شادي كل عباد است عباد است عباد
فتح ابواب مراد است مراد است مراد
شادي و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عيد ميلاد جواد است جواد است جواد
مظهر عفو رحيم است رحيم است رحيم
كه كريم ابن كريم است كريم است كريم

حبّذا شمس ولايت قمرت بخشيدند
بصر نوري و نور بصرت بخشيدند
قرص خورشيد به وقت سحرت بخشيدند
خود جوادي و جواد دگرت بخشيدند
گشته از فيض گلت بيت ولايت گلشن
ديده‌ات باد به ديدار محمد روشن

اين پسر مظهر حسن احد دادگر است
اين پسر خلق زمين را و زمان را پدر است
اين پسر همچو پدر بضعة خيرالبشر است
اين پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است
اين  پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست

اين جواد است كه جود آمده جود از كرمش
خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش
جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش
ماه و خورشيد بود گرم طواف حرمش
هر طرف روي كند باز مه محفل ماست
حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست

حامد خالق و دردانة محمود است اين
به جمال ازلي شاهد و مشهود است اين
کنز مخفي ابد را در مقصود است اين
گوهر هشت سپهر كرم و جود است اين
صاحبان كرم و جود جوادش گويند
كعبة اهل دل و باب مرادش گويند

اي به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نيست چيزيم که گويم، هنرم قربانت
جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت
پدرت گفت كه جان پدرم قربانت
تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامي
رضوي روي، علي خوي و محمد نامي

كل هستي چو كف دست به پيش نظرت
دو مطيعند و غلامند، قضا و قدرت
هر كجا پاي نهي علم بود پشت سرت
پور اكثم زده زانوي تلمّذ به برت
به خدايي كه تو را داده چنين جاه و مقام
تو ولي نعمت مايي و امام ابن امام

پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت
آتشي بود كه در شعلة نور تو گداخت
گوئيا قلب ورا نطق تو از كار انداخت
خبري تازه ز اسرار الهي گفتي
از هوا و مه و ابر و يم و ماهي گفتي

اي وجود تو همه شاهد يكتايي تو
قلم صنع كند فخر به زيبايي تو
ماه حيرت زدة حسن تماشايي تو
زنده هر مرده دل از فيض مسيحايي تو
رضوي ماه رضا جلوة تو در دل ماست
دست ما خالي و جود تو همه حاصل ماست

كيست تا چون تو به يك قطره دو دريا بدهد
به گدا بيشتر از ثروت دنيا بدهد
با كلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد
اي هماره كرم و جود و عطا زندة تو
جود كن جود كه جود است برازندة تو

من كيم خاك گدايان سر كوي توام
خالي ام از همه و پر ز هياهوي توام
تشنه‌ام تشنه ولي تشنه لب جوي توام
ميثم بي سر و پايم كه ثنا گوي توام
گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست
قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست
 
شاهکاری از استاد غلامرضا سازگار

حجّت دين حق امام جواد
از شرف پا در اين سرا بنهاد
چشم ما از جمال او روشن
مقدمش بر همه مبارک باد
گوهر بحر عشق و جود آمد
خوش بشارت به عاشقانش داد
شام هجران دگر به پايان شد
پرده از چهرة سحر افتاد
روز عيش و نشاط و سرمستي است
عيد مسعود آمد و ميلاد
نوگُل گُلشن رضا آمد
مرحبا دامني که شادي زاد
هر دلي کز الم پريشان بود
شد ز مهرش ز بند غم آزاد
شک ندارم ولاي او گردد
يار و ياور مرا به روز معاد
عالم از نور روي او روشن
قلب ما شيعيان ز عيدش شاد
شاد و خرم سراي بُستان شد
گشته رقصان صنوبر و شمشاد
اين شنيدم که مرغ خوشخواني
اين چنين نغمه زد پي ارشاد
کآمد اي عاشقان زمان طرب
خيز و شادي نما به ماه رجب

مه سر آورده از گريبانش
جان فداي جمال تابانش
شام هجران به وصل او شد روز
ديده روشن ز روي رخشانش
عندليبان به نغمه زين مولود
غنچه خندان ز لعل خندانش
شهره گرديده در همه آفاق
دست جود و سخا و احسانش
قبلة اهل معرفت خوانند
شمع بزم جهانِ عرفانش
جبرئيل امين و جنّ و بشر
چون غلامان کمينه دربانش
در سپهر ولا نهم اختر
نُه فلک گوشه اي ز ايوانش
گردش چرخ و ثابت و سيّار
جُمله در تحت امر و فرمانش
نور روي محمّد بن علي
طلعتي از فروغ سبحانش
گرچه مدفون به کاظمين است او
شد ضريحش دل محبانش
اين ندا مي رسد کنون بر گوش
هر زمان از شه خراسانش
کآمد اي عاشقان زمان طرب
خيز و شادي نما به ماه رجب

گُل به گلزار احمدي شد باز
غنچه با بلبل سخن دمساز
لاله در دامن چمن روئيد
چشم نرگس ز خواب خوش شد باز
سر برآورده آفتاب وجود
تا ز پرده برون کند هر راز
در تلاطم محيط حق آمد
فيض رحمت دوباره شد آغاز
روز عيد آمد و زمان طرب
روز جشن امير ملک حجاز
نور چشم رضا جواد است اين
که قدم زد به ماسوا با ناز
گوهر بحر جود و احسانست
که جهان را به اوست دست نياز
روح تقوا و طاعت و زهدست
اسوة عدل و داد و عشق و نماز
پاية دين ز عزم او محکم
کرد در  بحث  و درس و علم اعجاز
مرحبا مرحبا بر اين نوزاد
آفرين بر چنين دُر ممتاز
محو حُسن جمال او بودم
که به گوشم بيامد اين آواز
کآمد اي عاشقان زمان طرب
خيز و شادي نما به ماه رجب

ساقيا خيز و جام مي آور
ده به مستان حق پرست يک  سر
خيزو پرکن زعشق و سرمستي
ساغر ما ز خُمّ آن دلبر
باده چون آذرست و زين باده
خيز و بر جان ما بزن آذر
روز وصل و طرب فراز آمد
بر کف عاشقان بود ساغر
سر ز ايوان دين برآورده
در سپهر ولا نهم اختر
نه خجل زين ستارة توحيد
منفعل از رُخش خور خاور
شاد و خرّم دوباره کون و مکان
شد ز يمن قدوم آن سرور
شد عجين مهر او به آب و گلم
آري آري بسان شهد و شکر
وارث احمد و عليّ و بتول
که  حسين  است و هم حسن مظهر
مس دل کن طلا ز اکسيرش
مهر او شد ز کيميا برتر
خستگان را رسيده است عنقا
اين بشارت ز حضرت داور
کآمد اي عاشقان زمان طرب
خيز و شادي نما به ماه رجب

عباس عنقا



 
 
آمدي تا که عشق ما بشوي              ثمر کار انبيا بشوي
در زمان قنوتهاي دلم                  پاسخ ذکر ربنا بشوي
آمدي تا به عرصه ي بخشش   در صف بندگي خدا بشوي
کربلا مشهد است وآمده اي         تا علي اکبر رضا بشوي
نقل  کردند اين حکايت  تو
برکت بارد  از ولادت تو
آمدي استعاره ها گم شد           اي نهادم گزاره ها گم شد
داستانهاي حاتم طايي               وسط برگه پاره ها گم شد
با حضورت قدي علم کردي        زير پايت مناره ها گم شد
جلوه اي کرده اي به نيمه ي شب     ماه بين ستاره ها گم شد
آمدي مثل سوره ي کوثر
سندم آيه ي هوالابتر
درک عشق تو درک اسرار است    روي تو روي نور الانوار است
دست رد روي سينه اي نزدي      حرف من نيست,عين آمار است
گر مرا پيش تو عقيقه کنند             باز هم چشم تو طلبکار است
بارها حاجت مرا دادي                    اين براي هزارمين بار است
باز هم چون هميشه پر دردم
عشقتان را فقط طلب کردم
بين آيات، والضحي عشق است        نهمين رويت خدا عشق است
دل بيمار و حضرت آقا               مردن و بودن و شفا ؛ عشق است
بين اين قبله هاي بي همتا           کاظمين , مشهدالرضا عشق است
از براي زيارت سلطان                    در باب الجواد را عشق است
چيست خورشيد ؟ انعکاس شما
چيست قرآن؟ اقتباس شما
شاعر اين حضورتان شده ام                    قالي زير پايتان شده ام
نذر تو کرده آن قدر مادر                 تا زماني که من جوان شده ام
جشن امسالتان چه رويايي است    چون که هم سن و سالتان شده ام(1)
چون که در کودکي شدي رهبر           مومن صاحب الزمان شده ام
اي که هستي جواد مادر زاد
جشن ميلاد تو مبارک باد

رضا تاجيک-87
(1) در این سال شاعر هم سن و سال حضرت جواد الائمه علیه السلام بودند

 
شب خماری و مستی شب جنونه امشب
حالِ دلای مجنون و خدا میدونه امشب
ستاره غرق در شادی ترانه خونه امشب
بگید به عاشقا ماه امام رضا(ع) تو آسونه امشب
امشب  نداره دلا سرو سامون      بارونیه ابر چشامون     داره می خونه دل مجنون
امشب مهمون امامِ رضائیم       هم غرق در شور و نوائیم       هم زائر کرببلائیم
مولا  مولا یا جواد الائمه

رو پر جبرئیل امشب می خوام بریم زیارت
کنار پنجره فولاد گوشهء باغ جنت
می خوام بریم به پابوس و تبریک بگیم به حضرت
شب عشق و مراد، توی باب الجواد، امشب میشه قیامت
امشب صحن رضوی پر نوره    فضای حرم پر شوره     سلام ما از راه دوره
امشب آسمونا غرق ستاره     فضا پر از عطر بهاره      می پیچه صدای ناقاره
مولا  مولا یا جواد الائمه
******************
باب الحوائج ارباب  پناه عالمینی
عشق عمو اباالفضل و امید زینبینی
به خواهر و برادرها تو نور هر دو عینی
صدقه سرِ علی اصغرِ اگه شدم حسینی
تنها  ستاره عالم هستی!    جون اونیکه می پرستی     بده به منم می مستی
امشب  همه دلا در شور و شینه     دل توی بین الحرمینه      شب علی ابن الحسینه(ع)
آقام؛    علی علی علی علی اصغر 3

خورشید آسمون انگار تو دامن ربابه
لالائی می خونه زینب تاکه علی بخوابه
تبریک میگن به ثارالله یکی یکی صحابه
آرزوها سراب، بخاطر رباب، حال دلم خرابه
مادر دعاش اینه روزی هزار بار    تا نوه حیدر کرار     بشه یه روز مثل علمدار
تنها آرزوی مادرش اینه    یه روز توی شهر مدینه     شب دامادیشو ببینه
آقام؛    علی علی علی علی اصغر 3

امیرحسین الفت

دریافت فایل



شب طلوع صبح سعادت
دعاي آقام شـده اجـابت
پر مي‌زنن تا عرش مدينه
ملائكه با شـوق زيـارت
روح كرامته ، كوثر رحمته
جبرئيل امشب با ذكر يارب دور و برش مي سوزونه عود
مي زنه لبخند دود كنيد اسپند تا كور بشه چشماي حسود

مظهر جود خود خدايي
چشمة نور آسمـونايي
آرامـش هر لحظة بابا
دار و ندار امام رضايي
عشق خدا تويي ، سعي و صفا تويي
خدا مي‌دونه دلم برات زيارت كاظمين مي‌خواد
مثل كبوتر دل مي ‌زنه پر تا حرمت يا امام جواد

 یوسف رحیمی


دریافت فایل


شب رویایی تموم دنیاست         شب شیدایی جنت اعلاست2
رضا دیگه از تنهایی دراومد    شب دریایی حضرت زهراست2
شب مهتابه - دلا بی تابه
آقامون تو بغل امام رضا خوابه
آقام آقام یا جواد الائمه
تا نفس دارم از آقام می خونم  مهر این مقتدا بسته به جونم2
در خونش و اونقدر می کوبم   تا بیاد آقام منتظر می مونم2
تو شب دلبر - اومده کوثر
دیگه معلوم شده کی می مونه ابتر
   آقام آقام یا جواد الائمه
رحمت خدا امشب چه زیاده   همه حاجت بنده هاشو داده2
بزم آسمونا رو کرده برپا        برای یه مهمون فوق العاده2
همه دنیا - خیره مولا
گل میده هدیه علی به دست زهرا
  آقام آقام یا جواد الائمه

رضا تاجیک/88


دریافت فایل


مدینه باز شده فرشته بازار  ستاره می باره
ملائکه میان برای دیدار ستاره می باره
وای شب بی قراریه  وای شب میگساریه
وای مدینه شده پر از نور
دل و دلبر اومد - عزیز مادر اومد
می خونم دوباره علی اکبر اومد
ای روح و جان من باب المرادی
پسر سلطان من  آقام جوادی

دوباره هدیه داده حق تعالی  برای پیمبر
مدینه باز میبینه توی رویا  ماجرای کوثر
وای برا چشمای جواد     وای رضا خونده ان یکاد
وای بلا از روی آقام دور
خداحافظیه - شبای پاییزیه
شب موندگار و  خاطره انگیزیه
ای روح و جان من باب المرادی
پسر سلطان من  آقام جوادی

رسیده سومین علی ارباب همگی بخونید
همه میگن رسیده خالق آب  همگی بخونید
وای آسمون خبر شده     وای آقامون پدر شده
وای چشمای حسدا شد کور
عالمی فداشه - خیره سوی باباشه
آخرین یاور سپاه کربلاشه
ماه شبهای من   علی اصغر مدد
تنها رویای من   علی اصغر مدد

آقا رضای تاجیک/88


دریافت فایل


شب عشقه   شب شوره     بزم عيش و مستي جوره    تو دلا بساط سوره
 اومده امامي که خلقت اون فقط ز نوره
پرتو افکن   گل سوسن     پر تو دامن گلشن       که رسيده دلبر من
همه به امام رضا بگيد آقا چشم تو روشن
ناز و دامن کشون  رو پيشونيش نشون  توي هفت آسمون ولوله کرده
شب مرگ خزون  يه ملک شادمون برا سلطانمون  هلهله کرده
*******
دُر رفعت  مه رافت  بندگيش ميخواد سعادت  عاشقش ساکن جنت
توي دين ما شده پربرکت ترين ولادت
تو کرامت    بي نهايت    مثل باباش به لياقت    شده اسوه ي محبت
مثل صاحب الزمان تو بچگيش کرده امامت
همه ي انبيا   مي گيرن از رضا   برا ديدار؛خدا!    وقت ملاقات
بارش بارونه  دل من مجنونه يوسفم مي خونه جون نذر چشمات
*******
يا ابن طاها  ياابن ياسين  با يکي خنده ي شيرين  کرده دلهارو به تمکين
تا که چشم وا مي کنه ملک ميگه الهي آمين
نور عينِ       عالمينِ       آفتاب مشرقينِ       تاج و تختش کاظمينِ
توي دستش برات کربلاي ارباب حسينه
دل من شاد عشق   شده ميلاد عشق  شاخ شمشاد عشق  که حمده بر لب
تابگيره مراد   دل هر کس مياد   پشت باب الجواد    به شادي امشب
*******
دل و دلبر     پُره ساغر     با مي ساقي کوثر      حق نوشته با خط زر
جمعِ ارتش حسين جمعه که اومد علي اصغر(ع)
مي نابه       دل خرابه        آفتابِ آفتابِ       ميوه ي قلب ربابه
امشبو تو آغوش عمو ابالفضلش مي خوابه
دل من مي پره  مونس دلبره  براي اصغره زمزمه ي آب
هستي مادرِ    نوه ي کوثرِ  اومده حيدرِ     سوم ارباب
رضا تاجيک/78


دریافت فایل


 

قصیدۀ ولادت(1)

 اي وجودت حيات‌بخش وجود
سائل درگهت كرامت و جود
مظهر كامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
قبلة حاجت همه، حرمت
دشمن و دوست سائل كرمت
ماه، آيينه‌دار طلعت تو
رخ شمس‌الشموس صورت تو
آية هشت سورة نوري
به جوادالائمه مشهوري
خلف پاك مرتضايي تو
كوثر حضرت رضايي تو
ملك و جن و انس مهمانت
دو جهانی نشسته بر خوانت
كاظمينت درون سينة ما است
نجف و مكّه و مدينة ما است
تو جوادي و ما گداي توئيم
هر چه هستيم خاك پاي توئيم
لطف تو، عجز ما، بود معلوم
هر دو هستيم لازم و ملزوم
كرم و جود تا ادا گردد
هر جوادي پي گدا گردد
من اگر در گدائيم كاهل
تو به جود و كرامتي كامل
تو محمد ، علي است ابن و ابت
كنيه ابن الرضا ، تقي لقبت
تو گلي و وجود گلخانه
اي به ريحانه روح و ريحانه
رنگ رخسار مرتضي داري
نقش گلبوسة رضا داري
پدرت گفت نازنين پسرم
اي فداي تو مادر و پدرم
پدران تو برترين پدران
پسران تو بهترين پسران
يم جود و فتوّت ايد همه
اهلبيت نبوّت ايد همه
دلتان بحر بي كرانة علم
كيست غير از شما خزانة علم؟
معدن خير و مظهر خيريد
اول خير و آخر خيريد
ابر باريده با ولاي شما
خلق خلقت بود براي شما
همگي باب‌هاي ايمانيد
امناي خداي رحمانيد
تا صف حشر اصل هر كرميد
ركن اركان و قادَةُ الاُمَم ايد
علم‌ها قطره و تو دريايي
عالمی بنده و تو مولايي
دو جهان ذرّه و تو خورشيدي
كه به قلب همه درخشيدي
پيش علم تو علم عالم چيست؟
در حضور تو پور اكثم كيست؟
تو به بزم سخن تكلم كن
تو به روي رضا تبسم كن
نفس حلم زنده از سخنت
بوسة علم بر لب و دهنت
يك كلام تو صد سپهر كمال
يك سؤال تو سي هزار سؤال
تو دهي، اي كرم گداي درت
حِرز مادر، به قاتل پدرت
اي خجل گشته دشمن از كرمت
اي مسيحا نيازمند دمت
تو كه در هر دلي حرم داري
تو كه با دشمنت كرم داري
تو كه بر خشم خصم مي‌خندي
به روي دوست در نمي‌بندي
اَنت بابُ المراد ادركني
يا امام جواد ادركني
سيّدي ميثم ام قبولم كن
خاك ذريّة رسولم كن

 قصیدۀ  ولادت(2)

 شادي كل عباد است عباد است عباد
فتح ابواب مراد است مراد است مراد
شادي و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عيد ميلاد جواد است جواد است جواد
مظهر عفو رحيم است رحيم است رحيم
كه كريم ابن كريم است كريم است كريم
حبّذا شمس ولايت قمرت بخشيدند
بصر نوري و نور بصرت بخشيدند
قرص خورشيد به وقت سحرت بخشيدند
خود جوادي و جواد دگرت بخشيدند
گشته از فيض گلت بيت ولايت گلشن
ديده‌ات باد به ديدار محمد روشن
اين پسر مظهر حسن احد دادگر است
اين پسر خلق زمين را و زمان را پدر است
اين پسر همچو پدر بضعة خيرالبشر است
اين پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است
اين  پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست
اين جواد است كه جود آمده جود از كرمش
خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش
جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش
ماه و خورشيد بود گرم طواف حرمش
هر طرف روي كند باز مه محفل ماست
حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست
حامد خالق و دردانة محمود است اين
به جمال ازلي شاهد و مشهود است اين
کنز مخفی ابد را در مقصود است اين
گوهر هشت سپهر كرم و جود است اين
صاحبان كرم و جود جوادش گويند
كعبة اهل دل و باب مرادش گويند
اي به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت
جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت
پدرت گفت كه جان پدرم قربانت
تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامي
رضوي روي، علي خوي و محمد نامي
كل هستي چو كف دست به پيش نظرت
دو مطيعند و غلامند، قضا و قدرت
هر كجا پاي نهي علم بود پشت سرت
پور اكثم زده زانوي تلمّذ به برت
به خدايي كه تو را داده چنين جاه و مقام
تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام
پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت
آتشي بود كه در شعلة نور تو گداخت
گوئيا قلب ورا نطق تو از كار انداخت
خبري تازه ز اسرار الهي گفتي
از هوا و مه و ابر و يم و ماهي گفتي
اي وجود تو همه شاهد يكتايي تو
قلم صنع كند فخر به زيبايي تو
ماه حيرت زدة حسن تماشايي تو
زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو
رضوي ماه رضا جلوة تو در دل ماست
دست ما خالی و جود تو همه حاصل ماست
كيست تا چون تو به يك قطره دو دريا بدهد
به گدا بيشتر از ثروت دنيا بدهد
با كلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد
اي هماره كرم و جود و عطا زندة تو
جود كن جود كه جود است برازندة تو
من كيم خاك گدايان سر كوي توام
خالي ام از همه و پر ز هياهوي توام
تشنه‌ام تشنه ولي تشنه لب جوي توام
ميثم بي سر و پايم كه ثنا گوي توام
گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست
قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست

  قصیدۀ ولادت (3)

حجّت دین حق امام جواد
از شرف پا در این سرا بنهاد
چشم ما از جمال او روشن
مقدمش بر همه مبارک باد
گوهر بحر عشق و جود آمد
خوش بشارت به عاشقانش داد
شام هجران دگر به پایان شد
پرده از چهرة سحر افتاد
روز عیش و نشاط و سرمستی است
عید مسعود آمد و میلاد
نوگُل گُلشن رضا آمد
مرحبا دامنی که شادی زاد
هر دلی کز الم پریشان بود
شد ز مهرش ز بند غم آزاد
شک ندارم ولای او گردد
یار و یاور مرا به روز معاد
عالم از نور روی او روشن
قلب ما شیعیان ز عیدش شاد
شاد و خرم سرای بُستان شد
گشته رقصان صنوبر و شمشاد
این شنیدم که مرغ خوشخوانی
این چنین نغمه زد پی ارشاد
کآمد ای عاشقان زمان طرب
خیز و شادی نما به ماه رجب
مه سر آورده از گریبانش
جان فدای جمال تابانش
شام هجران به وصل او شد روز
دیده روشن ز روی رخشانش
عندلیبان به نغمه زین مولود
غنچه خندان ز لعل خندانش
شهره گردیده در همه آفاق
دست جود و سخا و احسانش
قبلة اهل معرفت خوانند
شمع بزم جهانِ عرفانش
جبرئیل امین و جنّ و بشر
چون غلامان کمینه دربانش
در سپهر ولا نهم اختر
نُه فلک گوشه ای ز ایوانش
گردش چرخ و ثابت و سیّار
جُمله در تحت امر و فرمانش
نور روی محمّد بن علی
طلعتی از فروغ سبحانش
گرچه مدفون به کاظمین است او
شد ضریحش دل محبانش
این ندا می رسد کنون بر گوش
هر زمان از شه خراسانش
کآمد ای عاشقان زمان طرب
خیز و شادی نما به ماه رجب
گُل به گلزار احمدی شد باز
غنچه با بلبل سخن دمساز
لاله در دامن چمن روئید
چشم نرگس ز خواب خوش شد باز
سر برآورده آفتاب وجود
تا ز پرده برون کند هر راز
در تلاطم محیط حق آمد
فیض رحمت دوباره شد آغاز
روز عید آمد و زمان طرب
روز جشن امیر ملک حجاز
نور چشم رضا جواد است این
که قدم زد به ماسوا با ناز
گوهر بحر جود و احسانست
که جهان را به اوست دست نیاز
روح تقوا و طاعت و زهدست
اسوة عدل و داد و عشق و نماز
پایة دین ز عزم او محکم
کرد در  بحث  و درس و علم اعجاز
مرحبا مرحبا بر این نوزاد
آفرین بر چنین دُر ممتاز
محو حُسن جمال او بودم
که به گوشم بیامد این آواز
کآمد ای عاشقان زمان طرب
خیز و شادی نما به ماه رجب
ساقیا خیز و جام می آور
ده به مستان حق پرست یک  سر
خیزو پرکن زعشق و سرمستی
ساغر ما ز خُمّ آن دلبر
باده چون آذرست و زین باده
خیز و بر جان ما بزن آذر
روز وصل و طرب فراز آمد
بر کف عاشقان بود ساغر
سر ز ایوان دین برآورده
در سپهر ولا نهم اختر
نه خجل زین ستارة توحید
منفعل از رُخش خور خاور
شاد و خرّم دوباره کون و مکان
شد ز یمن قدوم آن سرور
شد عجین مهر او به آب و گلم
آری آری بسان شهد و شکر
وارث احمد و علیّ و بتول
که  حسین  است و هم حسن مظهر
مس دل کن طلا ز اکسیرش
مهر او شد ز کیمیا برتر
خستگان را رسیده است عنقا
این بشارت ز حضرت داور
کآمد ای عاشقان زمان طرب
خیز و شادی نما به ماه رجب

توسل به امام جواد ع

 اي مزارت چراغ دل ما
ياد تو گرمي محفل ما
مهر تو روح آب و گل ما
نام تو حل هر مشكل ما
سيدي يا جواد الائمه
كاظمين تو دار الولايم
قبر تو كعبه و كربلايم
تو جواد استي و من گدايم
با عنايات تو آشنايم
سيدي يا جوادالائمه
باب صحن تو باب المردام
چهره بر آستانت نهادم
دل به مهر و ولاي تو دادم
هر كه هستم گداي جوادم
سيدي يا جوادالائمه
رشتة دل جز از تو گسستم
از ازل دل به مهر تو بستم
زير كوه معاصي شكستم
كس نگيرد به غير از تو دستم
سيدي يا جوادالائمه
يابن زهرا ببين روسياهم
هستيم گشته بار گناهم
خاري افتاده در خاك راهم
جان زهرا بكن يك نگاهم
سيدي يا جوادالائمه
قدّم از بار عصيان خميده
رنگم از شرمساري پريده
کس چو من روسیاهی ندیده
قاصد مرگم از ره رسيده
سيدي يا جوادالائمه
خون دل ريزد از هر دو عينم
گريه از بهرتان گشته دينم
عاشقم عاشق كاظمينم
هر نفس شد به دل يا حسينم
سيدي يا جوادالائمه
اي نگاه تو اذن دخولم
از گنه شرمسار و ملولم
ميثم اهلبيت رسولم
جان زهرا قسم كن قبولم
سيدي يا جوادالائمه

 سرود ولادت امام جوادع

 خنده شعف، از فلک با ملک قمر زند
حضرت رضا، بوسه بر عارض پسر زند
ای جواد آل فاطمه خوش آمدی
وارث کمال فاطمه خوش آمدی
ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضا
جان معطر از عطر بوی تو
دیدة رضا محو روی تو
مه تمامم تویی یا جواد
نهم امامم تویی یا جواد
عید میلادت مبارک باد
شام آرزوی ولی خدا سحر شده
حضرت علی ابن موسی الرضا پدر شده
چشم دل گشا و ماه مرتضی ببین
قرص آفتاب خانة رضا ببین
ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضا
جان اهل عالم فدای تو
طلعت تو وجه خدای تو
رضا شده محو سیمای تو
که بنگرد روی زیبای تو
عید میلادت مبارک باد
ای جهانیان ماه ریحانه را نظر کنید
از ولادت این پسر شیعه را خبر کنید
آسمانیان نگاهشان به سوی تو
خنده می زند رضا به ماه روی تو
ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضا
این بهشت جود و کرامت است
این چراغ بزم امامت است
گل امید علی یا جواد
دل از تو شد منجلی یا جواد
عید میلادت مبارک باد
تو جوادی و جان اهل جهان فدای تو
اهل آسمان و زمین سر به سر گدای تو
در دلم بود شرار اشتیاق تو
تا که رخ نهم به غرفة رواق تو
ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضا
صحن تو بهشت ولای ماست
کاظمین تو کربلای ماست
چه می شود از عطا و کرم
مرا کنی زائر آن حرم
عید میلادت مبارک باد
ای امید قلب من و روح من مراد من
من گدای تو، تو امام من و جواد من
باب حاجتم بود در حریم تو
دست من بود به دامن کریم تو
ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضا
آبرویم از خاک کوی تو
بر لبم بود گفتگوی تو
کتاب عشق وجودم تویی
تمام بود و نبودم تویی
عید میلادت مبارک باد

 از کلمات دُرر بار آن حضرت7 قال: عِزُّ الْمُؤْمِن من غِناهُ عَنِ النّاسِ )( بحارالانوار ج 75 ص364 و 365،
فرمود: عزت مؤ من در بى نيازى او است از مردم .

قالَ عليه السلام : لاتَكُنْ وَلِىَّ اللّهِ فِى الْعَلانِيةِ وَ عَدّوّا لَهُ فِى السِّرِ ) ( بحارالانوار ج 75 ص364 و 365،فرمود: مباش ولى خدا در آشكار و دشمن خدا در پنهان

قالَ عليه السلام : ( اِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الشّريرِ فَاِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ آثارُهُ ) ؛  ( بحارالانوار ج       75 ص 364). فرمود: بپرهيز از رفاقت با آدم بد به درستى كه او به شمشير كشيده مى ماند منظرش نيكو است و آثارش زشت است .  قالَ عليه السلام : ( كَفى بِالْمَرْءِ خِيانَةً اَنْ يَكُونَ اَمينا لِلْخَوَنَهِ ) ( اعلام الدّين ص 309.)فرمود: بس است در دغلى و ناراستى مرد، آنكه امين خيانتكاران باشد


علی اصغر (ع)

 

فضاي عالم دل ها به حال آمده است

در آسمان ولايت هلال آمده است

به پاس عصمت پنجاه و هفت سال حسين

ز کردگار برايش مدال آمده است

علي اکبر اگر بُد مثال پيغمبر

حسين فاطمه را هم مثال آمده است

گلي که عطر دل انگيز فاطمه با اوست

علي جمال و محمد خصال آمده است

ز ديدنش شکفته گل، در گل عباس

ز بوسه اش دل زينب به حال آمده است

اگر جمال و جلال خداي مي جويي

بيا که عين جمال و جلال آمده است

به رنگ و بوي بهشتي ز کشور گل ها

يگانه غنچه باغ کمال آمده است

الا که تشنه فيضي به وادي غم ها

بيا که چشمه آب زلال آمده است

اگر چه مي شود از تير قطع رگ هايش

از او ميان قلب و خدا اتصال آمده است

شاعر: سید رضا مؤید

==============

 امشب از جان بهتري را در بغل دارد حسين

شيرخوار اکبري را در بغل دارد حسين

هم چو گردون اختري با جلوه هاي سرمدي

هم چو دريا گوهري را در بغل دارد حسين

غرقه در امواج شادي گشته آن درياي نور

زمزمي يا کوثري را در بغل دارد حسين

جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب

دلبر هر دلبري را در بغل دارد حسين

ياد مادر مي کند زينب چو امشب بنگرد

خود حسين اصغري را در بغل دارد حسين

خود خداي عشقبازان، اين سفير کوچکش

اي عجب پيغمبري را در بغل دارد حسين

پير کنعان گو ننازد بر جمال يوسفش

يوسف زيباتري را در بغل دارد حسين

گر که از گهواره شد آغاز اعجاز مسيح

نک مسيح ديگري را در بغل دارد حسين

هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلي است

احمدي يا حيدري را در بغل دارد حسين

در رگ و شريان او جاري بود خون خدا

از فضايل مظهري را در بغل دارد حسين

عروه الوثقاي عالم تاري از قنداقه اش

از شفاعت محشري را در بغل دارد حسين

تا شود گل هاي سرخ کربلا را عندليب

مرغ قدسي پيکري را در بغل دارد حسين

اين پسر مُهر شهادتنامه انصار اوست

خاتم معجزگري را در بغل دارد حسين

شاهد فرداي عاشورا بود در دامنش

يا شفيع محشري را در بغل دارد حسين

عرصه گاه حق و باطل چون شود دشت بلا

بهر آنجا داوري را در بغل دارد حسين

موج خونش چون کند تضمين فتحي جاودان

طفل نه، سرلشکري را در بغل دارد حسين

با زبان بي زباني راز گوي خلقت است

ياور نوآوري را در بغل دارد حسين

تشنه کامي جوشن و خون گلو شمشير اوست

بوالعجائب ياوري را در بغل دارد حسين

آل عصمت هر يکي خود کارساز عالمند

کارساز ديگري را در بغل دارد حسين

اي «مؤيد» هر چه خواهي نک از آن مولا بخواه

که امشب از جان بهتري را در بغل دارد حسين

====================

از جلوه ي يک ماه دل آرا امشب

شد شهر مدينه رشک سينا امشب

از مقدم پر فيض علي اصغر

مسرور بود حسين زهرا امشب

=================

از بهشت امشب عطر و گلاب آوردند

طبق طبق گل نذر رباب آوردند

ا... اکبر ، مگر دوباره ، ز کعبه حيدر آمد

يا روي دست ، عروس زهرا ، علي اصغر آمد

عرشيان آواره ي او:علي اصغر حسين

رشک مه رخساره ي او: علي اصغر حسين

قبله ام گهواره ي او: علي اصغر حسين

خوش آمدي

علي اصغر حسین بن علی(2)

*****

روي دست شاه خجل از او قرص ماه

عمه مي گويد به خنده ما شاء ا...

يک طرف مادر ، يک طرف اکبر ، گرفته در آغوشش

دلبر دلهاست ، از بسکه زيباست ، رقيه شد مدهوشش

سرّ اکبر خدايي: علي اصغر حسين

زينت عرش علايي: علي اصغر حسين

محسن کرببلايي: علي اصغر حسين

خوش آمدي

علي اصغر حسین بن علی(2)

==============

من که قلب شکسته اي دارم

دل در خون نشسته اي دارم

رام هر کس نمي شود دل من

صيد کرکس نمي شود دل من

دل خود را به غم محک زده ام

تا دم از صاحب فدک زده ام

خالق اکبر است يار دلم

با علي اصغر است کار دلم

آنکه سوز غمش جگر سوز است

روز ميلاد او دل افروز است

لحظه هاي خوش بهاران است

شهر قرآن ستاره باران است

از زمين تا بهشت پل زده اند

دسته گل روي دسته گل زده اند

شهد رحمت به جام مي ريزند

دوستان را به کام مي ريزند

شاد باش ولادت اصغر

انبياء و ارادت اصغر

پور زهرا که عشق سرمستش

علي ديگر است در دستش

باز قرآن کوچکي دارد

ناز پرورده کودکي دارد

کودکي را که هست در سُعدا

شاهد عشق سيد الشهدا

گوهر اشک شوق سفت حسين

سجده ي شکر کرد و گفت حسين

اين پسر منتهاي عشق من است

شاهد کربلاي عشق من است

اينکه آئينه ي علي باشد

شادي سينه ي علي باشد

عکس و آئينه هر چه گوياتر

چونکه کوچکتر است زيباتر

جلوه ي جزء و کل تماشائي است

غنچه در باغ گل تماشائي است

لوح خلقت به نام اين اصغر

دُبّ اکبر غلام اين اصغر

کودک ناز و در صلابت شير

سينه ي مادر از لبش پر شير

در جبينش فروغ عصمت و عشق

گل ياس بلوغ عصمت و عشق

بزم عصمت از او عجب عالي است

جاي زهرا در اين ميان خالي است

تا که با خنده در برش گيرد

بوسه از روي اصغرش گيرد

از حسين اين کلام خوش باشد

هر چه يزدان مرا پسر بخشد

به علي بسکه عشق دارم من

نامشان را علي گذارم من

وين بود سومين علي او را

که بود يادگار عاشورا

هست بند قماط پابستش

رشته ي کائنات در دستش

بند قنداقه اش اگر بر پاست

کهکشان سپهر خوبيهاست

خون خون خداست در رگ او

رشته ي رحمت است هر رگ او

راه آزادي و شهامت را

که نگهبان بود امامت را

از دو ششماهه يافته است ثبات

مکتب از خونشان گرفته حيات

خون محسن شروع بسم ا...

خون اصغر ختامه ي اين راه

اي بهار اميد ما اصغر

آيت اکبر خدا اصغر

اکبر استي ولي به نام، اصغر

اصغري ليک در مقام، اکبر

علي اي ياس لاله پوش حسين

طاير  وسدره روي دوش حسين

گشته نائل ز فيض حق جوشي

سر دوش پدر به سر دوشي

اي سلام نماز عشق حسين

روح راز و نياز عشق حسين

کارهاي خدائيت دادند

دست مشکل گشائيت دادند

اي اسير تو هر نبي و ولي

دستهاي تو کوچک است ولي

کارسازي چو کار ساز کند

عقده هاي بزرگ باز کند

سينه ها را جلا تو مي بخشي

دردها را دوا تو مي بخشي

نام تو رمز لاله ي ياس است

عاشق تو نگاه عباس است

 **************

امشب هواي پاکي آئينه دارم

با عشق گويا الفتي ديرينه دارم

امشب که مست باده اشراق هستم

در مي پرستي شهره آفاق هستم

امشب درونم آتشي از عشق بر پاست

مجنونم و قلبم اسير نام ليلاست

ليلاي قلب من نگاري آسماني است

نامش هميشه بين دلها جاوداني است

او مست عشق است و دلي آگاه دارد

در سينه خود عشق ثار ا... دارد

سيماي او آيينه تمثال مولاست

در آسمانها کوکب اقبال مولاست

انگشتهاي کوچکش دارد چو اعجاز

از کار عالم مي کند صدها گره باز

اين شيرخواره از تبار بوتراب است

او اصغر است و طفل دلبند رباب است

او غنچه شش ماهه سرخ بهار است

بر سينه زهرا مدال افتخار است

لالايي خوابش مناجات حسين است

او قبله آمال و حاجات حسين است

قنداقه او از حرير ياس باشد

گهواره جنبانش عمو عباس باشد

چشمان او روياي شبهاي مدينه است

گهواره اش دستان پر مهر سکينه است

گر چه دل از عالم ربوده خنده او

شد آبهاي اين جهان شرمنده او

گرچه نم لبهاي او آب حيات است

شرمنده از لبهاي او آب فرات است

او تشنگي را اين چنين تفسير کرده

نام عطش را بر لبش تحرير کرده

او محسن کرببلاي قلب مولاست

خونش گواه غربت فرزند زهراست

او کربلايي اصغر اين عالمين است

قبرش به روي سينه زخم حسين است

**************

امشب که جهان صفاي ديگر دارد

گلزار ولا گلي معطر دارد

داريم اميد عيدي امشب ز حسين

ز آن دست که قنداقه اصغر دارد

==============

بر عترت مصطفي مکرر صلوات

بر فاطمه و ساقي کوثر صلوات

خواهي که شود مشکلت آسان بفرست

بر چهره ي دلرباي اصغر صلوات

==================

از جلوه ي يک ماه دل آرا امشب

شد شهر مدينه رشک سينا امشب

از مقدم پر فيض علي اصغر

مسرور بود حسين زهرا امشب

============

در خزان آمد بهارا ن           باغ دین گل کرده یاران

برزمین گلهای شادی            از سما ریزد چو باران

علیّ اصغر آمده    عاشقان تبریک

                          حجّت اکبر آمده عاشقان تبریک

         معنی کوثر آمده   عاشقان تبریک

             چشمت روشن یا ثارالله(2)

بر ربا ب آمد بشارت          در رجب ماه ولایت

اینکه برمولا حسین است        مهر طومار شهادت

علیّ اصغر آمده    عاشقان تبریک

                         حجّت اکبر آمده عاشقان تبریک

         معنی کوثر آمده   عاشقان تبریک

             چشمت روشن یا ثارالله(2)

عاشقان آمد به دنیا              غنچۀ زیبای گلها

زیب آغوش حسین و           دامن عرس زهرا

علیّ اصغر آمده    عاشقان تبریک

                         حجّت اکبر آمده عاشقان تبریک

         معنی کوثر آمده   عاشقان تبریک

             چشمت روشن یا ثارالله(2)

اصغر آن مینوی بابا                         آن گل خوشبوی بابا

در ولادت در شهادت           خنده زد برروی بابا

علیّ اصغر آمده    عاشقان تبریک

                         حجّت اکبر آمده عاشقان تبریک

معنی کوثر آمده   عاشقان تبریک       

 چشمت روشن یا ثارالله(2)

****************************

امشب مدینه محو طلوع سپیده است

در کوچه ها نسیم بهاری وزیده است

از روی خاک، ساقه امید و عاطفه

تا آسمان به سوی خدا قد کشیده است

امشب میان باغچه ی سبز فاطمه

بار دگر، شکوفه ی سیبی دمیده است

امشب رقیه مژده به ارباب می دهد

بابا بخند چون علی اصغر رسیده است

بوی بهشت می رسد از دامن رباب

از بس زلبهای گلش بوسه چیده است

عباس با تبسم او ذوق می کند

قلبش برای طفل برادر تپیده است

زینب بیا و آینه ی حیدری ببین

آری خدا دوباره علی آفریده است

نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است

چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است

باب الحوائج همه مستمندهاست

از بین پنجه هاش سخاوت چکیده است

*************

 امین وحی عالم را خبر داد

که نخل سبز ثارالله بر داد

خدا امشب حسین بن علی را

دری بهتر زیک دریا گهر داد

الا ای اختران تبریک تبریک

که حق شمس ولایت را قمر داد

الا یا فاطمه چشم تو روشن

خدا امشب حسینت را پسر داد

به صورت طفل نوزاد وبه معنا

مدال افتخاری بر پدرز داد

حسین بن علی را یاور آمد

علی بن حسین دیگر آمد

****

بهشت عترت پیغمبر است این

گلش خوانم نه از گل بهتر است این

سزد اورا علی خوانند آری

که یک آئینه حسن از حیدر است این

مدال دوش سالار شهیدان

مه برج ولا را اختر است این

علی اصغرش خوانند اما

ولایت را شهید اکبر است این

سپهر آرزو را ماه دادند

به ثارالله ثار الله دادند

****

یم ایثار را گوهر مبارک

سپهر عشق را اختر مبارک

علی دیگر از نسل ولایت

به اهل البیت پیغمبر مبارک

شفیع اکبری با نام اصغر

برای خلق در محشر مبارک

عروس حضرت خیرالبشر را

چنین ماه خدا منظر مبارک

به ثار الهیان گوئید امشب

که میلاد علی اصغر مبارک

به یک گل دامنت گردیده گلشن

عروس فاطمه چشم تو روشن

*****

چه کودک لیلۀ قدر است مویش

چه نوزادی که والشمس است رویش

تو گوئی از شب میلاد باشد

لب خشک وشهادت آرزویش

شفاعت ، عشق ، جانبازی ، تبسم

 نوشته بر سفیدی گلویش

بنازم قرص ماهی را که با خون

کند شمس ولایت شستشویش

تبسم های شیرینش گواه است

که اورا تا خدا یک گام راه است

*****

زهی طفلی که از صبح ولادت

وجود اوست سر تا پا سعادت

عجب نبود اگر خورشید گردون

به خاکش آورد روی ارادت

گل لبخند ا گوید که این طفل

شهادت را نداند جز سعادت

نگاهش کن تو گوئی آنکه دارد

به مهد ناز هم شو ق شهادت

من واحسان ولطف و رحمت او

که اهلبیت را این است عادت

بزرگ وکوچک اینان جوادند

برای عالمی باب المرادند

*****

رخش آئینه حسن خدائی

جمالش آیت نورالهدائی

زهی طفلی که در هنگام شیری

امام خویش را باشد فدائی

نگردد تا جدا یکدم زجانان

کند جان از تنش میل جدائی

خواتین راست بر گردش کنیزی

سلاطین راس در کویش گدائی

به خون حنجر خود تا قیامت

کند از لوح دل ظلمت زدائی

 زشیری اشک شوقش در دو عین است

نگاهش بر سر دوش حسین است

*****

شهادت عشق، ایمان زندۀ اوست

شرف عزت سیادت بندۀ اوست

حجازی ماه ویک کرببلا نور

به خورشید رخ تابندۀ اوست

فدای لعل لبهایش که تا حشر

تمام آبها شرمندۀ اوست

سر وجانم فدای طفل شیری

که ثارالله محو خندۀ اوست

حقیقت عاشق، ایما ن سر فرازی

هماره تا ابد پایندۀ اوست

اگر چه بسته در قنداقه دستش

بود خلق جهانی پای بستش

****

به لب خنده به دل سوز وگدازش

ملائک عاشق راز ونیازش

نگاهش باعث لبخند عباس

امام پاکبازان سر فرازش

به دور مهد ناز او بگردید

که باشد کعبۀ دل مهد نازش

مناجات شب وصل حسین است

صدای گریه های دلنوازش

علی روئی که از آل محمد

برد دل با دو چشم نیم بازش

مبادا کودک شیرش بگویند

 که پیران جهان محتاج اویند

****

من از نخل ولایت بر گرفتم

طریق آل پیغمبر گرفتم

از آن گردیده ام مست محبت

 که از دست علی ساغر گرفتم

تولای علی وآل اورا

به یمن پاکی مادر گرفتم

بهشت وهر چه در آن است یکجا

زلبخند علی اصغر گرفتم

بیاد آن گل باغ شهادت

گلاب از دیدگان تر گرفتم

خریدار غم این خاندانم

غلام میثم این خاندانم

***********

تبریک که از بحر ولایت گهر آمد

طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد

خون شهدا را سند معتبر آمد

در مکتب ایثار حسین دگر آمد

از بیت حسین بن علی این خبر آمد

ریحانۀ ریحانۀ خیر البشر آمد

در دامن خورشید مه تام خوش آمد

رزمندۀ ششماهۀ اسلام خوش آمد

این است که در گلبن ایثار گلاب است

از شوق شهادت همه شب در تب وتاب است

این است که در بحر ولایت دُر ناب است

در مکتب سرخ شهدا ختم کتاب است

این است که لب تشنۀ لعل لبسش آب است

این غنچه نه یک باغ گل سرخ رباب است

این عاشق ودلداده وپا بست حسین است

یا سورۀ کوثر به سر دست حسین است

این حسن خدائی است  خدائی است خدائی است

لب تشنه فدائیاست فدائی است فدائی است

مولود مدینه است ولی کرببلائی است

این شعل] هفتاد و دو فریاد رهائی است

در رزم حسین بن علی فتح نهائی است

هر چند که در ارض کند جلوه سمائی است

این غنچۀ زهراست  به گلزار شهادت

این مهر حسین است به طومار شهادت

از لحظۀ میلاد به با باست  نگاهش

از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش

بنیاد ستم سوخته از شعل] آهش

صد قافله دل پنهان در زلف سیاهش

الله که یک کودک ویک خلق سپاهش

لبخند شهادت به گل روی چو ما هش

دل برده زخورشید ولایت مه رویش

 جای لب بابا به سفیدی گلویش

در مهد به عشق پدر افراشته قامت

در عهد به هر زمزمه اش کرده قیامت

تعظیم به گهوارۀ او برده کرامت

از دوش پدر بر همه دلهاش اقامت

نا خورده لبن بر دل خلقیش امامت

از زخم گلو داده به اسلام سلامت

تا پای به عالم زده تا چشم گشوده

راهیّ سفر با پسر فاطمه بوده

این است که از لحظ] زیبای ولادت

همگام پدر بوده تا مرز شهادت

بر شانۀ بابا همه دم داشته عادت

خندیدن وجان باختنش بود عبادت

پیوسته به سجادۀ خون داشت ارادت

از حنجر خشکیده به خون داد سعادت

لبخند شهادت به لب از روز الستش

دادند همه هاشمیان دست به دستش

نا خورده لبن آمده لبریز سبویش

قرآن سر دست پدر مصحف رویش

لب بسته به دل موج زند سرّ مگویش

بر دوش پدر دیدۀ عباس به سویش

گاهی نگۀ یوسف زهرا به گلویش

گه شانه کشد زینب بر طرۀ مویش

 گه در بغل لالۀ لیلاست مقامش

 تا حشر زخون شهدا باد سلامش

ای باب مراد همه عالم علی اصغر

ای جسم تو توحید مجسم علی اصغر

ای شمع دل علم وآدم علی اصغر

ای فتح حسین از تو مسلم علی اصغر

 ای خون خدا را همه دم دم علی اصغر

از توست همین حاجت «میثم» علی اصغر

کز لطف وکرم دیده به رویش بگشائی

بر او حرم گمشده اش را بنمائی

*********************

اين كيست كه جامِ ما پر از مُل كرده
اين شور و نوا به ما تقبّل كرده
در گلكده‌ي رباب و ارباب حسين
يك دسته گلِ‌ محمدي گل كرده


گلكده
اين كيست كه جامِ ما پر از مُل كرده
اين شور و نوا به ما تقبّل كرده
در گلكده‌ي رباب و ارباب حسين
يك دسته گلِ‌ محمدي گل كرده

رَشك
علي اصغر تو رشك آسماني
تويي كه يوسفان را دلستاني
اگر عمر تو در شش ماه طي شد
هزاران سال ذكرِ عاشقاني

اشعار عروضي


باران
فاش مي‌گويم كه حيرانِ علي اصغرم
لحظه‌هاي عمر مهمانِ علي اصغرم
چون نفس در سينه‌ مي‌پيچد،‌ نسيمِ عطرِ اوست
سرخوشم يارب غزل‌خوانِ علي اصغرم
اسمعيل عشق اويم، مسلخم هر مجلسش
كشته ديدار و قربانِ علي اصغرم
گر چه در دنيا به كامم هست شهد زندگي
اين همه مديونِ چشمانِ علي اصغرم
ديگران من را به نام خاك پايش خوانده‌ات
در پناه عشق و عنوانِ علي اصغرم
در شب ميلاد او با نغمه‌هاي يا حسين
فكرِ آن لب‌هاي خندانِ علي اصغرم
گر كه او خود تشنه‌ي كرب و بلاي عاشقيست
تشنه‌ام عطشانِ بارانِ علي اصغرم

جادو
شيعه‌ها لحظه‌ي گل شكفتنه، ديگه غم سر اومده
آسمون و رنگِ شادي بزنيد، علي اصغر اومده
صنما پيش رخش زانو زدند، همشون به شور و شين
روي لب‌هاي همه گل مي‌كنه، گلِ ذكرِ يا حسين
شاه عالم داره اين شقايق و، تو بغل بو مي‌كنه
علي اصغرِ حسين با چشمِ خود، داره جادو مي‌كنه
تو جهان قند و عسل، نقل و نبات، ديگه معنا نداره
عاشقِ عليِ اصغرِ حسين، غم و غوغا نداره
بياييد تا وقت سختِ جون دادن، عاشقِ اون بمونيم
بياييد توي كلاس درسِ عشق، درسِ اصغر بخونيم
اي خدا به سينه‌ي خسته‌ي ما، امشب و صفا دادي
آخرين فدايي كربلا رو، هديه به مولا دادي
كاشكي مي‌شد همين امشب تا سحر، از قفس رها باشيم
تو خواب و بيداري، پر بزنيم، همه كربلا باشيم

عيدي
زماني كه به اين دنيا رسيدي
مرا در حلقه‌ي جانان كشيدي
به من عاشق شدن را هديه كردي
زدي بر قلبِ من رنگِ سپيدي
به دل بستي درِ هر گونه خواهش
به دستم دادي از خود يك كليدي
كليدي بود حك گرديده رويش
علي اصغر تو رمزي بر اميدي
شب عيد است و دل از تو بخواهد
عطا بنمايي از لطف خود عيدي
دمي بر نغمه‌هاي دل بده گوش
بجز كرب و بلا چيزي شنيدي؟
براتم را تو امضاء كن علي جان
بده اين خسته را حال و نويدي

اشعار نو


در حال آماده سازي ...

ذكر و سرود


آزاده
اي خدا دلبرم آمد
شه و تاجِ سرم آمد
عليِ اصغر مولا
ساقي و ساغرم آمد
يا علي يا علي اصغر (3)
شيعه آزاده‌ي عشقش
همه دلداده‌ي عشقش
او چو شمع و همه شيعه
شده پروانه‌ي عشقش
يا علي يا علي اصغر (3)
آمدي اي نوبهارم
برده‌اي صبر و قرارم
كرده‌ام نذر قدومت
همه‌ي دار و ندارم
يا علي يا علي اصغر (3)
اي كه همراز حسيني
عشقِ طناز حسيني
كربلا لحظه‌ي آخر
طفلِ سرباز حسيني
يا علي يا علي اصغر (3)

تاراج
آن گوشه‌ي ابروي تو
پيچ و خمِ يك موي تو
من را هوايي مي‌كند
كرب و بلايي مي‌كند
علي علي ـ علي علي (3)
هر جا روم با ياد تو
در مجلسِ ميلادِ تو
دل را پريشان كرده‌اي
تاراج اين جان كرده‌اي
علي علي ـ علي علي (3)
خاك حريمت اي نفس
پيچيده در بينِ قفس
سرمه به چشمان‌ِ من است
آرامشِ جان من است
علي علي ـ علي علي (3)

شور و بحر طويل


عشق همه ـ عشق حسين ـ مددي يا علي اصغر
عيدي بده ـ نورِ دو عين ـ مددي يا علي اصغر
دست خواهرش رقيه دست داداش و مي‌گيره
عمه زينب داره امشب واسه خنده‌هاش مي‌ميره
اومدم برا عزيزِ دلِ اربابم بميرم
تا كه من عيدي نگيريم از درِ خونه‌اش نمي‌رم
اون كه خوابيده در آغوش گل احساسِ ربابه
يل ام البنين امشب مستِ عباسِ ربابه
چي بگم از ناز چشماش دوتاشون درياي الماس
برق بازوهاش نشسته روي بازوهاي عباس

با تشکر از سایت حسن فطرس



 

بزرگ مظهر يکتا، جواد آل محمد(ص)

ولي حي توانا، جواد آل محمد(ص)

سليل سيد بطحا جواد آل محمد (ص)

کليد هر چه معمّا، جواد آل محمد(ص)

شهيد کينه ي اعدا جواد آل محمد (ص)

عزيز موسي جعفر، نهم وصي پيمبر

دليل و هادي انسان، ولي خالق داور

نهال باغ رضا، نور چشم ساقي کوثر

شفيع امّت خير البشر به عرصه ي محشر

امير ملک توّلا، جواد آل محمد (ص)

چو پا به مجلس مأمون نهاد سيد اعظم

به احتجاج بر آن فروغ ديده ي خاتم

شدند مات فقيه و حکيم و عالم اعلم

به عجز خويشتن اقرار کرد زاده ي اکثم

چو کرد لب به سخن جواد آل محمد (ص)

پس از ثناي خداوندگار قادر بيچون

امير ملک سخن با کلام دلکش موزون

نمود مجلسيان را تمام واله و مفتون

گشود لب به مديحش در آن مناظره مأمون

که هست بر همه مولا جواد آل محمد (ص)

کسي که خصم به امر ولايتش کند اقرار

چراغ راه هدايت وصي احمد مختار

مغيث امّت و مفتاح کنز و عالم اسرار

چشيد شهد شهادت سپرده ره سوي دلدار

سرور سينه ي زهرا جواد آل محمد (ص)

کسي که هست فلک بنده ي علوّ مقامش

مهي که زيور مهر و مه است پرتو نامش

فغان که همسر غدّار شوم زشت مرامش

به جاي شهد محبت شرنگ ريخت به کامش

شهيد کينه ي اعدا جواد آل محمد (ص)

دريغ و درد که در مطلع بهار جواني

نهال عمر وي افسرد از سموم خزاني

به سوگ آن گهر بحر علم و کنز معاني

نشسته عالم و مرداني اش به مرثيه خواني

که ديده بست ز دنيا جواد آل محمد (ص)


شب طلوع صبح سعادت

دعاي آقام شـده اجـابت

پر مي‌زنن تا عرش مدينه

ملائكه با شـوق زيـارت

 

روح كرامته ، كوثر رحمته

 

جبرئيل امشب با ذكر يارب دور و برش مي سوزونه عود

مي زنه لبخند دود كنيد اسپند تا كور بشه چشماي حسود

 

------------------

 

 

مظهر جود خود خدايي

چشمة نور آسمـونايي

آرامـش هر لحظة بابا

دار و ندار امام رضايي

 

عشق خدا تويي ، سعي و صفا تويي

 

خدا مي‌دونه دلم برات زيارت كاظمين مي‌خواد

مثل كبوتر دل مي ‌زنه پر تا حرمت يا امام جواد

 

* * * * * * * * * * * * * *

 

شاعر : یوسف رحیمی

 

دانلود سبك سرود


 طوبای تو میان دلم قد کشیده است
بین من و خیال خودم سد کشیده است

احساس می کنم به تو نزدیک می شوم
جذر مرا نگاه تو مد کشیده است

این جذبه طلایی بالا نشین تو
بال مرا حوالی گنبد کشیده است

دست خدای عز و جل روی قلب ما
این بار سوم است محمد کشیده است

نوری رئوف در حرمت موج می زند
الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند
سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

بگذار بر کنار قدم های هر شبت
با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

بال و پرم بده که شبیه کبوتری
امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

بگذار از زمان ازل تا همیشه ها
آقای من برای تو نقاشی ام کنند

وقتی میان خانه دعا پخش میکنی
مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

ای بالش تو دست امام رئوف ما
ای  سایه بان روی تو بال فرشته ها

تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت
ای مستجاب چله سجاده دعا

تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود
خورشید از مقابل گهواره شما

اینگونه بی نقاب نظر می خوری عزیز
اینقدر در مقابل آیینه ها نیا

آقا قرار ما سر میدان کاظمین
ای اولین زیارت ما بعد کربلا

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم
از زائران صبح نسیم تو می شوم

روزی اگر به طور مرا راهیم کنند
سوگند میخورم که کلیم تو می شوم

وقتی که از محله ما میکنی عبور
کوچه نشین دست کریم تو می شوم

بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت
مثل کبوتران حریم تو می شوم

کم کم در ابتدای خیابان کاظمین
دارم همان گدای قدیم تو می شوم

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو
***علی اکبر لطیفیان***

بر آن شدیم باز که دلبر بیاوریم
در آسمان ستاره دیگر بیاوریم

باید دوباره نخل ولا را ثمر دهیم
یعنی به باغ عشق صنوبر بیاوریم

خورشید روی دیکری از نسل یاسها
مهتابی از تبار بیمبر بیاوریم

ای جبرئیل مژده بده بر رضایمان
باید برای پر زدنش پر بیاوریم

تا چشمهای ابتریان کورتر شود
باید دوباره سوره کوثر بیاوریم

این طفل باب رحمت و باب مراد ماست
از اهل بیت ماست همانا جواد ماست


دستان ابرهاسبد گاهواره اش
پر میکشند حور و ملک با اشاره اش

دنیا ترانه خوان قدومش غزل غزل
جنت قصیده ایست ز یک استعاره اش

از عرش تا زمین همه صف بسته منتظر
دل بیقرار مانده به شوق نظاره اش

در لابلای بال سپید فرشتگان
خورشید دیگریست رخ ماهپاره اش

غرق ستاره میکند آغوش عشق را
وقتی رسیده با قدم پر ستاره اش

با خنده اش گل از گل بابا شکفته است
بر روی دست مادرش آرام خفته است


وقتی که آمدی تو،باران نزول کرد
از فرط شوق بر تنمان جان نزول کرد

جبریل بهر تهنیت از نزد کردگار
همراه خیل حوری و قلمان نزول کرد

گویا دوباره مثل تمام کریمها
کاملترین کرامت انسان نزول کرد

در لیله های قدر خدا دفعه نهم
قرآن دوباره بر روی قرآن نزول کرد

ای یوسف رضا که به بازار حسن تو
نرخ فروش یوسف کنعان نزول کرد

ای آسمان جود بباران کرامتت
در خرمن وجود بباران کرامتت


تو کوثر آمدی و ز کوثر چکیده ای
در ظلمت همیشه دنیا سپیده ای

تو اولین ولی خدایی که اینچنین
در سن کودکی به امامت رسیده ای

مأمون و پور اکثم ، نزد تو عاجزند
با تیغ علم گردنشان را بریده ای

تو آن نسیم سبز در اوج طراوتی
که در کویر مرده دلها وزیده ای

ما در مسیر پرتو باب المرادیت
تو در جوار جد خودت آرمیده ای

مرده است هر کسی نرود زیر دین تو
جانهای ما فدای تو و کاظمین تو

پروردگارمان که تورا آفریده است
ما را اسیر دست شما آفریده است

قبل از ازل که وصله جود شما شدیم
مارا به خاطر تو گدا آفریده است

یعنی به جز شما به کسی رو نمیزنیم
وقتی جواد ابن رضا آفریده است

یعنی تویی که نقطه عطف کرامتی
خالق برای جود خدا آفریده است

با هدیه اش برای امام رئوفمان
بابی برای حاجت ما آفریده است

با نام تو هر آینه دلشاد میشود
هر کس دخیل بنجره فولاد میشود
***
محمد علی بیابانی***

 


نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد
تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش
زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

درست مثل زمان تولد زهرا
مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد

هزار حظ منزه به دیده اش آمد
همین که چشم ستاره به روی تو وا شد

و آسمان اگر امروز این همه بالاست
به پای قامت طوبایی شما پا شد

صدای پای کریمانه تو می آید
دلم به پشت در خانه تو می آید

تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است
دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است

میان خیل هزاران  هزار بخشنده
برای جود خودش انتخابتان کرده است

هزار و چهار صد سال می شود که خدا
مرا پیاله به دست شرابتان کرده است

تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن
تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است

قسم به کعبه برای شفاعت فرداست
اگر جواد الائمه خطابتان کرده است

خدا سرشته تو را تا که مثل نور کند
کریمی اش به کریمی تو ظهور کنتد


مسیح سبز نفس های تو حیاتم داد
شعاع نور ضریحت به جاده ام افتاد

برای آنکه خدا حاجت مرا بدهد
مرا نوشت و مرید  تو را نوشت مراد

به روی صفحه پیشانی ام ملائک تو
نوشته اند سگ خانه امام جواد

چگونه لطف نداری به این اسیری که
غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد

صدای اول عشق و صدای آخر عشق
تمام عشقی و ای عشق خانه ات آباد

رسیده است به روی مهت سلام رضا
علی اکبر در خانه امام رضا


تو آمدی پی اکرام و هم نشینیمان
جواب عاطفه باشی به مستکینیمان

تو آمدی  ز طبق های آسمان پایین
و کردی از پی چشمانتان زمینیمان

چگونه دست توسل نیاوریم آقا
تو آمدی که همیشه گدا ببینیمان

توی تو ماحصل چله توسل ها
تویی شراب طهورای اربعینیمان

تویی که حق خدایی به گردنم داری
تو آفریده شدی تا بیافرینیمان

تو را جواد و مرا آفریده ات کردند
قتیل آن دو کمان کشیده ات کردند

نگاه بی مثلت از تبار خورشید است
ضریح چشم قشنگت مدار خورشید است

کواکب از جریان تو نور می گیرند
طلوع نور شما تا دیار خورشید است

تو انعکاس جمال امام خورشیدی
شبیه آینه ای که کنار خورشید است

همین که سردی مان رفت و فصل گرما شد
به گوش خویش سرودم که کار خورشید است
...
قسم به حرمت خاک زمین کرب و بلا
به ان دیار که مهپاره بار خورشید است

جواب کودک خورشید سر بریدن نیست
جواب نور گلوی سحر بریدن نیست
***علی اکبر لطیفیان***