالصانه از همه دوستان و علاقمندان خواهشمندیم که مطالب و راهنماییها ونظرات خودراباما در میان بگذارید.