ذاکر کربلا :حاج سید عسگری داداش نژاد

لینک دوستان

به علت به روز بودن وبگاه از پست های بعدی دیدن فرمایید

seyyed asgari

دانلود فایل صوتی مراسم شام اربعین حضرت اباعبدالله (ع)
در هیئت ابی عبدالله شهرستان فریدونکنار
اجرا شده توسط حاج سید عسگری داداش نژاد
 

seyyed asgari

روضه اربعین امام حسین(ع)

زمینه اربعین حسینی

واحد سنگین زیبای اربعین

واحد زیبای ای رهبر نیزه نشینم ...

هروله (ببین از فراقت شدم ...)

شور اربعینی ( اومدم زیارت یارم ....)

دانلود با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص)

برای هماهنگی مراسمات و یا دریافت فایل صوتی و تصویری مراسم

با شماره ۰۹۱۱۷۸۰۳۸۰۲ سید علی جعفرپور تماس حاصل فرمایید

 

دانلود فایل صوتی شب ۲۸صفر۹۲ هیئت ابی عبدالله شهرستان فریدونکنار

با مداحی حاج سید عسگری داداش نژاد

seyyed asgari 

روضه امام حسن مجتبی (ع) توسط حاج سید عسگری

زمینه (بمیرم که نداری...) نوای سید داداش نژاد

واحد(یاحسن غریب دنیا) نوای حاج آقا داداش نژاد

واحد تند و شور(به حق شوری ..) اجرا توسط سید داداش نژاد

 

دریافت فایل مداحی:

بخش اول :السلام ای رهروان راه عشق(اشعار-روضه)

بخش دوم:من دل دریای غم کلاکه خونه(روضه محلی)

بخش سوم:به فدای شوروشین شهدا(زمینه)

دریافت فایل تصویری:

به فدای شوروشین شهدا(زمینه)

111

سبک های بسیار جالب و جذاب اجرا شده توسط سید در ادامه مطلب

 

b30b77f3111 گلچین مدح و سرود از ولادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

 

 

 

 


برچسب‌ها: سید عسگری داداش نژاد, دانلود مداحی, مداحی سید
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

دانلود فایل صوتی  مراسم شام اربعین حضرت اباعبدالله (ع)

در هیئت ابی عبدالله شهرستان فریدونکنار 

اجرا شده توسط حاج سید عسگری داداش نژاد

seyyed asgari

روضه اربعین امام حسین(ع)

زمینه اربعین حسینی

واحد سنگین زیبای اربعین

واحد زیبای ای رهبر نیزه نشینم ...

هروله (ببین از فراقت شدم ...)

شور اربعینی ( اومدم زیارت یارم ....)

دانلود با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص)

برای هماهنگی مراسمات و یا دریافت فایل صوتی و تصویری مراسم

 با  شماره ۰۹۱۱۷۷۴۲۵۳۰ جناب آقای فاضلی تماس حاصل فرمایید

[ چهارشنبه 4 دی1392 ] [ 1:4 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]



پایان ماه روضه شده، غم گرفته ام
هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدای ذاکران
تازه دلم شکسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه که در مطبت هستم ای طبیب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم برای درد دلم اشک روضه بود
اینگونه بوده اشک دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بین کوچه ها
وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوکریم را قبول کرد ؟
آیا برات کرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس می خورم که زخیرات سفره ات
از دست مهر مادرتان کم گرفته ام
دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت
خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام
…ای روضه خوان ادامه بده اشک و آه را
شعر وداع نه ….. شور محرم گرفته ام


خداحافظ سیاهیا….خداحافظ کتیبه ها….خداحافظ….
…………………
دیر از ره آمدی و زود رفتی ماهِ عشق
یازده ماهِ دگر باید به راهت چشم دوخت...

[ یکشنبه 24 دی1391 ] [ 1:12 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]
به گزارش«شیعه نیوز» مختار با توجه به اینکه مردی کاردان و سرد و گرم چشیده بود، سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن و کامل پیاده کند.بنابراین، برخی افراد که در لشکر عمر بن سعد مرتکب جنایات علیه خاندان عصمت و طهارت در روز عاشورا شدند، در لیست سیاه مختار قرار گرفتند.

این لیست سیاه توسط حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی مؤلف کتاب «ماهیت قیام مختار» از سه کتاب تاریخ طبری، تاریخ کامل ابن‌اثیر و بحارالانوار علامه مجلسی استخراج شده است:








نام و نام پدر جرم مجازات نحوه مجازات
1-عمر بن سعد بن وقاص فرماندهی کل لشکر کوفه و شام در کربلا و جنایات متعدد اعدام با ضربات شمشیر و جدا کردن سر از بدن در خانه‌اش
2-حفص بن عمر بن سعد همکاری با پدر در جنایات کربلا اعدام جدا کردن سر او در محضر مختار
3-شمر بن ذی‌الجوشن فرماندهی پیاده نظام در کربلا و جنایات مکرر اعدام کشته شدن در درگیری و سپس سر او از بدنش جدا کردند
4-سنان بن انس کسی که سر امام حسین(علیه السلام) را از بدنش جدا کرد و جنایات دیگر اعدام قطع انگشتان و بریدن دست و پایش، در حالی‌که هنوز جان داشت، در دیگ روغن جوشیده زیتون انداختند
5-خولی بن یزید اصبحی حامل سر بریده امام و جنایات مکرر در کربلا و قاتل عثمان بن علی و جعفر بن علی در روز عاشورا اعدام با شمشیر کشته شد و بدن او را آتش زدند
6-بجدل بن سلیم کلبی بریدن انگشت امام حسین اعدام قطع انگشتان و قطع دست و پا تا به هلاکت رسید
7-حرمله بن کاهل اسدی تک تیرانداز کربلا و قاتل علی اصغر و عبدالله فرزند امام حسن و جنایات مکرر در کربلا اعدام قطع دست و پا و سپس بدن او را آتش زدند
8-حکیم بن طفیل سندسی لباس ابوالفضل را غارت کرد و به سوی امام حسین تیراندازی کرد و قاتل ابوالفضل بود اعدام تیرباران تا مردن و به روایتی دست و پای او را به زمین میخ کردند و با 9 نفر دیگر(که روز عاشورا اسب بر بدن امام حسین تاختند) اسب بر بدنشان تاختند تا به هلاکت رسیدند
9-مرة بن منقذ عبدی قاتل علی اکبر و جنایات دیگر اعدام یک دستش هنگام دستگیری به شدت مجروح شد، فلج شد و فرار کرد
10-زید(یزید) بن رقاد جهنی تک تیرانداز در کربلا، قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل و شرکت در قتل ابوالفضل عباس اعدام سنگسار و سپس تیرباران شد
11-عمرو بن صبیح از عوامل مهم کربلا و قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل با ضربات نیز به هلاکت رسید و به روایتی جزو آن 10 نفری بود که دست  و پایشان را بر زمین میخ کردند و اسب بر آنان تاختند تا کشته شدند
12-مالک به هشیم بدائی کلاهخود امام حسین را به غارت برده بود اعدام قطع دست و پا به هلاکت رسید
13-عبدالله بن اسید جُهنی شرکت فعال در حادثه عاشورا اعدام گردن او را زدند
14-حمل بن مالک محاربی شرکت فعال در جنایات کربلا اعدام گردن او را زدند
15-رقاد بن مالک بجلی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(علیه السلام) اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
16-عمرو بن خالد بجلی
اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
17-عبدالرحمان بن بجلی
اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
18-عبدالله بن قیس خولانی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(علیه السلام) اعدام جلو بازار گردن او را زدند
19-مالک بن بشیر بُدی شرکت فعال در ماجرای کربلا اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
20-عثمان بن خالد جهنی قاتل عبدالرحمان بن عقیل پسر عموی امام حسین و به غارت بردن لباسش اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
21-زیاد بن مالک شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(علیه السلام) اعدام جلو بازار در ملأعام گردن او را زدند
22-عبدالرحمان بن ابی‌خشکاره شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(علیه السلام) اعدام در ملأعام گردن او را زدند
23-اسحاق بن حوبه جزو گروه 10 نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
24-اخنس بن مرشد جزو گروه 10 نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
25-عبدالله بن صلخب قیسی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
26-عبدالرحمان بن صلخب شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
27-عبدالله بن وهب همدانی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
28-عثمان بن خالد دهمانی قاتل یکی از جوانان بنی‌هاشم در روز عاشورا اعدام جلو منزل کنار چاهی گردن او را زدند
29-هبیاط و عبدالرحمان بن زرعه از عوامل فاجعه کربلا کشته شدن در درگیری در منزل خود و در درگیری کشته شدند
30-رجاء بن منقذ عبدی اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
31-سالم بن خثیمه اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
32-واحظ بن ناعم اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
33-صالح بن وهب اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
34-هانی بن ثبیت علیه السلام اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
35-اسید بن مالک اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند

جدول بالا فهرست کوتاهی از اسامی کسانی است که در تاریخ به نام آنان اشاره شده است و برخی مورخان نوشته‌اند تنها از مردم کوفه که در قتل امام حسین(علیه السلام) به نحوی شرکت داشتند، بیش از 18 هزار نفر به انتقام خون شهدا اعدام شدند و این غیر از کشتار وسیعی است که ابراهیم اشتر از لشکر شام کرد که تلفات آنان را حدود 70 هزار نفر نوشته‌اند. البته این اعداد بیش از آنکه واقعی به نظر آید، اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد.

[ شنبه 16 دی1391 ] [ 8:18 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

روی توماه تمام من        قبرتوبیت الحرام من
من دل شکسته ام ـ ازپانشسته ام
آمدم ازسفرـ زائرخسته ام
یابن زهراحسین ـ یابن زهراحسین
********
بشنوای یارخونین جامه       می خوانم من زیارت نامه
دلبربی سرم ـ عزیزمادرم
شسته قـبرتـورا ـ ا شک چشم ترم
 یابن زهراحسین ـ یابن زهراحسین
********


 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 دی1391 ] [ 9:1 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

 

 بِرا رپِرِس بَوِین خواخر بِیَمو

بَوِِین ته خواخر ازسفربیمو

چِهِل روزه ته جــا بهیمه جدا

 الهی که خاخر بَووِه ته فــدا

 برار جان چه مه جا نهیرنی مه جا خور

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 دی1391 ] [ 9:19 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

زینب غمدیده آید خسته از راه
بهر زیارت حضرت ثارالله
کعبه الرزایا / یا زینب کبری 2

واویلا واویلا 4


ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 دی1391 ] [ 1:53 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]


مظهر صبر خدای حیّ داور زینبم!

یادگار حیدر و زهرای اطهر زینبم!

فتح کردی شام را سنگر به سنگر زینبم!

آمدی همچون علی از فتح خیبر زینبم!

گر چه آهی نیست از آه تو ظالم سوزتر

بازگشتی از همه سردارها پیروزتر


ادامه مطلب
[ شنبه 9 دی1391 ] [ 2:16 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

یک اربعین برای غمت گریه کرده ام

بی وقفه پای هر علمت گریه کرده ام

در آرزوی آن حرمت گریه کرده ام

با شعر های محتشمت گریه کرده ام


ادامه مطلب
[ شنبه 9 دی1391 ] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

برگشتم از رسالت انجام ‌داده‌ام

زخمی‌ترین پیمبر غمگین جاده‌ام

ناباورانه از سفرم، خیل خارها

تبریک گفته‌اند به پای پیاده‌ام

زیر چراغ ماه سرت خواب رفته‌ام

بر شانه کجاوه تو سر نهاده‌ام

 


ادامه مطلب
[ شنبه 9 دی1391 ] [ 9:40 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

ایام اربعین تو یا صبح محشر است

یک اربعین.. بعد تو هق هق زدم حسین

در این دل شکسته به غیر از شراره نیست

اگر که دیده خونبار من امان می داد

باز اشکم به دیده می آید

رفتم من و، هوای تو از سر نمی رود

داستان هایی که از شام خراب آورده ام

من باغبان باغ به آتش کشیده ام

آن باده ای که روز نخستش نه خام بود

خودم ديدم كه صحرا لاله گون بود

مجنون صفت به دشت و بيابان دويده ام

مجنون صفت به دشت و بيابان دويده ام

از آن ساعت كه خود را ناگزير از تو جدا كردم

به زخمهاي تنت چون اشاره مي کردم


ادامه مطلب
[ شنبه 9 دی1391 ] [ 8:9 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

بحر طویل استاد سازگار

شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و دشنام و گروهی به لب بام و به رخ ننگ و به کف سنگ و به تن جامه ی گلرنگ گرفتند، ره آل‌علی تنگ، تو گویی همه دارند سرجنگ، هم‌آواز و هم‌آهنگ، شده دشمن دادار، پر از کینه ی پیغمبر مختار و علی- حیدرکرار، به آزار دلِ عترت اطهار، همه عید گرفتند به قتل پسر فاطمه آن سیّد ابرار، شده شهر چراغانی و مردم همه در رقص و غزلخوانی و شادی که ببینند سرنیزه سر پاک امام شهدا را

*****

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 آذر1391 ] [ 10:59 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]
در جواب فرمایش جناب آقا محمد  عزیز که برای ما کامنت گذاشتند  و فرمودند عبدالله ابن زبیر از اباعبدالله (ع) خواستند که در مکه بمانند و به طرف کوفه نروند مطالب زیر را که بهمراه منابع و مراجع خدمت شما ارائه می نماییم تا جناب آقا محمد عزیز و دیگر برادران اهل سنت هم مطالعه فرمایند و در صورتی که فرمایشی یا نقدی دارند  بفرمایند .  در ضمن از اظهار نظر این برادر عزیزمون هم متشکریم و امید که خدا همه ما را به راه راست  و راه حق رهنمون شود . "اهدنا الصراط المستقیم"

 ابتدا  نظر و کامنت جناب آقای محمد(وبلاگ قبله نما)  را می آوریم  تا شرط امانتداری را در نقل قول رعایت کرده باشیم. ایشان چنین فرمودند:

عبدالله بن زبير و حسين بن علي رضی الله عنهما دو پرچمدار عدالت‌خواهي و مبارزه با ظلم و فساد یزید بودند.
عبدالله بن زبیر رضی الله عنه خواست که از رفتن حسین بن علی رضی الله عنه به کوفه جلوگیری کند و به او گفت که اگر در مکه بماند او و بسیاری از صحابه و تابعین با حسین(رض) بیعت میکنند و بر علیه یزید متحد خواهند بود اما سیدنا حسین رضی الله این را نپذیرفت و به طرف کوفه رفت.

 و حال به شرح مطلب در ادامه مطلب  توجه شما را جلب می نماییم . حتما ادامه مطلب را بخوانید

بعد ارائه شرح تاریخ در مورد عبدالله ابن زبیر و ... دوستانی که نظر دادند برخی فرمودند کسانی که شیعه شدند توهین و فحاشی می کنند و حال کسانی که از مکتب تشیع برگشته و سنی شده اند اهل منطق هستند  لذا جهت اطلاع اسامی برخی از دوستانی که شیعه شدند را اعلام می نماییم تا دوستان تحقیق بفرمایند و اعلام نمایند کجا این بزرگواران توهین کرده اند؟ و کجا بدون منطق پاسخ داده اند؟

طبيب فلسطيني اسعد وحيد قاسم

او نيز بعد از مطالعات بسيار در رابطة با شيعه, تشيع را انتخاب نمود و از راه هاي مختلف در صدد اثبات حقانيت و نشر تشيع بر آمد و در اين راه سعي و كوشش فراوان نمود. در مصاحبه اي كه با او انجام گرفته مي گويد:

« به عقيدة من تشيع همان اسلام است و اسلام نيز همان تشيع.»او نيز تأليفاتي در دفاع از مذهب تشيع دارد كه از آن جمله مي توان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره كرد.

نـويـسـنـده اهـل سـوريـه سـيـد يـاسـيـن مـعـيوف البدرى

كه كتابى به نام يا ليت قومى يعلمون (ایکاش قوم من می دانستند)منتشر نموده است .

مـحـدث جـليل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عياش

معروف به عياشى , او قبل از شيعه شـدن , از بـزرگـان عـلـمـاى اهـل سـنـت بوده , واكنون از بزرگان علماى شيعه اماميه است , او تفسيرى ماثور به نام تفسير عياشى دارد.
نويسنده معاصر, صائب عبد الحميد

شخصي عراقي است كه با سفر به ايران و تحقيقات فراوان, با عنايات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشيع را انتخاب نموده است.
او در بخشي از كتاب خود مي نويسد:
« من اعتراف مي كنم بر نفس خود كه اگر رحمت پرور دگار و توفيقات او مرا شامل نمي شد, به طور حتم نفس معاندم مرا به زمين ميزد. اين امر نزديك بود وحتي يك بار نيز اتفاق افتاد. ولي خداوند مرا كمك نمود. با اطمينان خاطر به هوش آمدم در حالي كه خود را در وسط كشتي نجات مي يافتم , مشغول به آشاميدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سايه هاي بهاري آن گلها سخن مي گويم.
بعد از اطلاع دوستانم از اين وضع همگي مرا رها نموده به من جفا كردند.
يكي از آنان كه از همه داناتر بود به من گفت: آيا مي داني كه چه كردي؟
گفتم: آري, تمسك كردم به مذهب امام جعفر صادق , فرزند محمد باقر, فرزند زين العابدين, فرزند سيد جوانان بهشت, فرزند سيد وصيين و سيدة زنان عالميان و فرزند سيد مرسلين.
او گفت: چرا اين گونه ما را رها كردي, و مي داني كه مردم در حقّ ما حرف ها مي زنند؟
گفتم: من آن چه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرموده مي گويم.
گفت چه مي گويي: گفتم: سخن رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي گويم كه فرمود:
من در ميان شما چيزهايي قرار مي دهم كه با تمسك به آنها بعد از من گمراه نمي شويد: كتاب خدا و عترتم , اهل بيتم» گفتار پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حق اهل بيتش كه فرمود: « اهل بيتم كشتي هاي نجات اند, كه هر كس بر آن ها سوار شود, نجات يابد.» صائب عبد الحميد كتاب هايي را نيز در دفاع از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و تشيع نوشته كه برخي از آنها عبارتند از:
منهج في الانتماء المذهبي و ابن تيميه, حياته, عقائده و تاريخ الاسلام الثقافي و السياسي.

شيخ محمود ابوريه


دانشمند ونويسنده مصرى , كه داراى كتابها و نوآورى هاى فراوانى است , از جمله : اضواء على السنة المحمديه و كتاب ابوهريره شيخ المضيره

احمد حسين يعقوب




با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای

کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت،بررسی و تحلیل

نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود

جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی

تا پایان عمر بر این پیمان وفادار باقی ماند.

اوكتابهاى النظام الـسـيـاسـى فـي الاسـلام , نـظـريه عدالة الصحابه و الخط

السياسيه لتوحيد الامة الاسلاميه
را به نگارش در آورده است .

سيد ادريس حسينى از مغرب عربى

استاد ادريس الحسينى، در كتاب خود «لقد شيعنى الحسين (بى شك حسين مرا شيعه گردانيد)» مى‏گويد:
يك روز، يكى از نزديكانم از من پرسيد: چه باعث شد كه تشيع را انتخاب كنى؟
گفتم: آن كس، جدم حسين‏عليه‏السلام بود و ضايعه ناگوار شهادتش در روز عاشورا.
گفت: چگونه؟ گفتم:
هر گاه به ياد صحنه‏هاى دردناك آن روز مى‏افتم، نمى‏توانم آن اعمال فجيع را نتيجه انديشه‏هاى سالم و هدايت يافته بدانم و خون‏هاى پاك اهل‏بيت‏عليه‏السلام را كه بر ريگ‏هاى بيابان كربلا روان گرديد، همچون جريان آب‏هاى معمولى بپندارم. آن خون، خون بهترين و شريف‏ترين كسى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله بارها درباره‏اش به مردم سفارش كرده بود...و چنين كسى نمى‏توانست بر باطل باشد و كشندگان او بر حق.  استاد مولف کتابهای لقد شیعنی الحسین,الخلافه المغتصبه و هکذا عرفت الشیعه می باشند
سـعيد ايوب                                                          داراى كتاب عقيدة المسيح الدجال , او در اول كتابش مى گويد: خود را هنگام تحقيق ديدم , كه چگونه سعى مى كنم حقايق را از زير آوار بيرون آورده , تا حقيقت در برابر چشم ها وعـقـل ها آشكار گردد .
اين آوار توسط اساتيد حقپوش , در طول تاريخ انسانيت بوجود آمده است ! هـنـگـامى كه تبر را به دست گرفته تا دريچه هاى گمراهى را از ميان بردارم , وسايل كافى براى انجام اين كار در اختيار داشتم
او كتاب
معالم الفتن را در دو جلدنوشته است .
نويسنده مصرى صالح الوردانى
داراى كتابهاى : الخدعه رحلتى من السنة الى الشيعه حركة اهـل الـبـيـت (ع ) الـشيعة في مصرعقائد السنة وعقائد الشيعه التقارب والتباعد السيف والسياسة واهل السنة شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول
شـيـخ عـبـداللّه نـاصـر از كنيا او شيعه شد پس از آنكه از بزرگان شيوخ وهابيت بود, ايشان چـنـديـن كـتـاب در ايـن زمينه نوشته است مانند: الشيعة والقرآن , الشيعة والحديث , الشيعة والصحابه , الشيعة والتقيه والشيعة والامامة .
محمد عبدالحفيظ
نويسنده مصرى؛ مولف كتاب لماذا اناجعفرى

سيد على بدرى
دانـشمند, سخنور و مرد بحث ومناظره؛ او پس از شيعه شدن , خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بيت (ع )نموده است ,
او به دور جهان گشته ومناظره هاى متعددى بر پـاكـرده اسـت , وبـه دنبال آن كتاب بزرگى تحت عنوان
احسن المواهب في حقائق المذاهب
را نوشته كه بزودى به چاپ مى رسد.
دكتر عصام العماد
شيعه شدنش را هديه‌ي آسماني برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم كه پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين (ع) و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌اي موج مي‌زند و كهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي (ع) و امام حسين(ع) را در مجالس علمي عربستان مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم ظلم‌هاي يزد و معاويه توجيه مي‌شود ولي به راحتي امامان شيعه نقد مي‌شوند
عبدالمجیدمحمد

فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر.او در مورد علت شیعه شدنش می گوید:

دلايل متعددى وجود دارد و فردى كه به دنبال حقيقت است، بايد كتاب‏هاى اصيل تاريخى از قبيل تاريخ طبرى، الكامل ابن اثير، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و محمد عبدُه و... را كه به وسيله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است،
مطالعه كند.
علاوه بر اين يك دليل بسيار ساده وجود دارد و آن اين است كه در زبان عربى مى‏گويند:

«اهل البيت أدرى بما فى البيت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‏ترند.»
چنان كه صاحب خانه بهتر مى‏داند وسايل و ظروف خانه در كجا قرار دارد؛
اهل بيت نبوت«ع» هم به مسائل و احكام دين آگاه‏ترند؛
البته علماى ديگر هم مسائلى را مى‏دانند؛ ولى همانند اهل بيت«ع» آگاهى ندارند. دلايل بسيارى دارد كه در اين مجال كوتاه نمى‏گنجد.

محمد سعيد دحدوح

از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت‏حلب بود و پس از خواندن الغدير با پدرش محمد بشير و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان  شهرستان حلب علنا شيعه شده و از مروجين مذهب شيعه جعفری شدند.

شيخ محمد شريف زاهدي

ايشان از علما و ائمه جمعه اهل سنت از بلوچستان ايران بودند كه بعد از تحقيق به مذهب اهل بيت(ع) تشرف يافتند.تشرف از زبان خود ايشان پخش از شبكه جهاني سلام بسیار جالبه توصیه میکنم حتما گوش کنید.

هاشم قطیط

از شیعه شدگان سوری می باشد او پنج جلد کتاب با عنوان المتحولون شرح حال ره یافتگان را تألیف نموده است.

دکتر احمد راسم النفیس
عالم سنی اهل کشور مصر بوده که به مذهب تشیع گرویده است.ايشان نويسنده‏اى پر كار و پر تلاش در موضوعات فرهنگى و مباحث دينى است و مجله‏اى بنام «النداء» را منتشر مى‏كند.
عناوين برخى رسالات و كتب ايشان به قرار زير است:

۱.الطريق الى مذهب اهل‏البيت عليهم السلام
2. على خطى الحسين عليه السلام
3. التحكيم، دراسة فى الفقه التاريخى للامة الاسلامية
4. الجماعات الدينية - محاولة استمساخ الامة الاسلامية
5. من اسس ثقافة العنف؟
6. شرح دعاء السحر للامام السجاد عليه السلام
7. الامام على و العدالة الاجتماعية (المؤتمر الدولى للامام على عليه السلام طهران، مارس 2001)
8. فقه التغيير بين السيد محمدباقر الصدر و السيد قطب، دراسة مقارنة
9. الشهيد الصدر و دينامية الصراع الاجتماعى 10. الامام المهدى المنتظر و خصوم مرحلة الظهور.

آقاى دكتر احمد راسم النفيس از نويسندگان نقاد و منتقد نشريات مصر است و با مقالات متنوع خود به پاسخ‏گويى شبهات و سؤالات مختلف درباره مذهب شيعه مى‏پردازد.
يكى از آثار برجسته ايشان كتاب «نفحات من السيرة‏» است كه در آن خلاصه‏اى از سيره رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل‏البيت عليهم السلام به نگارش درآمده است.
السید حمد الوکاع

مستبصر سوری است زندگینامه و چگونگی شیعه شدنش در این سایت به زبان عربی آمده :http://www.14masom.com/mostabsiron/f136.htm

شيخ صالح احمد

از علماي بزرگ نيجر؛
وي در خصوص گرايشش به مذهب تشيع مي گويد:پس از مطالعه كتب شيعيان به اين نتيجه رسيدم كه اصل اسلام در مذهب تشيع نهفته است.
شيخ صالح همه خانواده خود را شيعه كرده و در كشور خود نيز بيش از صد شاگرد دارد كه آنها را با تشيع آشنا ميكند.
شهيد محمداسلام زومك‌زهي

وي از چهره هاي مردمي بلوچ در ايران و از معتمدان منطقه سراوان(روستاي پشتكوه)به شمار مي‌رفت،
كه به همين دليل پس از تشرف وي به تشيع، نزديك به پنجاه نفر از اهالي اين روستا نيز مذهب شيعه را برگزيده بودند

تروريست‌ها در شامگاه 28 دي ماه،اين چهره مردمي و مظلوم شيعه بلوچ را،هنگامي كه به منزلش در روستاي «پشتكوه» مراجعت مي‌كرد، با شليك ده‌ها گلوله به شهادت رساندند.

محمد عبدالخالق مصري
وي در مورد چگونگي شيعه شدنش ميگويد:
در واقع سه تا دلیل هست که اول استدلالات سنی ها برای من در سن 18 سالگی قانع کننده نبود
مثلا اعتقاد دارند که همۀ اصحاب پیامبر خوب بودند و
هیچ کس نمی تواند بپذیرد که 120 هزار صحابه همه دوست پیامبر بودند و این بر خلاف قرآن است
زیرا قرآن می گوید که برخی از مدعیان دوستی پیامبر منافق بودند.
آنها از نظر معنویت خیلی ضعیف هستند
آنها یک دعا یا یک نیایش ندارند.
آنها همیشه طرف دار ستمکاران در تاریخ یعنی زمان بنی امیه و بنی عباس بودند و آنها را توجیه می کنند
و من با آنها موافق نبودم و اینها برای من زمینه شد که بروم تحقیق کنم تا وقتی که به مکتب اهل بیت رو آوردم که این سه مشکل را در آنجا پیدا نکردم بلکه کاملا بر عکس سنی ها بود یعنی اعتقادات آنها منطقی بود.
مکتب خیلی پر معنویت است و مکتب ظلم ستیز است یعنی اهل بیت با ظلم مبارزه می کردند و فهمیدم که مکتب اهل بیت (ع) همان مکتب اسلام حقیقی است و برای من خیلی روشن شد و من و همسر و فرزندانم همه شیعه شدیم.
شریف محمد علی حیدره

وي كه هم اكنون رهبر شيعيان سنگال است

در مورد تشرف به مذهب اهل بيت عليهمالسلام ميگويد:

پیش از این بر مذهب اهل سنّت و مالکی بوده ام.

البته من زمانی که کودک بودم نیز دور از مذهب اهل بیت علیهم السلام نبودم. مثلاً دیوان امام علی علیه السلام را من قبلاً در کودکی ندیده بودم، اما وقتی که سالها بعد این کتاب را دیدم، متوجه شدم که این اشعار را از کودکی حفظ هستم.

اما آشنایی من با اهل بیت علیهم السلام و مذهب شیعه با

انقلاب ایران و علاقمند شدن من به امام خمینی (ره) آغاز شد.

من از کوچکی تمامی انقلابات را پیگیری می کردم تا اینکه با انقلاب ایران و رهبر آن امام خمینی (ره) آشنا شدم و

سبب گرایش من به مذهب اهل بیت علیهم السلام شد. همه خانواده و کسانی که به من نزدیک هستند، می دانند

که من از 15 سال پیش به مذهب تشیّع گرویدم اما از طریق رسانه ها و به صورت عمومی دو الی چهار سال است

که مذهب خود را علناً اعلام کرده ام.

کتابهای منتشر شده ام عبارت اند از:

«حقایق روشن برای زندگی پیامبر اسلام» به زبان فرانسه و عربی و

کتاب دیگرم درباره عاشورا است به نام «آیا عاشورا روز جشن است یا روز اندوه» که این کتاب هم به زبان عربی و فرانسه چاپ شده است.

بانو مها

خانم «مها» فرزند «محمد» اهل استان اسماعيليه در كشور مصر است.

وي نزديك به يك سال در اتاق پالتاك عربي حاضر مي‌شد.

ايشان بعد از جلسات متعدد حضور و پس از مدت‌ها حضور مستمر و جدي ـ كه هر شب از اولين دقايق برنامه اتاق پالتاك تا پايان آن ادامه داشت ـ

در يكي از جلسات اعلام كرد كه

من بعد از تتبع بسيار و شنيدن كلام شيعيان و پيگيري بحث هاي انجام شده،حق را با مذهب تشيع مي دانم و خود را تابع اين مذهب قلمداد مي كنم،با اينكه قبلا هيچگونه دركي از اين مذهب نداشتم.
خانم مها چهل و هفت ساله و داراي شغل فرهنگي است.

دکتر حامد الگار
حجة الاسلام و المسلمین سید مجتبی موسوی لاری مي گويد:

یک مجموعه چهار جلدی اعتقادات از توحید، عدل، نبوت و امامت و معاد تألیف کرده‌ام که این کتاب در آمریکا به انگلیسی چاپ و منتشر شده است. این کتاب را دکتر «حامد الگار» ترجمه کرده است.

ترجمه الگار نیز خود داستان جالبی دارد. من این کتاب را به صورت سلسله مقالات در مجله سروش چاپ و منتشر کرده بودم.
پس از چاپ، تماس گرفتند که این کتاب ترجمه شود؛ چون مخاطب کتاب غربی‌ها و غیر مسلمانان بودند.

از این رو، مباحث جلد اول عقلی بود و روایت و آیه‌ای آورده نشد. البته، دوست داشتم که کتاب ترجمه شود.

به حامد الگار نامه‌ای نوشتم و خواستار ترجمه کتاب شدم که ایشان نپذیرفت ، اما با وساطت یکی از دوستان، الگار گفت کتاب را بفرستم تا آن را ببیند و اگر پسندید، آن را به برخی از شاگردان خود بدهد تا ترجمه کنند. ‌

کتاب را فرستادم. پس از مدتی دوست مشترکمان اعلام کرد که کتاب را پسندیده و حتی حاضر شده خودش آن را ترجمه ‌کند.

ایشان سه جلد را ترجمه و در آمریکا چاپ کرد.
. البته ایشان بحث امامت را ترجمه نکرد ،
بدین جهت خواستم تا این بخش را مانند بقیه مجلدات ترجمه کند، ولی نپذیرفت.

نامه‌ای برای ایشان نوشتم و گفتم هر شرطی دارید، می‌‌پذیرم. ایشان پذیرفت که بخش امامت را پس از دو سال دیگر ترجمه کند به شرطی که هر جا را نپسندید، ترجمه نکند .این شرط را ‌پذیرفتم.

به هرحال ، حامد الگار کتاب را ترجمه کرد و برخی مطالب را نپسندیده بود، ولی خودش حذف نکرده بود ؛ کتاب را چاپ کردیم و برای ایشان فرستادیم.

پس از دو سال نامه ای نوشت که مژده دهم من چند بار ترجمه خود را خواندم و هر بار که آن را خواندم، به مذهب شیعه نزدیک و از اهل سنت دورتر ‌شدم.

به کتاب‌های اهل سنت در این زمنیه نیز رجوع کردم و هرچه آن کتاب‌ها را می‌خواندم از اهل سنت دورتر شدم و از ماه رمضان تغییر مذهب داده و شیعه شده ام ،

و نوشته بود که این نامه را جایی منتشر نکنید؛ چون بنا ندارم که وارد اختلافات مذهبی شوم ؛ اگر این مسایل مطرح شود به اختلافات دامن زده می شود.

به هرحال ، مذهب ایشان در آمریکا برملا شد و افرادی فهمیدند که وی به مذهب تشیع روی آورده و همه او را به عنوان شیعه ‌شناختند.

به دنبال ایشان عده ای از دانشجویان و استادان دانشگاه نیز شیعه شدند. وی سپس در نامه ای نوشت

که هفته‌ای نمی‌گذرد جز این که از ایالات متحده آمریکا به من خبر می‌دهند عده‌ای از روشنفکران با مطالعه کتاب به مذهب تشیع علاقه‌مند شده و بدان ‌گرویده اند.

 

دوستان و کاربران عزیز هم اعلام نظر بفرمایند خوشحال می شویم




برچسب‌ها: امام حسین و عبدالله ابن زبیر, قیام امام حسین, امام حسین در مکه
ادامه مطلب
[ دوشنبه 20 آذر1391 ] [ 8:36 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

 

روز بیستم ماه محرم مصادف است با روزی که در سال ۶۱ هجری قمری پس از گذشت مدت‌ها از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران آن حضرت، بدن خدمتکار امام حسین(علیه السلام) به نام «جون» توسط گروهی که برای دفن پیکر شهدا در صحرای کربلا حاضر شده بودند دفن شد.

به گزارش «شیعه نیوزم به نقل از ایسنا، در رخداد روز بیستم محرم سال ۶۱ ه - ق پیرامون واقعه کربلا در این‌باره می‌خوانیم:

بعد از ۱۰ روز از واقعه عاشورا جمعی از قبیله «بنی اسد» بدن شریف "جون" غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.

«جون» کسی بود که امیرالمومنین(علیه السلام) او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به منطقه «ربذه» تبعید کردند این غلام برای کمک به او به آن‌جا رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی(علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین(علیه السلام) آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی، اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

«جون» خود را بر قدم‌های مبارک امام حسین(علیه السلام) انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه‌لیس شما بودم و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

«جون» با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! بنابراین گفت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله(علیه السلام)، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی‌شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می‌گفت و گریه می‌کرد به حدی که امام حسین(علیه السلام) گریستند و اجازه دادند.

با آن‌که جون پیرمردی ۹۰ ساله بود، ولی بچه‌ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه‌ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه‌ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آن‌که اطراف او را گرفتند و زخم‌های فراوانی به او وارد کردند.

هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین(علیه السلام) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست و دست مبارک خود را بر سر و صورت جون کشید و فرمود: « بارالها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (علیه السلام) محشورش نما».

از برکت دعای حضرت، روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنان‌که وقتی بدن او را بعد از ۱۰ روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.
[ چهارشنبه 15 آذر1391 ] [ 10:24 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

در قبرستان «باب الصغیر» و در کنار ضریح مقدس سرهای شهدای کربلا، تشت فلزی بزرگی است که گفته می‌شود سرهای شهدای کربلا قبل از دفن شدن در آن قرار داده شده‌اند. 

 تشت سرهای شهدای کربلا + تصاویر

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ در سمت راست ورودی اصلی باب الصغیر مقبره کوچکی پذیرای سرهای مبارک شهدای کربلا است که به همراه حضرت امام حسین(ع) در کربلا شهید شدند. این مقبره یک اتاق بزرگ مربعی شکل است که از سنگ های سفید و سیاه ساخته شده که گنبد سفیدی بر بالای آن است و درب ورودی دارد که در وسط آن نوشته شده:

وفتیةٍ من بنی عدنانَ مـا نظـرَتْ    عین الغزالة أعلـى منهـمُ حَسَبـا  *** من کلّ جسم بوجهِ الأرضِ منطرحٍ     وکلّ رأس برأس الرمح قد نُصِبـا

این مقام متعلق به سرهای 16 شهیدی است که در واقعه طف کربلا به همراه امام حسین (ع) شهید شدند. همان اول که وارد اتاق می شوید با یک ضریح  ساخته شده از نقره روبه رو می‌شوید که یک تاج طلا کاری شده که بر روی آن آیات قرآنی و اشعاری حسینی حک شده وجود دارد. این ضریح به تازگی و در سال 1414 هجری توسط البهره معروف به ابوالقائد جوهر محمد برهان الدین الفاطمی پادشاه اسماعیلی ها بناشده است.

داخل این ضریح با 16 پارچه سبز رنگ پوشیده شده که به نشانه سرهای شهدای دفن شده است. نوع دیگری از پارچه های قرمز رنگ هم قرار داده شده که نشان از سرهای 72 شهید کربلاست.

غیر از اطلاعات تاریخی که در مورد این مکان وجود دارد حادثه عجیبی در این باره نقل شده که استاد لبیب بیضون آن را روایت کرده که دیگر جای شکی برای صحت مکان دفن این سرهای مقدس باقی نمی گذارد. «سید سلیم مرتضی» که از اهل ثقه و از کسانی است که متولی مقام‌های اهل بیت علیهم السلام در باب الصغیر بود این روایت را برای من ذکر کرد: دیوار مربوط به سرهای شهیدان خراب شد و سید سلیم خواست تا آن را اصلاح کند و بنیان آن را مستحکم‌تر کند. یک مرد مسیحی را برای تراشیدن سنگ ها به خدمت گرفت و از صبح زود تا عصر در آنجا کار می کرد.

سید سلیم نقل می کند: در یکی از روزها دیدم که این مسیحی در حال جمع کردن وسایل خود است و می‌خواهد که دیگر کار نکند. به او گفتم: مشکلت چیست؟  گفت : من می ترسم که اگر بخواهم این کار را ادامه دهم دین خود را ترک بگویم و مسلمان شوم. گفتم: چرا؟ گفت: دیروز وقتی داشتم خاک پیرامون مقام سرهای شهدا را حفر می‌کردم تا سنگ جدید بگذارم یک سوراخی برای من باز شد. از آن سوراخ دیدم که اتاقی در پایین وجود دارد که تعدای سر در آن قرار داده شده است. برخی سرها همراه با محاسن و برخی ها چشم بسته و برخی دیگر از سرها بر روی آن چیزی بسته شده بود.

سپس سید آمد و در آن سوراخ نگاهی انداخت و دید که تعداد سرها 16 عدد است که به شکل دائره مرتب شده‌اند و گویا که همین چند لحظه پیش دفن شده اند و هیچ نشانه خون و یا پوسیدگی روی این سرها مشاهده نمی شد و گوشت و پوست کامل داشت. سپس آن فرد مسیحی سوراخ را بست و مکان را ترک گفت.

سرهای دفن شده در آن مکان مقدس متعلق به این شهیدان است:

1- سر مقدس أبا الفضل العباس‌بن علی بن أبی طالب علیه السلام، مادرش أم البنین.

2- سر مقدس عبدالله بن أبی طالب علیه السلام، مادرش أم البنین.

3- سر مقدس عثمان بن علی بن أبی طالب علیه السلام، مادرش أم البنین.

4- سر مقدس محمد الأصغر بن علی بن أبی طالب علیه السلام از بنی هاشم

5- سر مقدس عمر بن علی بن أبی طالب علیه السلام، مادرش الصهباء دخترحبیب از قبیله بنی هاشم

6- سر مقدس علی بن الحسین الأکبر بن علی علیه السلام، مادرش لیلى بنت أبی مرة بن عروة

7- سر مقدس جعفر بن عقیل بن أبی طالب از قبیله بنی هاشم

8- سر مقدس عبد الله بن عقیل بن أبی طالب از بنی هاشم

9- سر مقدس الحسین بن عبد الله

10- سر مقدس عبد الله بن عوف

11- سر مقدس الحر بن یزید الریاحی التمیمی

12- سر مقدس القاسم بن الحسن بن علی بن أبی طالب(ع)از بنی هاشم

13- سر مقدس أبی بکر بن علی بن أبی طالب (ع). مادرش لیلى از بنی هاشم

14- سر مقدس جعفر بن علی بن ابی طالب (ع) از بنی هاشم

15- سر مقدس حبیب بن مظاهر الأسدی

16- سر مقدس محمد بن مسلم

این ضریح یک مسجد کوچک دیگری دارد که اخیراً بازسازی شده که نام آن، مسجد زین العابدین (ع) است و لازم به ذکر است که امام زین العابدین (ع) بعد از دفن سرها در این مکان نماز گزارده است.

همانگونه که در تصاویر ذیل نیز قابل مشاهده است، در این محل مقدس و در کنار ضریح سرهای شهدای کربلا، تشت فلزی بزرگی است که گفته می‌شود سرهای شهدای کربلا قبل از دفن شدن در آن قرار داده شده است.

................

[ دوشنبه 13 آذر1391 ] [ 1:41 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

حضرت عباس 


حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در كنار امام حسین علیه‌السلام نمی نشست، و اگر پس از اجازه می نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش می نشست.


یكی از مهمترین رموز موفقیت در زندگانی افراد موفق را می توان ادب برشمرد كه در روایات اسلامی بر آن تاكید های فراوانی شده و می تواند تاثیرات بسزایی در زندگی انسان به وجود آورد.

از جمله تعریف هایی كه در موضوع ادب از ائمه هدی علیهم السلام بیان شده حدیثی است از وجود مبارك امام جواد علیه السلام نقل شده كه ایشان فرمودند:

(قالَ الإمام الجواد - علیه السلام  : الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَیْرُ، وَ هذا لا یُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ یُوصَلْ بِها إلی رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّهِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّریعَهِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً: مفهوم و معنای ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است كه ركیک و سبک نباشد، ولیكن این نظریّه قابل توجّه نیست تا مادامی كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیک نگرداند. بنابر این ادب یعنی رعایت احكام و مسائل دین، پس با عمل كردن به دستورات الهی و ائمّه اطهار (علیهم السلام)، ادب خود را آشكار سازید.)( ارشاد القلوب دیلمی، ص 160)

در روایات اسلامی یكی از بهترین میراث هایی كه یک پدر میتواند برای فرزندان خود قرار دهد ادب معرفی شده تا جایی كه امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:

(بخشش و تفضل هیچ پدری به فرزندش بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست)(روایات تربیتی،جلد ج 1،ص49)

این ویژگی یكی از مهمترین ویژگی ها و خصوصیت هایی است كه در طول زندگانی قمر بنی هاشم ابالفضل العباس موج می زند و سراسر زندگی علمدار سپاه سیدالشهداء را در بر گرفته است كه هم در برابر خداوند متعال  و هم در برابر بندگان خدای متعال و به ویژه برادر بزرگوار خویش اباعبدالله الحسین به بهترین شكل ممكن ادب را رعایت كرد و از مصادیق بارز افرادی بود كه طبق  روایت امام جواد علیه السلام با رعایت احكام و مسائل دین و عمل به دستورات الهی ادب خود را  در درجه اعلی آشكار كرد .

عباس بن علی علیه السلام چنان خداوند را به بزرگی و عظمت شناخته بود كه از هیچ كسی جز خداوند متعال ترسی به دل راه نداد و او با رعایت ادب نفسانی تا آخرین لحظه از عمر مبارک خویش را در كنار مولای خویش سپری كرد و با شجاعت غیر قابل وصفی از حرم سید الشهداء دفاع كرد و پیشنهاد حرام خواری یزید را كه توسط شمر بن ذی الجوشن به او رسید مبنی بر اینكه كه حسین بن على را رها كنید و به كوفه بیایید، تا به شما شغل، زمین و پول بدهیم رد كرد و از این پیشنهاد به شدت ناراحت و خشمگین شد

این ویژگی مهم و منحصر به فرد را می توان در قسمت های مختلف زندگانی حضرت عباس مشاهده كرد كه در این نوشته  به اختصار به برخی از نمونه ها و مصداق های عینی ادب در زندگانی این شخصیت بزرگ اشاره می شود.

 

1)ادب در امتثال 

ابالفضل العباس علیه السلام هم در فرمانبری از دستورات الهی در خط مقدم و از همه مردم زمانه خود پیشتاز بود و هم هم در فرمانبری و اطاعت از مولا و مقتدای خویش به نحوی كه وقتی امیر مومنان علی علیه السلام از عقیل درخواست كرد كه برای او همسری انتخاب كند فرمانبری و یاری سیدالشهداء را جزء اولین ویژگی های فرزندی خواند كه از همسر آینده او متولد می شود و فرمود:

(اُریدُ مِنکَ أن تَختِبَ لی إمرَآةً مِن ذَوِ البُیوتِ وَ الحَسبِ وَ النَّسَبِ وَ الشُّجاعَة لِکَی اُسیبَ مِنها وُلدا یَکونُ شجاعاً أضُدا یَنصُرَ وَلَدیَ الحُسَین لِیُواصیهِ لِنَفسِهِ فی طَفِّ کَربلا: علاقه دارم زنی را برای من خواستگاری کنی، خانواده دار، دارای حسب و نسب و شجاعت، (فرزندانی از او برای من به عمل بیایدکه شجاع و قوی باشند که فرزندم حسین را یاری کنند.)

حضرت به چنان مرحله ای از ادب امتثال دست پیدا كرده بود كه در روایتی این چنین شخصیت او را برای همگان به تصویر می شكند كه :

ولادت، حضرت عباس (ع)

حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام بدون اجازه در كنار امام حسین علیه‌السلام نمی نشست، و اگر پس از اجازه می نشست، مانند عبد خاضع دو زانو در برابر مولایش می نشست.

او تا آخرین لحظات روز عاشورا در كنار امام خویش ماند و از مولای خود و خیمه های حرم پاسداری كرد تا جایی كه بعد از به شهادت رسیدن فرزندان و یاران باوفای سیدالشهداء دیگر تاب ماندن نداشت و برای آخرین بار نیز از اباعبدالله الحسین اجازه گرفت تا راهی میدان شود .

او با ادب امتثال به مقامی رسید كه امام سجاد علیه السلام پیرامون شخصیت این مرد الهی اینگه می فرماید:

(رَحِمَ الله عمّیَ العَبّاس فَلَقَد آثَرَ وَ عَدلا وَ فَداه أخاهُ بِنَفسِک: خدا عمویم عباس را رحمت کند که ایثار کرد، جنگ نمایانی کرد، خودش را فدای برادرش کرد.)(خصال صدوق)

عباس همیشه سعی می کرد در کنار برادرش حسین باشد و او را یاری کند وقتی سیدالشهداء را برای بیعت فرا خواندند، حضرت عباس از جمله کسانی بود که تا دارالاماره مدینه برادرش را همراهی کرد و وقتی امام از مدینه به مکه حرکت نمودند به همراه امام حرکت کرد و برادرش را تنها نگذاشت. 

 

2)ادب در ذکر

او به بهترین شكل ممكن خداوند متعال را یاد و پرستش می كرد، چنانچه در تاریخ زندگانی او چنین آمده است كه او فرزند امامی بود كه عبادت های شبانه او زبانزد عام و خاص بود، او شخصیتی بود كه پیرامون مقام او  این چنین نوشته اند:

(کانَ فاضِلاً عالِماً عابِداً زاهِداً فَقیهاً تَقیّاً: او فاضل بود، عالم بود، بنده ی واقعی خدا بود، اهل زهد بود، دین شناس بود و پرهیزگار) عباس علیه السلام چنان در ادب در ذكر سبقت گرفته بود كه به هنگام شهادت اثر سجده در پیشانی مبارك او به خوبی نمایان بود .

عباس همیشه سعی می کرد در کنار برادرش حسین باشد و او را یاری کند وقتی سید الشهداء را برای بیعت فرا خواندند ،حضرت عباس از جمله کسانی بود که تا دارالاماره مدینه برادرش را همراهی کرد و وقتی امام از مدینه به مکه حرکت نمودند به همراه امام حرکت کرد و برادرش را تنها نگذاشت

او نه تنها این ادب را در برابر پروردگار خویش مراعات می كرد، بلكه در مقابل مولا و مقتدای خود نیز از رعایت ادب لحظه ای درنگ نمی كرد و با تاسی به آیات الهی  از جمله:

(لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضا: خطاب كردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید.)(النور: 63)

در طول 34 سال عمر مباركش آن بزرگوار هرگز سیدالشهداء را برادر خطاب نكرد، بلكه با تعبیراتی مانند سیدی، مولای، یابن رسول الله، آقای من، سرور من، ای پسر رسول خدا، آن حضرت را صدا می زد.

 

3)ادب نفسانی

ادب نفسانی بدین معناست كه خداوند در فكر و جان و زندگی ما بزرگ باشد و غیر خدا در پیش چشمانمان بسیار كوچک باشند، چنانچه امیر مومنان  علی (علیه السلام) در صفات انسان های بزرگ و شایسته می فرماید:

(عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم: آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناخته اند. بنابراین هر چه غیر او است، در نظرشان كوچك جلوه می‌كند.)( اسرار الصلاة، ص 301)

عباس بن علی علیه السلام  چنان خداوند را به بزرگی و عظمت شناخته بود كه از هیچ كسی جز خداوند متعال ترسی به دل راه  نداد و او با رعایت ادب نفسانی تا آخرین لحظه از عمر مبارك خویش را در كنار  مولای خویش سپری كرد  و با شجاعت غیر قابل وصفی از حرم سید الشهداء دفاع كرد و پیشنهاد حرام خواری یزید را كه توسط شمر بن ذی الجوشن به او رسید مبنی بر اینكه كه حسین بن على را رها كنید و به كوفه بیایید، تا به شما شغل، زمین و پول بدهیم رد كرد و از این پیشنهاد به شدت ناراحت و خشمگین شد .

[ شنبه 11 آذر1391 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]
تبدیل تربت امام حسین(ع) به خون + عکس

به گزارش خبرگزاری اهل بیت علیهم ‏السلام ـ ابنا ـ با گذشت نزدیک به 1400 سال از فاجعه خونبار عاشورا همچنان اين داغ در آسمان و زمين تازه است و کائنات، عزادار فرزند پیامبر حسین بن علی(ع) است.

در تازه ترين رویداد عاشورائی، یکشنبه 5 آذر ۹۱و همزمان با روز عاشورای اباعبدالله الحسین (ع) مقداری‌ از تربت اصلی قبر امام حسین(ع) که در موزه آن حضرت در کربلا قرار دارد به رنگ خون درآمد.

این حادثه در مقابل چشمان حیرت زده شاهدان عینی‌ رخ داد و مقامات رسمی آستانه مقدسه امام حسین(ع)‌ آن را تأیید کردند و تصاویر این حادثه در سایت رسمی‌ آستانه حضرت ابو الفضل العباس(ع) ـ سایت کفیل ـ منتشر شد.

همچنین «حجت الاسلام شيخ عبد المهدي كربلائي» نماینده آیت الله سیستانی و تولیت آستانه مقدسه امام حسین(ع) با حضور در موزه شخصاً این واقعه را مشاهده کرد و نیز هزاران نفر از زائران برای دیدن آن به موزه رفتند.

آنچه در پی می‌ آید تصاویر این تربت شریف است:

در احادیث معتبر نقل شده در کتابهای شیعه و سنی آمده است که جبرئیل امین، مقداری از خاک کربلا را همراه با خبر شهادت امام حسین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) آورد. ایشان هم آن تربت را به همسر خود ام سلمه داد و فرمود: "هرگاه این خاک به رنگ خون درآمد فرزندم حسین(ع)‌ در سرزمینی‌ به نام کربلا كشته می شود".

متن حدیث: عن «عمر بن ثابت» عن «الاعمش» عن «شقيق» عن «امّ سلمة» قالت: كان الحسن والحسين(عليهما السلام) يلعبان بين يدي رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) في بيتي; فنزل جبريل فقال: "يا محمّد إن امتك تقتل ابنك هذا من بعدك" و أومأ بيده إلى الحسين(ع). فبكى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) وضمّه إلى صدره ثم قال رسول اللّه(ص): "وضعت عندك هذه التربة" فشمّها رسول اللّه (ص) قال: ريح كرب و بلاء، و قال: "يا ام سلمة إذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمي أن ابني قد قتل".

ترجمه: «عمر فرزند ثابت» از «اعمش» و او از «شقيق» روايت كرده كه «جناب ام سلمه» گفت: روزی حسن و حسين در منزلم جلوی پيامبر بازى مى كردند. در این هنگام جبرئيل نازل شد و به پيامبر گفت: "اى محمّد امتت بعد از تو اين پسرت را به شهادت مى رسانند" و با دستش به سوى حسين (علیه السلام) اشاره كرد. رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) گريه كرد و حسينش را در سينه اش گرفت. سپس رسول خدا(ص) تربتی که جبرئیل به او داده بود را بویید و فرمود: "بوى كرب و بلاء است". و سپس به من فرمود: "اى ام سلمه! اين تربت را در نزد تو مى گذارم. وقتى آن تبدیل به خون شد بدان كه پسرم حسین كشته شده است".

برخی منابع اهل سنت که این حدیث را روایت کرده اند: «ابن حجر عسقلانى» در کتاب تهذيب التهذيب ـ «ابن ابی بکر هیثمى» در مجمع الزوائد ـ «طبرانى» در کتاب المعجم الكبير.

و این هم تصاویر خاک در روز های عادی و خونی شدن در روز عاشورا

 


برچسب‌ها: امام حسین, عاشورا, تربت حسینی, تربت حسین رنگ خون شد
[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ 11:11 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

 

 

 این روزها که در دهه دوم محرم هستیم،خوب است در کنار عزاداری حواس مان به زوایای تاریخی حادثه عاشورا هم باشد.اینجا فهرستی کلی از مهم ترین وقایع دهه دوم محرم آمده است.به زودی جزئیات تاریخی هر کدام از این وقایع منتشر خواهد شد.

یازدهم محرم الحرام

۱. حرکت کاروان اسرا از کربلا

۲. تشکیل مجلس ابن زیاد

۳. حرکت اهل بیت امام حسین علیه السلام به سوی کوفه

دوازدهم محرم الحرام

۱. دفن شهدای کربلا

۲. ورود اهل بیت علیهم السلام به کوفه

۳. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

سیزدهم محرم الحرام

۱. اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد

۲. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه

۳. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه و شام

۴. شهادت عبد الله بن عفیف

پانزدهم محرم الحرام

فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

نوزدهم محرم الحرام

حرکت کاروان کربلا به سوی شام

بیستم محرم الحرام

دفن بدن جون در کربلا

[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

                              

 دیروز سالروز شهادت چهارمین ستاره آسمان ولایت و امامت حضرت زین‌العابدین(ع) است، این بزرگوار بنا به نقلی در 12 محرم سال 94 هجری قمری یعنی بیش از سه دهه بعد از واقعه عاشورا شربت شهادت را نوشید.

این امام همام از زمان شروع نهضت اباعبدالله‌الحسین(ع) همواره ملازم پدرش بود و از نزدیک واقعه جانسوز کربلا را به نظاره نشست، او بهترین کسی است که می‌تواند این واقعه را برای نسل‌های بعد به تصویر بکشاند و از مصیبت‌های خاندان آل‌طه بگوید، او همان کسی است که با بی‌تابی‌ها و گریه‌های بی‌امانش پیام واقعه عاشورا را روایت کرد تا خون حسین هم‌چنان دل آزادگان جهان را به خروش آورد، در ادامه روایتی از امام سجاد(ع) از حادثه عاشورا و دعاهایی که حضرت(ع) علیه قاتلین امام حسین(ع) کردند، می‌آید:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]
و سیعلم الذین ظلموا، أیَّ منقلبٍ ینقلبون!
 

فرجام قاتلان  و دشمنان امام حسین(ع) در کربلا

 

 

سرنوشت قاتلین امام حسین علیه السلام

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)  مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد 
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد  مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
 
 
 برای  کسب اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب هم سر بزنید
 

برچسب‌ها: قاتلان امام حسین, کربلا, عاشورا, سرنوشت قاتلان امام حسین
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 آذر1391 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]


حالا كه غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا كه آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من

حالا كه غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری




 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر1391 ] [ 10:59 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

چرا بی یاری و بهرت دگر یاور نمی آید
به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی آید
ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم
که هر کس می رَود در خیمه ها دیگر نمی آید
علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟
هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی آید
به جان کی قسم دادی که عمّه در حرم برگشت
به دنبال برادر از چه آن خواهر نمی آید
تو روی دختر مسلم ببوسیدی و، من دیدم
مرو دختر نبوسیده مرا باور نمی آید
ز ضعف و تشنگی حرفی به لب دارم، ولی افسوس
لبانم می خورد بر هم، صدایم در نمی آمد

حاج علی انسانی


برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اشعارمحرم, شهادت امام حسین, اشعار بعد عاشورا
ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 آذر1391 ] [ 8:36 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]
 هميشه زبان، مترجم عقل بوده ولي ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکي از روي احساس و درد و سوز مي‌ريزد، عشق حضور دارد ولي آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‌هاي منطقي مي‌سازد عقل حاضر است. 
 
بنابراين همانطور که استدلالات منطقي و کوبنده مي‌تواند همبستگي گوينده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد قطره اشک نيز مي‌تواند اعلان جنگ عاطفي بر ضد دشمنان مکتب محسوب گردد. 
 
از اين رو گريه حضرت زينب عليهاالسلام بر اهل بيت عليهم السّلام گريه عاطفي و گريه پيام‌آور و يک نوع نهي از منکر و شعار شورانگيز و سوزاننده و رسواگر طاغوتيان و ستمگران بود. 
 
 
بر همين اساس است که پيامبر اکرم و امامان عليهم السّلام کسي را که آمادگي گريه کردن ندارد به تباکي (خود را به شکل گريه درآوردن) دعوت کرده‌اند تا ياد حسين در همه قرون و اعصار در خاطره‌ها زنده بماند. 
 

ادامه مطلب
[ جمعه 3 آذر1391 ] [ 5:53 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

حضرت چون این حالت را دید از نام آن زمین پرسید؛

كسى گفت: یا بن رسول اللّه! غاضریّه.

فرمود: نام دیگری هم دارد؟ كسى گفت: نینوا.

فرمود: دیگر؟ كسى گفت: شاطئ الفرات.


فرمود: دیگر؟ كسى گفت: كربلا.


برچسب‌ها: روضه امام حسین, متن روضه, ورود به کربلا, دوم محرم, ذاکر کربلا
ادامه مطلب
[ جمعه 26 آبان1391 ] [ 3:33 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

آمدی چشم فراقم روشن

قدمت بر سر چشمم بابا

از سر نیزه رسیدی بنشین

تا بیارم کمی مرهم بابا


برچسب‌ها: اشعار محرم, حضرت رقیه, ذاکر کربلا
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 آبان1391 ] [ 11:49 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

بین من و دشمنانت آقا جنگ است

خاموش نمی شوم که مردن ننگ است

مثل تو شکسته اند دندان مرا

همواره جواب عاشقان با سنگ است


برچسب‌ها: اشعار محرم, حضرت مسلم, اشعار اهل بیت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 آبان1391 ] [ 8:8 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

بوی محرّم آمده ما را صدا کنید

ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید

سالی به انتظار شما گریه کرده ایم

شاید به چشم ما قدمی آشنا کنید

این هم شما و این دل ناقابلی که هست

وقتش شده که روضه ی خود را به پا کنید

قلبم برای سینه زدن تنگ آمده

رخصت دهید و در دلمان کربلا کنید

شال عزا به گردن من بسته مادرم

دارد امید، درد مرا هم دوا کنید


 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 آبان1391 ] [ 7:59 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

آسمان در نظرم تیره و تار است حسین

هر طرف می نگرم بوته خار است حسین

تا رسیدیم اخا تشنگیم افزون شد

این عطش حاصل نفرین بهار است حسین

آن سیاهی که نمایان شده نخلستان نیست

پس چرا دشت پر از نیزه سوار است حسین

خنده حرمله در دشت طنین افکنده

به گمانم که پی صید شکار است حسین

کوفیان شهره غارت گری و تاراجند

حتم دارم که دگر آخر کار است حسین



ادامه مطلب
[ شنبه 20 آبان1391 ] [ 9:10 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

ورود به ماه محرم


این راز پر از عذاب پیشت باشد

تصویر منِ خراب پیشت باشد

شاید که محرمت نبودم آقا

این اشک علی الحساب پیشت باشد 





ادامه مطلب
[ شنبه 20 آبان1391 ] [ 8:53 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

لباسی باید از جنس تجلی بر تنت باشد

که عریانی گواه اشتیاق رفتنت باشد

نجیبی مثل اسرار خدا جای شگفتی نیست

اگر جسمت فدای حرمت پیراهنت باشد

اگر کوهی به این سرهای بی تن هم نظر داری


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 آبان1391 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

باز آمـد بـوی مـاه روضه ها
بوی پرچم های راه روضه ها
باز بوی تربت کـوی حسیـن
روی پیـرا هن سیـاه روضه ها

بـاز بـایـد رفـت زیـر بیرق و
شد دخیل تکیه گاه روضه ها
مرغ دل پر می کشد تا کربلا
از میـان اشک و آه روضه ها
بـاز آرامـش بـرای قـلـب ها
بعـد گـریه در پناه روضه ها

شاعر : حمید ضیاء یزدی



ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 آبان1391 ] [ 8:54 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

جاده و اسب مهیاست،بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

ایستاده ست به تفسیر قیامت زینب
آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

خاک،درخون خدا  می شکفد می بالد
آسمان،غرق تماشاست بیا تا برویم

 




 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 آبان1391 ] [ 8:36 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]


لباس مشکی ما را به دستمان بدهید
به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید

مرا که راهی بزم عزای اربابم
برای زود رسیدن کمی توان بدهید

اگر خدای نکرده در آخر خطم
به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید

نماز گریه ی ما با امامت سقاست
به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید

برای آنکه بمانم همیشه بر درتان
به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم
به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید

نام شعر : اذان گریه
علی اکبر لطیفیان شاعر :

اسلام علیک یا ارباب




ادامه مطلب
[ دوشنبه 15 آبان1391 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]
شيخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از محمد بن اسماعيل بن يزبع و او از "صالح بن عقبه" و او از پدرش و او از امام باقر(عليه‎السلام) روايت مي‎كند كه فرمود: هر كس حسين بن على (عليهماالسلام) را در روز عاشورا  دهم محرم  زيارت كند و نزد قبر آن حضرت گريان شود روز قيامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات كند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرين(عليهم‎السلام) بوده باشد.

راوى مي‎گويد: عرض كردم فدايت شوم براى كسى كه در شهر يا كشور ديگريست و نمى‎تواند در آن روز خود را به قبر آن حضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟


ادامه مطلب
[ یکشنبه 16 مهر1391 ] [ 9:1 قبل از ظهر ] [ دلسوخته ]

ماجرای عنایت امام حسین(ع) به مؤسس حوزه علمیه قم

در هفدهم ذیقعده سال ۱۳۵۵ هجری قمری مؤسس حوزه علمیه قم به جوار رحمت حق‌شتافت، آیت الله عبدالکریم حائری یزدی ۵۶ ساله بود که به ایران و شهر اراک هجرت کرد و با حضور پر فیضش، سه مدرسه آقا ضیاء، سپهدار و حاج ابراهیم اراک رونق دوباره یافت.
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 13 مهر1391 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ دلسوخته ]

درباره وبلاگ

بسم رب العالمین با عرض سلام خدمت دوستان خالصانه از همه دوستان و علاقمندان خواهشمندیم که مطالب و راهنماییها ونظرات خودراباما در میان بگذارید.


خداراشکر مداح ستایشخوان اربابم
به حق هشت و چارت روز رستاخیز دریابم
التماس دعا
ذاکر آستان اهل بیت :
سید عسگری داداش نژاد
کارشناس ارشد مدیریت دولتی
کارشناس فرهنگی دانشگاه
مدیر عتبات و عمره
و دارای کد مداحی عتبات)
تلفن هماهنگی مجالس
09331121416

طراح قالب
امکانات وب


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج