امير المؤمنين(ع) در خطبه عيد فطر مى‏فرمايد:

«الا و ان المضمار اليوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغاية النار». (1)

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است:

«مر الحسن (ع) فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و ايم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (2)

در اين حديث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده‏اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن مى‏دانند.

لذا حضرت على (ع) در ويژگى‏هاى عيد فطر مى‏فرمايند:

1- روزى كه نيكوكاران ثواب مى‏برند.

«هذا يوم يثاب فيه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زيان مى‏بينند.

«و خسر فيه المبطلون‏»

3- شبيه‏ترين روز به روز قيامت است.

«اشبه بيوم قيامكم‏».

چون در قيامت عده‏اى كه زيان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى‏گردند و عده‏اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

«فاذكروا بخروجكم‏»

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج مى‏شويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت.

«من الاجداث الى ربكم‏»

وقتى در جايگاه نماز خود مى‏ايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ايستيد و از شما حسابرسى مى‏كنند.

«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم‏»

وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏گرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏خواهيد رفت.

«و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏».

پى‏نوشت‏ها:

1) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.

احكام زكات فطره

(مساله 1991) كسيكه موقع غروب يعنى قبل از غروب شب عيد فطر گرچه بچند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشيار است و فقير و بنده كس ديگر نيست، بايد براى خودش و كسانيكه نان‏خور او هستند، هر نفرى يك صاع كه تقريبا 3 كيلوگرم است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج‏يا ذرت و مانند اينها بمستحق بدهد و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است.

(مساله 1992) كسيكه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند فقير است و دادن زكات فطرة بر او واجب نيست.

(مساله 1993) انسان بايد فطره كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد: كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود باشند يا شهر ديگر.

(مساله 1994) اگر كسى را كه نان‏خور او است و در شهر ديگر است وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مى‏دهد، لازم نيست‏خودش فطره او را بدهد.

(مساله 1995) فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نان‏خور او حساب مى‏شود، بر او واجب است.

(مساله 1996) فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مى‏شود در صورتيكه نان‏خور او حساب شود واجب است و همچنين است فطره كسيكه انسان را مجبور كرده‏اند كه خرجى او را بدهد.

(مساله 1997) فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مى‏شود، بر صاحبخانه واجب نيست، اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.

(مساله 1998) اگر كسى موقع غروب شب عيد فطر ديوانه يا بيهوش باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.

(مساله 1999) اگر پيش از غروب بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غنى شود، در صورتيكه شرائط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.

(مساله 2000) كسيكه موقع غروب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرطهاى واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.

(مساله 2001) كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نيست. ولى مسلمانى كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.

(مساله 2002) كسيكه فقط به اندازه يك صاع كه تقريبا سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنانچه عيالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد ميتواند بقصد فطره، آن يك صاع را بيكى از عيالاتش بدهد و او هم بهمين قصد بديگرى بدهد، و همچنين تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چيزى را كه مى‏گيرد بكسى بدهد كه از خودشان نباشد. و اگر يكى از آنها صغير باشد، ولى او بجاى او مى‏گيرد و احتياط آنست چيزى را كه براى صغير گرفته بكسى ندهد.

(مساله 2003) اگر بعد از غروب شب عيد فطر بچه‏دار شود، يا كسى نان‏خور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد. اگر چه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پيش از ظهر روز عيد نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد.

(مساله 2004) اگر انسان نان‏خور كسى باشد و پيش از غروب نان‏خور كس ديگر شود، فطره او بر كسيكه نان‏خور او شده واجب است مثلا اگر دختر پيش از غروب بخانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد.

(مساله 2005) كسيكه ديگرى بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.

(مساله 2006) اگر فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى‏شود.

(مساله 2007) اگر كسى كه فطره او بر ديگرى واجب است‏خودش فطره را بدهد، از كسيكه فطره بر او واجب شده ساقط نمى‏شود.

(مساله 2008) زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏دهد، چنانچه نان‏خور كس ديگر باشد، فطره‏اش بر آنكس واجب است. و اگر نان‏خور كس ديگر نيست، در صورتيكه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.

(مساله 2009) كسى كه سيد نيست نمى‏تواند بسيد فطره بدهد حتى اگر سيدى نان‏خور او باشد، نمى‏تواند فطره او را بسيد ديگر بدهد.

(مساله 2010) فطره طفلى كه از مادر يا دايه شير مى‏خورد، بر كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مى‏دهد. ولى اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل بر ميدارد فطره طفل بر كسى واجب نيست.

(مساله 2011) انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.

(مساله 2012) اگر انسان كسى را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد در صورتيكه بشرط خود عمل كند و نان‏خور او حساب شود بايد فطره او را هم بدهد ولى چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلا پولى براى مخارجش بدهد، دادن فطره او واجب نيست.

(مساله 2013) اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.

مصرف زكات فطره

(مساله 2014) اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته شد برسانند كافيست. ولى احتياط مستحب آنست كه فقط بفقراى شيعه بدهد.

(مساله 2015) اگر طفل شيعه‏اى فقير باشد، انسان مى‏تواند فطره را به مصرف او برساند، يا بواسطه دادن به ولى طفل، ملك طفل نمايد.

(مساله 2016) فقيريكه فطره باو مى‏دهند، لازم نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آنستكه به شرابخوار و كسيكه آشكارا معصيت كبيره مى‏كند فطره ندهد.

(مساله 2017) بكسيكه فطره را در معصيت مصرف مى‏كند نبايد فطره بدهند.

(مساله 2018) احتياط واجب آنست كه به يك فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع كه تقريبا سه كيلو است فطره ندهند.

(مساله 2019) اگر از جنسى كه قيمتش دو برابر قيمت معمولى آن است مثلا از گندمى كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است، نصف صاع كه معناى آن در مساله پيش گفته شد بدهد كافى نيست. و اگر آنرا بقصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.

(مساله 2020) انسان نمى‏تواند نصف صاع را از يك جنس مثلا گندم و نصف ديگر را از جنس ديگر مثلا جو بدهد. و اگر آن را بقصد قيمت فطره بدهد اشكال دارد.

(مساله 2021) مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.

(مساله 2022) اگر انسان بخيال اينكه كسى فقير است‏باو فطره بدهد و بعد بفهمد كه فقير نبوده چنانچه مالى راكه باو داده از بين نرفته باشد، مى‏تواند پس بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نتواند بگيرد بايد از مال خودش فطره بدهد و اگر از بين رفته باشد، در صورتيكه گيرنده فطره مى‏دانسته با احتمال ميداده آنچه را گرفته فطره است، بايد عوض آنرا بدهد و الا، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.

(مساله 2023) اگر كسى بگويد فقيرم، نمى‏شود به او فطره داد، مگر آنكه اطمينان پيدا كند يا از ظاهر حالش گمان پيدا شود كه فقير است‏يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است.

مسائل متفرقه زكات فطره

(مساله 2024) انسان بايد زكات فطره را بقصد قربت‏يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعيكه آن را مى‏دهد، نيت دادن فطره نمايد.

(مساله 2025) اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره ندهد. ولى اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان بفقير قرض دهد و بعد از آنكه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد.

(مساله 2026) گندم يا چيز ديگرى را كه براى فطره مى‏دهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، يا اگر مخلوط است چيزيكه مخلوط شده بقدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بيش از اينمقدار باشد در صورتى صحيح است كه خالص آن بيك صاع برسد ولى اگر مثلا يك صاع گندم بچندين من خاك مخلوط باشد كه خالص كردن آن خرج يا كار بيشتر از متعارف دارد، دادن آن كافى نيست.

(مساله 2027) اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافى نيست. ولى اگر جائى باشد كه خوراك غالب آنها معيوب است اشكال ندارد.

(مساله 2028) كسيكه فطره چند نفر را مى‏دهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافيست.

(مساله 2029) كسيكه نماز عيد فطر مى‏خواند، بنا بر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد. ولى اگر نماز عيد نمى‏خواند، ميتواند دادن فطره را تا ظهر تاخير بيندازد.

(مساله 2030) اگر به نيت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد بمستحق ندهد، احتياط واجب آنست كه هر وقت آنرا مى‏دهد نيت فطره نمايد.

(مساله 2031) اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، احتياط واجب آنستكه بعدا بدون اينكه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد.

(مساله 2032) اگر فطره را كنار بگذارد، نمى‏تواند آنرا براى خودش بردارد و مالى ديگر را براى فطره بگذارد.

(مساله 2033) اگر انسان مالى داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نيت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.

(مساله 2034) اگر مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بين برود، چنانچه دسترس بفقير داشته و دادن فطره را بتاخير انداخته، بايد عوض آنرا بدهد و اگر دسترس بفقير نداشته ضامن نيست، مگر آنكه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.

(مساله 2035) اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آنست كه فطره را بجاى ديگر نبرد، و اگر بجاى ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آنرا بدهد.

وداع با ماه خدا

آيت الله جوادى آملى

ماه مبارك رمضان يك حقيقت و باطنى دارد كه اين حقيقت در قيامت ظهور مى‏كند. ماه مبارك رمضان را امام سجاد(ع) عيد اولياء الله مى‏داند. در صحيفه سجاديه دعايى است‏به نام دعاى وداع ماه مبارك رمضان.

اين وداع براى كسى است كه با ماه مبارك رمضان مانوس بوده و ماه مبارك رمضان دوست او مى‏باشد والا آنكه با اين ماه نبوده وداعى ندارد. انسان از دوستش و يا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مى‏كند. آنكه اصلا نمى‏داند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقت‏سپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد. اما امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد يك ضجه اين دعا را مى‏خواند.

در مقدمه اين دعا، حضرت سجاد(ع) كليات نعمت‏هاى الهى را مى‏شمارد و اينكه بخشش‏هاى خداى سبحان ابتدايى است، نه از روى استحقاق.

رمضان بهترين بخشش خداوند

بعد از آن مقدمه مى‏فرمايد: يكى از بهترين بخشش‏هاى خداوند سبحان، ماه مبارك رمضان و روزه در اين ماه است: «و انت جعلت من صفايا تلك الوظائف و خصائص تلك الفروض شهر رمضان... و قد اقام فينا هذا الشهر مقام حمد و صحبنا صحبة مبرور». (1)

خدايا، نعمت‏هاى فراوانى به ما دادى; يكى از آن برجسته‏ترين نعمت‏ها ماه مبارك رمضان است و يكى از بهترين فضيلت‏ها روزه اين ماه است كه نصيب ما كردى. و هيچ زمانى به عظمت زمان ماه مبارك رمضان نيست، گذشته از آنكه شب قدر را در آن قرار دادى، اين ماه را ظرف نزول قرآن كريم قرار دادى كه اين فيض در اين ماه نازل شده است، اگر كسى با قرآن باشد همراه قرآن بالا مى‏رود، و اين را بر ملت مسلمان منت نهادى، زيرا ديگر ملل در ماه مبارك رمضان روزه نمى‏گرفتند و اين نعمت را مخصوص مسلمين كردى.

و اين ماه مبارك در بين ما اقامت داشت و جاى حمد و ثنا بود; زيرا به همراه خودش رحمت آورد و رفيق بسيار خوبى براى ما بود. ما در صحبت‏با او به فضايل و نعمت‏هايى رسيديم. دوستى بود كه به همراهش رحمت و مغفرت و بركت آورد. اينكه رسول خدا - عليه آلاف التحية و الثناء - در خطبه شعبانيه فرمود: «قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة‏»; اين ماه، بركت و رحمت و مغفرت آورد; كسى كه رفيق اين ماه بود، بركت و رحمت و مغفرت اين ماه را هم دريافت مى‏كند.

رمضان ماه منفعت

«و اربحنا افضل ارباح العالمين‏»;«ماه رمضان‏» برترين سودهاى جهانيان را به ما ارزانى داشت كه هيچ تاجرى در هيچ گوشه دنيا نبرده است. هيچ كسى در سراسر عالم به اندازه ما از اين ماه مبارك رمضان استفاده نكرد. اگر انسان يك مسافرى است كه سفر ابد در پيش دارد، ره‏توشه آن سفر ابد را بايد همين چند روز تهيه كند و اگر درهاى آسمان به چهره مؤمن باز مى‏شود و اگر مؤمن مى‏تواند با وارستگى به باطن عالم راه پيدا كند و اگر بهترين فرصت ماه مبارك رمضان است; پس بهترين سود را ماه مبارك رمضان و اهلش دارند.

ماه حسابرسى

از «ابن طاووس‏» نقل شده است كه فرمود: عده‏اى اول سالشان اول فروردين است. يك نوجوان اول سال او اول فروردين است كه تلاش مى‏كند لباس نو در بر كند; درخت‏ها اول سالشان فروردين است كه لباس‏هاى نو و تازه در بر مى‏كنند; اول سال يك كشاورز اول پاييز است كه درآمد مزرعه را حساب مى‏كند; يك تاجرى كه كارگاه توليدى دارد، اول سال را در فرصت ديگرى تعيين مى‏كند; اما آن‏ها كه اهل سير و سلوك‏اند، اول سالشان ماه مبارك رمضان است;حساب‏ها را از ماه مبارك تا ماه مبارك بررسى مى‏كنند كه ماه مبارك رمضان گذشته، چه درجه‏اى داشته و امسال چه درجه‏اى دارند؟ چقدر مطلب فهميده و چقدر مسايل براى آنها حل شده است؟ چقدر در برابر گناه قدرت تمكين داشته و چقدر در برابر دشمن، قدرت تصميم دارند؟ ماه مبارك رمضان براى سالكان الى الله، ماه محاسبه است; لذا امام سجاد(ع) فرمود: هيچ كس در سراسر جهان به اندازه ما در اين ماه استفاده نكرد.

هجران جانكاه

«ثم قد فارقنا عند تمام وقته و انقطاع مدته و وفاء عدده و نحن مودعوه‏»; اين ماه بعد از آنكه پايانش فرا رسيد، از ما مفارقت و هجرت كرد و ما را تنها گذاشت و ما الان اين ماه را وداع مى‏كنيم.

«وداع من عز فراقه علينا و غمنا»، (2)

چه وداعى؟ وداع تشريفاتى؟ نه، وداع با يك دوست عزيزى كه مفارقتش براى ما توانفرساست. آنكه اهل معنا بود خيرش در اين ماه بيشتر شد; آنكه گرفتار گناه بود گناهش در اين ماه كمتر شد. فرمود: ما كسى را وداع مى‏كنيم كه رفتنش براى ما عظيم و سخت است و ما را غمگين كرد; اين ماهى بود كه شب و روزش رحمت‏بود.

بزرگان فقه ما همچون «مرحوم صاحب جواهر» و «سيد محمد كاظم‏» صاحب «عروة الوثقى‏» و ديگران (رضوان الله عليهم) در كتاب‏هايشان هست كه در فضيلت روزه گرفتن، همين بس كه انسان از نظر ترك بسيارى از كارها شبيه فرشته مى‏شود. همين كه انسان از شكم رها شد، يك مقدار به فرشته شدن نزديك مى‏شود. گفته‏اند شش روز اوايل ماه شوال را به عنوان بدرقه، روزه بگيريد. بعد از عيد فطر، كه عيد فطر روزه‏اش حرام است، زيرا اگر كسى دوست عزيزى را بخواهد بدرقه كند، چند قدم به همراه او مى‏رود; معناى وداع كردن، به دنبال او چند قدم رفتن است.

«و اوحشنا انصرافه عنا» و از اينكه منصرف شد و از ما فاصله گرفت، ما را به وحشت انداخت. ما يك دوست رئوف و مهربان و پربركتى را از دست مى‏دهيم، لذا ما به وحشت افتاديم; آخر ماه مبارك رمضان كه مى‏شد احساس غربت مى‏كردند. سلام بر تو اى عيد اولياء خدا.

«و لزمنا له الذمام المحفوظ و الحرمة المرعية و الحق المقضى‏»; ما بايد حقى كه او به عهده ما دارد رعايت كنيم; حرمتى كه در پيش ما دارد بايد ارج بنهيم; بايد به تعهدى كه بين ما و اوست وفا كنيم.

سلام بر تو اى عيد اولياء خدا

«فنحن قائلون السلام عليك يا شهر الله الاكبر و يا عيد اوليائه‏»، آن گاه چون اين دوست عزيز از ما مفارقت مى‏كند، ما در آخر ماه مبارك اين چنين مى‏گوييم: سلام بر تو اى بزرگ‏ترين ماه كه به خدا انتساب دارى و سلام بر تو اى عيد اولياء الهى. اين سلام توديع است، چون تنها ماهى كه اسمش در قرآن كريم است ماه مبارك رمضان است:

عارفان هر دمى دو عيد كنند

عنكبوتان مگس قديد (3) كنند (4)

كار عنكبوت آن است كه بتند و با اين تارها مگس صيد كند و قرمه درست كند. كار عنكبوت آن است كه مگس را ذخيره كند، قديد كرده و قرمه درست كند و كارش غير از ذخيره كردن چيز ديگرى نيست، اما عارف در هر دم و هر نفس دو عيد دارد كه سعدى گفت: هر نفسى كه فرو مى‏رود ممد حيات است و چون برمى‏آيد مفرح ذات; پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب; لذا عارف در هر دم دو عيد دارد.

على اى حال، بهترين دمى كه انسان دارد در ماه مبارك رمضان است كه «انفاسكم فيه تسبيح‏»; نفس كشيدن در اين ماه «سبوح قدوس‏» گفتن است; لذا امام سجاد(ع) مى‏فرمايد: سلام بر تو اى عيد اولياى الهى. اينكه مى‏بينيم در آخر ماه مبارك رمضان عيد فطر مى‏گيرند، چون جايزه‏هاى يك ماه را به ما مى‏دهند; در حقيقت محصول ماه مبارك رمضان است. اين ضيافة الله، آن لقاء الله را در بر دارد و عظمت از آن ماه شوال نيست، بلكه عظمت از آن ماه مبارك رمضان است كه نتيجه يك ماهه را در روز عيد مى‏دهند.

روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم

كه دهم حاصل سى روزه و ساغر گيرم

«السلام عليك يا اكرم مصحوب من الاوقات و يا خير شهر فى الايام و الساعات‏». (5) امام سجاد چندين بار به اين ماه سلام مى‏كند. ماه اگر يك زمانى گذرا بود و باطن و سر و حقيقت و روح و جانى نداشت، اين ولى الله كه به او سلام نمى‏گفت. آيا اين‏ها معاذ الله نظير اشعار خيالى شعراست كه بر خطابه‏هاى خيالى حمل شود كه مثلا به كوه و يا آثار مخروبه خطاب مى‏كنند، يا نه اين ماه يك حقيقتى دارد.

مى‏گويد: ما خيلى دوست داشته و داريم، اما هيچ دوستى به عظمت اين ماه نبود. يك ماهى كه نه هيچ روزى مثل روزهاى او بود و نه هيچ شبى مثل شب‏هاى او.

ماه چه و چگونه خواستن از خداوند

«السلام عليك من شهر قربت فيه الامال و نشرت فيه الاعمال‏»; سلام بر ماه آرزوهاى مشروع و اعمال مرفوع سلام ما بر تو اى ماهى كه آرزوها در اين ماه نزديك شد و ما فهميديم كه چه بخواهيم، لذا آرزوهاى طولانى نمى‏طلبيم. و از طول امل آزاد شديم و بر آمدن آرزوهاى مشروع ما نزديك شد. در همين دعاى سحر ماه مبارك رمضان، امام سجاد(ع) به ما آموخت كه به خدا عرض كنيم: خدايا، آن‏ها كه تو را نمى‏شناسند و عبادت نمى‏كنند، آن‏ها را روزى مى‏دهى و اين همه مار و عقرب‏ها را خدا تامين مى‏كند، پس حيف است كه انسان تمام حاجت‏ها را در محور ماده و ماديات خلاصه كند. آن‏ها كه اصلا خدا را نمى‏شناسند و عبادت نمى‏كنند، نظير اين همه كفار و منافقين، خداوند آنها را در عالم تامين مى‏كند، پس آيا صحيح است انسان تلاش و كوشش خود را بر اين صرف بكند كه از خدا طبيعت و دنيا بطلبد؟

امام مى‏فرمايد: سلام بر اين ماه كه فهميديم در اين ماه از خدا چه بخواهيم. آرزوهاى طولانى نداشته باشيم، بلكه چيزى بخواهيم كه براى ما بماند.

وقتى اين آيه نازل شد: «و كاين من دابة لا تحمل رزقها الله يرزقها»، (6) مهاجرين از مكه به مدينه هجرت كردند. چون اينها وقتى مى‏خواستند از مكه به مدينه هجرت كنند، كسى به آنها اجازه نمى‏داد تا اموالشان را هم منتقل كنند يا بفروشند و مى‏گفتند: اگر خواستيد از مكه به مدينه برويد بايد با دست‏خالى برويد. وقتى اين آيه نازل شد كه هيچ جنبده‏اى، چه اهل پس‏انداز باشد يا نباشد، نيست كه از جايى به جايى حركت‏بكند، مگر اينكه خدا روزى او را مى‏دهد; معنايش اين است كه همه در عالم روزى خدا را مى‏خورند.

جنبده‏ها دو قسمت‏اند: بعضى اهل پس‏انداز و ذخيره‏اند مثل موش و مورچه‏ها; بعضى آزادانه زندگى مى‏كنند، مثل كبوترها، گنجشك‏ها، بلبل‏ها كه اينها اهل ذخيره و پس‏انداز نيستند. در اين آيه فرمود: هم آن موش و مورچه را كه اهل پس‏اندازند خدا روزى مى‏دهد، هم كبوتر و بلبل و گنجشك را كه اهل ذخيره نيستند; اينطور نيست كه فقط موش‏ها را خدا تامين كند و بلبل‏ها را تامين نكند، وقتى اين آيه نازل شد، مسلمين از مكه به مدينه هجرت كردند. گفتند ما روزى‏مان را كه از جايى به جايى حمل نمى‏كنيم، بالاخره خداى مكه خداى مدينه هم هست. اگر ما را در مكه اداره مى‏كند در مدينه هم اداره مى‏كند. با دست‏خالى آمدند و در مسجدهاى مدينه ماندند و مهاجر ناميده شدند; خدا آنها را تامين كرد.

اين چنين نيست كه اگر انسان روح بلند نداشته باشد، به او خوش بگذرد و يا اگر روح بلند و عظيم داشت در جهان تلخكام باشد. انسان اگر ذهن و جانش را به چيز درستى مشغول نكند، او آدم را به چيز نادرستى مشغول مى‏كند; تا آدم اين نفس و ذهن و مركز انديشه را مشغول نكند او آدم را مشغول مى‏كند; فرمود: ما در اين ماه فهميديم از خدا چه بخواهيم، اعمالمان باز و آرزوهايمان بسته شد. جلو آرزوهايمان را گرفتيم و دست‏به كار شديم.

وداعى غم انگيز با يارى عزيز

«السلام عليك من قرين جل قدره موجودا و افجع فقده مفقودا»; سلام بر تو اى نزديكى كه وقتى بودى گرامى بودى و حال كه در آستانه رفتن هستى، رفتنت فاجعه است و ما را غمگين مى‏كند همچون كسى كه عزيزترين عضو خانواده‏اش را از دست‏بدهد.

«و مرجو آلم فراقه‏»; سلام بر تو اى تكيه‏گاه اميد كه در هنگام مفارقت، ما را متالم و رنجور كردى. آن ماه كه در جان انسان رسوخ داشت، وقتى از جان فاصله مى‏گيرد جايش را غم پر مى‏كند. آن فهميدن‏ها و صفاى ضمير ديگر نيست. آن نشاطى را كه انسان در ماه مبارك رمضان براى نثار و ايثار دارد در غير ماه مبارك رمضان ندارد. اگر انسان در اين ضيافت‏حق از خدا، غنا و بى‏نيازى طلب كند، چيزى او را به خود متوجه و مشغول نمى‏كند; نه از كسى مى‏ترسد و نه از بذل جان دريغ مى‏كند.

«السلام عليك من اليف آنس مقبلا فسر و اوحش منقضيا فمض‏»; (7) سلام بر تو اى دوست‏با الفت كه وقتى آمدى، ما را مسرور كردى و وقتى رفتى، ما را گداختى و رفتى، داغ زدى و رفتى! اين حرف، حرف يك انسانى است كه با باطن روزه اين ماه و با باطن ليله قدر در تماس بوده است.

وداع با ماه رقت قلوب و قلت ذنوب

«السلام عليك من مجاور رقت فيه القلوب و قلت فيه الذنوب‏»; سلام بر تو اى همسايه عزيز كه در مجاورت و جوار رحمت تو بوديم. تو همسايه‏اى بودى كه در اين مدت دل‏ها رقيق مى‏شد و گناهان كم.

در مناطق ييلاقى و در سرزمينى كه سبز و خرم است چشمه معدنى مى‏جوشد، چون با املاح و رسوبات همراه است، اين آب زلال نيست كه راه خود را طى كند و راه باز كند و تشنه‏ها را سيراب كرده و به مقصد برسد، بلكه با رسوبات و املاح همراه است. اين آب زلال است كه وقتى از چشمه مى‏جوشد راه خود را باز مى‏كند و راه كسى را هم نمى‏بندد; همه اين درخت‏ها و گياهان تشنه سر راه را هم سيراب مى‏كند تا به دريا برسد، اين خاصيت آب زلال است كه اصلا به دنبال تشنه مى‏رود تا سيرابش كند. سرش را به سنگ مى‏زند و تلاش و كوشش مى‏كند كه خود را به تشنه‏ها برساند اما اگر اين آب رسوبى باشد همين كه مى‏جوشد راه خود را مى‏بندد. بعد از چند سال در آن مزرع، تلى از سنگ پيدا شده و همه آن سرزمين‏هاى سبز، خشك مى‏شود و از او چيزى روئيده نمى‏شود.

اين آب وقتى زلال و صاف نباشد جلوى خودش را هم مى‏بندد; افكار و انديشه در دل‏ها هم همين طور است، اگر زلال باشد از جان مى‏جوشد، با زبان و قلم منتشر مى‏شود، به گوش و چشم مى‏رسد و از آنجا به دل‏هاى ديگران مى‏رسد; لذا يكى از القاب عالم «ماء معين‏» است كه ريشه اصلى آن درباره حضرت ولى عصر (عج) است كه يكى از القاب مبارك آن حضرت «ماء معين‏» است: «قل ارايتم ان اصبح ماءكم غورا فمن ياتيكم بماء معين‏». (8)

ماء معين يعنى آب جارى; آبى كه چشم، آن را مى‏بيند. علم و عالم را ماء معين مى‏گويند، چون مانند چشمه زلال است كه مى‏جوشد. حرفى كه مى‏زند، چيزى كه مى‏نويسد، علمى است كه از جان او تراوش كرده و به گوش و چشم شخصى رسيده است و او مى‏فهمد و به ديگرى مى‏گويد، ديگرى هم مى‏فهمد و به بعدى مى‏گويد.

اين مانند يك چشمه زلالى است كه بالاخره به اصلش مى‏رسد اما افكار و انديشه و خيالات باطل مانند همان رسوبات و املاح معدنى‏اند كه همان جا قلب را مى‏بندند; كم كم اين قسى مى‏شود، وقتى كه دل بسته شد، نه چيزى از آنجا سرايت مى‏كند و به ديگران مى‏رسد و نه حرف ديگران به آنجا مى‏رسد. نه حرف او در غير مؤثر است و نه حرف غير در او مؤثر مى‏باشد. امام سجاد(ع) فرمود: دل‏ها در اين ماه نرم و رقيق و گناهان در اين ماه كم مى‏باشد.

ماه پيروزى بر شيطان

«السلام عليك من ناصر اعان على الشيطان و صاحب سهل سبل الاحسان‏»; سلام بر تو اى رفيقى كه كمك كردى تا ما بر شيطان مسلط شديم. انسان در اين ماه بر شيطان مسلط مى‏شود. به خاطرات شيطانى گوش فرا نمى‏دهد. تو براى ما مصاحب خوبى بودى كه ما توانستيم بر شيطان پيروز شويم.

ما نه تنها در بعد سلبى از دست‏شيطان نجات پيدا كرديم كه كار بد نكرديم، بلكه در بعد اثباتى هم پيروز شديم. راه‏هاى خير را خوب و به آسانى طى كرديم. اگر در غير ماه مبارك رمضان كار خير را به سختى انجام مى‏داديم، در اين ماه به آسانى انجام داديم، تو باعث‏شدى كه ما راه احسان را با سهولت طى كرديم.

ماه آزادى

«السلام عليك ما اكثر عتقاء الله فيك‏» سلام بر تو اى ماهى كه چقدر بنده‏ها را خدا در اين ماه آزاد كرده است. خدا آنها را كه گرفتار آتش و رذائل اخلاقى بودند، از دست اين بندها آزاد كرد و نعمتى بهتر از آزادى نيست.

امام صادق(ع) فرمود: «من رفض الشهوات فصار حرا»; (9) اگر كسى شهوت را ترك كند، آزاد مى‏شود و نعمتى بالاتر از آزادى و آزادگى و حريت نيست كه انسان گرفتار شهوت و غضب و برده هوى نباشد و زمامش را به دست هوسش نسپرد.

«و ما اسعد من رعى حرمتك بك‏»; چقدر سعادتمند شد آن كسى كه احترام تو را حفظ كرد و مواظب بود تا در اين ماه حرف بد نزند، خيال و گناه بد نكند.

ماه محو كننده گناه

«السلام عليك ما كان امحاك للذنوب و استرك لانواع العيوب‏»; سلام بر تو اى حقيقت ماه مبارك رمضان كه تو محوكننده گناه هستى و پوشاننده‏تر از هر چيزى نسبت‏به عيوب انسان. عيب را مى‏پوشانى و گناه را محو مى‏كنى.

اول پوشاندن و ستر و بعد مغفرت است. خداى سبحان اول مى‏پوشاند، كه آبروى انسان محفوظ باشد، بعد مى‏بخشد. اين ستار زمينه آن غفار را فراهم مى‏كند. انسان تا بتواند آبروى ديگران را حفظ كند، خدا هم آبروى او را حفظ مى‏كند، مؤمن حق ندارد كارى بكند كه ذلت‏آور باشد.

«السلام عليك ما كان اطولك على المجرمين‏»; سلام بر تو اى ماه مبارك رمضان كه براى افراد تبهكار خيلى طولانى هستى و رمضان براى او حكم چندين ماه است.

«و اهيبك فى صدور المؤمنين‏»; ماه مبارك رمضان در دل‏هاى مؤمنان با يك هيبت و ابهت و جلال و هيمنه و شكوه تلقى مى‏شود.

وداع با ماه بى‏رقيب

«السلام عليك من شهر لا تنافسه الايام‏»; سلام بر تو اى ماهى كه هيچ ماهى با تو مسابقه و رقابت ندارد.

در منافسه وقتى انسان مى‏دود و مسابقه مى‏دهد، نفس نفس مى‏زند تا به مقصد برسد. خداى سبحان هم فرمود براى گرفتن فضائل، منافسه بدهيد: «فليتنافس المتنافسون‏»; شما نفس نفس بزنيد تا آن شى‏ء نفيس و ارزنده را بگيريد. هيچ ماه و ايام و ليالى و لحظاتى با تو منافسه نمى‏كند و رقابت ندارد. تو پيشگامى و همه يازده ماه سال به دنبال تواند. اين چنين نيست كه انسان بگويد در ماه مبارك رمضان حرف‏ها را مى‏شنوم و بعدا عمل مى‏كنم. اگر فعلا عمل نشود بعدا هم عمل نمى‏شود; چون زمان‏هاى ديگر آن قدرت را ندارد كه با ماه مبارك رمضان در كسب توفيق انسان رقابت كنند.

«السلام عليك غير كريه المصاحبة و لا ذميم الملابسة‏»; سلام بر تو، در اين مدتى كه مهمان ما بودى يا ما در خدمت‏شما بوديم، هيچ رنجى نديديم. از مصاحبت‏با شما خسته نشديم. در خدمت‏شما بوديم و لذت برديم، ذم، كراهت و مانند آن از شما مشاهده نكرديم. تو مهمان خوبى براى ما بودى.

«السلام عليك كما وفدت علينا بالبركات و غسلت عنا دنس الخطيئات‏».

سلام بر تو اى ماه گرامى مبارك رمضان كه بركت آوردى، ما را شستشو كردى و رفتى و بعدا اگر آلوده شديم به دست‏خود آلوده شده‏ايم والا تو ما را تطهير كردى و رفتى. ما احساس سبكى مى‏كنيم.

مهمان بى‏زحمت

«السلام عليك غير مودع بر ما و لا متروك صيامه ساما»; سلام بر تو كه در هنگام توديع، ما احساس خستگى نكرديم. انسان وقتى مهمان را با تشريفات پذيرايى مى‏كند، خود در اين مدت خسته مى‏شود; اما ايشان مى‏فرمايد ما خسته نشديم، ما از روزه گرفتن كه پذيرايى تو بود خسته نشديم و رنجى احساس نكرديم، بلكه براى ما گوارا بود.

«السلام عليك من مطلوب قبل وقته و محزون عليه قبل فوته‏»; سلام بر تو، قبل از اينكه بيايى ما انتظار تو را داشتيم و الان هم هنوز نرفته‏اى مقدارى مانده است. ولى همين كه مى‏خواهى بروى ما را غمگين كرده‏اى.

«السلام عليك كم من سوء صرف بك عنا و كم من خير افيض بك علينا»; سلام بر اين مهمان گرانقدرى كه به بركت تو، خدا خيلى از بلاها را از ما برداشت و خيلى از بركات را به ما داد. ما در حقيقت مهمان تو بوديم، نه تو مهمان ما.

«السلام عليك و على ليلة القدر التي هي خير من الف شهر»; اين زيارتنامه است، اين سلام توديع است، سلام بر تو اى ماه، سلام بر ليلة القدرت، آن شب قدرى كه هزار ماه - تقريبا هشتاد سال - بالاتر است.

«السلام عليك ما كان احرصنا بالامس عليك و اشد شوقنا غدا اليك‏».

سلام بر تو اى ماهى كه ما ديروز خيلى حريص بوديم كه شما بيايى و فردا هم خيلى مشتاقيم كه زيارتتان كنيم; اين طور نيست كه به عنوان يك اداء وظيفه اين مراسم توديع را انجام بدهيم.

«السلام عليك و على فضلك الذى حرمناه و على ماض من بركاتك سلبناه‏»; سلام بر تو و فضيلت تو، سلام بر تو و بركات تو.

«اللهم انا اهل هذا الشهر الذى شرفتنا به و وفقتنا بمنك له حين جهل الاشقياء وقته و حرموا لشقائهم فضله‏»; خدايا آن توفيق را دادى كه ما اهل اين ماه باشيم، در حالى كه عده‏اى از فضيلت اين ماه محروم شدند و منشاء حرمان آنها نيز شقاوتشان بود كه به سوء اختيار خود آنان فراهم شد. «و انت ولى ما آثرتنا به من معرفته و هديتنا له من سنته‏»; پروردگارا، تو مولى و سرپرست مايى، در آنچه ما را براى شناخت آن برگزيده‏اى و راهنمايى نموده‏اى كه روش آن را طى نماييم.

«و قد تولينا بتوفيقك صيامه و قيامه على تقصير و ادينا فيه قليلا من كثير». و در پرتو توفيق تو، به روزه و نماز آن با اعتراف به تقصير نايل آمديم و اندكى از وظايف بسيار را ادا نموديم.

«اللهم فلك الحمد اقرارا بالاسائة و اعترافا بالاضاعة و لك من قلوبنا عقد الندم و من السنتنا صدق الاعتذار».

پروردگارا! تو را در حالى ستايش مى‏كنم كه به بد رفتارى خود اقرار و به ضايع نمودن نعمت احكام تو و عمر خويش اعتراف داريم. و براى توست از طرف دل‏هاى ما پيمان پشيمانى و از ناحيه زبان پوزش طلبى صادقانه.

«فاجرنا على ما اصابنا فيه من التفريط اجرا نستدرك به الفضل المرغوب فيه و نعتاض به من انواع الذخر المحروص عليه‏».

پس اجر مصيبت‏بر تفريط در اين ماه را چيزى قرار ده تا به وسيله آن، فضيلتى كه مورد رغبت است نائل آييم و به جاى آن از انواع ذخايرى كه بر آن تشويق شده عوض به دست آوريم.

«و اوجب لنا عذرك على ما قصرنا فيه من حقك‏».

و از باب: كتب ربكم على نفسه الرحمة. پذيرش پوزش را براى ما مقرر نما تا حق تقصير شده شما بخشوده گردد.

«و ابلغ باعمارنا ما بين ايدينا من شهر رمضان المقبل فاذا بلغتناه فاعنا على تناول ما انت اهله من العبادة و ادنا الى القيام بما يستحقه من الطاعة‏» و عمر ما را تا ماه مبارك آينده طولانى بفرما و هنگامى كه ما را به آينده آن رساندى ما را كمك فرما تا آنچه در خور شماست عبادت نمائيم و آنچه سزاوار توست طاعت كنيم «و اجر لنا من صالح العمل ما يكون دركا لحقك فى الشهرين من شهور الدهر»; و توفيق انجام كار نيك را بطور جارى و مستمر بهره ما فرما تا آنچه حق و شايسته شما است در تمام ماه مبارك رمضان كه در مدت عمر ما پيش مى‏آيد جبران شود.

«و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا».

پروردگارا، هجران ماه مبارك را كه مصيبت ماست جبران فرما و براى ما در روز عيد فطر بركت مقرر نما...

و با سپرى شدن اين ماه ما را از هر تباهى بيرون بياور...

و هر پاداشى كه به افراد شايسته و واجد شرايط اين ماه مرحمت مى‏كنى، به ما نيز لطف فرما، زيرا فضل تو تمام‏شدنى نيست، بلكه همواره جوشان است.

و ثواب همه كسانى كه تا قيامت در آن ماه روز مى‏گيرند يا عبادت مى‏كنند براى ما ثبت فرما... آمين.

پى‏نوشت‏ها:

1) صحيفه سجاديه، دعاء 45، وداع ماه مبارك رمضان

2) همان ماخذ

3) قديد به گوشت‏هاى مانده ذخيره لانه‏ها مى‏گويند

4) ديوان سنائى غزنوى

5) دعاى وداع

6) عنكبوت، 60

7) «مض‏» آن درد گدازنده را گويند. همچون رنجش از گداختگى آهن سرخ شده‏اى كه به انسان اصابت كند.

8) سوره ملك، آيه 30.

9) امالى، شيخ مفيد، مجلس 6، حديث 14

نوروز پاکان

مهدي عزيزان

طبيعت با بهار طراوت مى‏يابد و معنويت با بهار رمضان اوج مى‏گيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مى‏شود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفه‏هاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مى‏بندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمه‏هاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مى‏شود. در رمضان است كه مى‏توان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوى است و پيروزى قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.

رضاى آل محمد عليهم‏السلام را سخنى شنيدنى است:

«اِنَّما جُعِلَ يَوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيَكُونَ لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يَجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيْهِمْ فَيَكُونُ يَوْمَ عيدٍ وَ يَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يَوْمَ فِطْرٍ وَ يَوْمَ زَكاةٍ وَ يَوْمَ رَغْبَةٍ وَ يَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ يَحِلُّ فيهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَكْونَ لَهُمْ فى ذلِكَ مَجْمَعٌ يَحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر، عيد قرار داده شده تا براى مسلمانان روز اجتماعى باشد كه در آن روز گرد هم آيند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز كنند و به خاطر منّتى كه بر آنان نهاده است، او را ستايش كنند، پس روز عيد و روز گردهم‏آيى و روز افطار، روز زكات، روز گرايش به يكديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق تعالى] است، [و نيز روز فطر، روز عيد قرار داده شده] به دليل آنكه روز فطر اولين روز سال است كه خوردن و آشاميدن در آن جايز شمرده شده است، چرا كه نزد اهل حق اولين ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عيد فطر، مسلمانان اجتماع كنند و با يكديگر به ستايش و تقديس او بپردازند.»

در صبحدم اين عيد آسمانى است كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا مى‏خواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى پادشاهان زمينى.

امام باقر عليه‏السلام ازپيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مى‏رسد، منادى ندا مى‏دهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است.»

فاتحان و مدال‏آوران جهاد اكبر را شايسته نيست كه از پس اين پيروزى بزرگ، در گرداب معصيت و نافرمانى در غلطند و ديگر بار اسير نفس فرومايه شوند و عزت خدايى را با ذلّت شيطانى معاوضه كنند. اميرمؤمنان على عليه‏السلام در خطبه‏هاى عيد فطر، مردم را به دورى از معصيت در ابعاد مختلف فردى، اجتماعى، اقتصادى، و... دعوت مى‏فرمايد.

امام على عليه‏السلام در عيد فطر خطبه خواند تا آنجا كه فرمود: «اَطيعُوا اللّه‏َ فيما نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِكْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در خوددارى از كارهايى كه شما را از آن برحذر داشته است، عمل كنيد [كه از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفيف، شهوترانى حرام، شراب خوارى، كم‏فروشى، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»

از همين رو است كه پاكان و سالكان را در تعظيم اين عيد عظيم آدابى است و در تحكيم شعائر آن احكامى. در اين مختصر به برخى از آداب اين عيد سعيد اشاره مى‏شود.

آداب عيد فطر

1. احياء شب عيد

امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود:

«كانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام يُحْيى لَيْلَةَ عَيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى يُصْبِحَ وَ يَبيتُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليه‏السلام ، شب عيد فطر را با نماز به صبح مى‏آورد و در مسجد به شب زنده‏دارى مى‏پرداخت.»

2. زيارت امام حسين عليه‏السلام

سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت امام حسين عليه‏السلام معرفى مى‏كند.

3. غسل شب و روز عيد

از جمله آداب شب و روز عيد فطر، غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتياط واجب آن است كه به قصد رجاء انجام دهد.(5)

4. پرداخت زكات فطره

همچنان كه تمام بودن نماز به صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نيز به پرداخت زكات فطره است.

قال ابوعبداللّه‏ عليه‏السلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّكاةِ ـ يَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ كَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ يُوَدِّ الزَّكاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَكَها مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليه‏السلام فرمودند: از جمله كارهايى كه موجب كامل شدن روزه است، پرداخت زكات فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، موجب كامل شدن نماز مى‏شود. اگر كسى روزه بدارد ولى زكات فطره را از روى عمد پرداخت نكند، در واقع روزه نداشته است [و روزه‏اش مقبول نيست.]»

زكات فطره، علاوه بر آنكه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زكات مال را نيز جبران مى‏كند.

امام على عليه‏السلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَكاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَكاةِ مالِهِ؛(7) كسى كه زكات فطره پرداخت كند، خداوند به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زكات مالش را جبران مى‏كند.»

5. تكبير خداوند

به پاس امداد الهى و يارى رساندن او در پيروزى بر ديو نفس و برخوردارى از نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولى نعمت را بزرگ داشت و او را تكبير گفت.

بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است چنين تكبير بگويند: «اللّه اكبر، اللّه اكبر، لا اله الا اللّه واللّه اكبر، اللّه اكبر وللّه الحمد، اللّه اكبر على ما هدانا.»(8)

6. كراهت روزه تا سه روز پس از عيد فطر

در برخى روايات توصيه شده است كه تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه گرفتن خوددارى شود.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «لا صِيامَ بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَيّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيّامٍ اِنَّها اَيّامُ اَكْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست. اين روزها، روزهاى خوردن و آشاميدن است.»



1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص522.

2. يعقوب كلينى، كافى، ج4، ص168.

3. حر عاملى، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15، ص344.

4. حر عاملى، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8، ص87.

5. رساله امام خمينى رحمه‏الله ، مسئله 644.

6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

8. رساله امام خمينى رحمه‏الله ، مسئله 1526.

9. حر عاملى، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10، ص519

تشکر از وبلاگ: بوی پیراهن یوسف